سخنانی که اگر در فضای واقعی بود از به زبان آوردن آن و تخریب چهره، نام و عنوان دیگران به صورت مستقیم پرهیز میکرد. بخصوص اگر آن فرد یا افراد جزو چهرههای مشهور جامعه مانند هنرمندان و ورزشکاران باشد.
دلیل دوم، نبود مولفهای الزامآور به نام منشور اخلاقی در حوزه فضای مجازی است. برخی سایتها دارای مرامنامه و مقرراتی هستند ولی در عمل پیامهایی که در این سایتها گذاشته میشود، چندان تابع مقررات نیست.
دلیل سوم، انتقال ادبیات شفاهی به فضای مجازی است و به نوعی سایتها و شبکههای اجتماعی به فضای مکتوبنویسی شفاهی تبدیل شدهاند. این رفتار شفاهی یکی از ویژگیهای جوامعی است که یا کتاب نمیخوانند یا سرانه مطالعه در آنها پایین است. این جوامع تمام نظرات خود را زبانی مطرح میکنند.
همین رویکرد شفاهی وقتی به فضای مجازی منتقل میشود، بستری خواهد بود برای انتشار جملات زشت و رکیک، بخصوص به هنرمندان، ورزشکاران، سیاستمداران و چهرههای شناختهشده جامعه و بالطبع قهر برخی از این چهرهها از فضای مجازی.
دلیل چهارم این که، بسیاری از افراد فعال در فضای سایبر تصور میکنند که هیچ مجازات و تنبیهی به صورت قانونی در این حوزه نوظهور وجود ندارد؛ لذا برای این که سنگی در تاریکی انداخته باشند، حرف زشتی را نوشته و ارسال میکنند. این افراد اغلب فاقد نام و چهره واقعی هستند و به اعتبار همین جعل هویت، به خود جرأت جسارت میدهند. در حالی که اگر نقد و انتقادی به افراد مشهور وجود دارد چه بهتر که با نام و عنوان واقعی و در یک فضای گفتمانی مطرح شود و منتظر پاسخ منطقی باشند.
پنجمین دلیل، احساسی عمل کردن در فضای دیالکتیک مجازی است. بسیاری افراد این فضا را فارغ از عقل و منطق، بستری مناسب برای تخلیه هیجانات درونی خود میبینند. خشم خود را منتشر میکنند و با فحاشی، به آرامش میرسند. برای این افراد، فحاشی و ناسزا به چهرههای شناخته شده دارای لذت و تخلیه هیجانی زیادی است.
دکتر عباس اسدی - استاد علوم ارتباطات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم