در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صدیقه یوسفی از شهرکرد: جا برای من گنجشک زیاد است ولی/ به درختان خیابان تو عادت دارم/ عادتم داده خیال تو که یادم باشد/ یاد من هم نکنی باز به یادت باشم.
محمدجعفر محقق از قم: دلم میخواهد تمام شعرهایم را که با قطرههای اشکم نمناک شدهاند، با نابترین سلیقه در طبقی از آبی احساس بچینم، گرداگردش را با شیرینترین و دوستداشتنیترین خاطراتمان تزیین کنم، و روی کارتش بنویسم: «تقدیم به او که اگر بدنهایمان جدای از هم است، از جبر زمانه به دو بودن ماست، وگرنه، بودنم، بیعطر وجودش پوچ است.» ممنون که آمدی، ممنون که هستی.
فاطمه پاکار از رفسنجان: ترک کردن تو مانند اعتیاد است. اولش دردی ندارد، ولی به مرور زمان خاکسترم میکند. من به معتاد بودن به تو عادت کردهام، ترکم نده.
محمود بلیغیان از اصفهان: پیروزی مقتدرانه و راهیابی تیم ملی والیبال کشورمان، برای اولین بار در تاریخ ورزش کشور به بازیهای جهانی المپیک 2016 را به ملیپوشان قهرمان و مردم عزیز کشورمان تبریک میگویم.
رضا رنجبریخواجه از تبریز: سلام و خسته نباشید به اعضای چاردیواری. مدتهاست خواننده چاردیواری شماییم. یک پسر و یک دختر دارم، آنها هم میخوانند و زندگی را با لبخند میگذرانیم. 20 سال است ازدواج کردهام. پسرم مهدی عمران میخواند. دخترم مهدیه دوم ابتدایی است و تا امروز هیچ کدامشان را کتک نزدهام یا به آنها حرف بد نگفتهام، حتی همسرم. خدا از همهشان راضی باشد. به زندگی لبخند باید زد.
محمد رضایی قدیم از ارومیه: سلام بر چاردیواریهای عزیز. مخلوقات عجیبی هستیم؛ برای گناهان خودمان وکیل هستیم و برای اشتباه دیگران قاضی.
ح . س از شوشتر: واقعا بعضیها فکر میکنند بازی با زندگی دیگران خیلی راحت است، ولی نه، دوستان بدانید راحت نیست، هر ماه 10 روز بستری میشوم. التماس میکنم نکنید، راحت نیست بازی با زندگی دیگران، من دارم میسوزم، دیگران نسوزند، به خاطر خدا نکن. برادر خوبم بدان برایم برادر نبودی! زرد شدم مثل برگ درخت، دلم پرحرف است، چشمهایم پر اشک.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: