در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مستند ناخدا سلیمان ساخته سعادتعلی سعیدپور به زندگی ناخدای یک کشتی در دوران پر آبی دریاچه ارومیه میپردازد که حالا با تغییر شرایط دریاچه مجبور به کشاورزی است، اما به دلیل شرایط جوی پس از تغییرات اقلیمی این دریاچه و پخش شدن نمک و ریزگردها روی زیست بوم اطراف، کشاورزی هم رفتهرفته صرفه اقتصادی ندارد و اهالی بندر زیبای شرفخانه مجبور به مهاجرت به شهر هستند.
دریاچه ارومیه پس از بحران خشکسالی که بر اثر استفاده بیرویه آبهای سطحی و زیر سطحی در اطرافش به آن دچار میشود، تازه اهمیت خود را نمایان میسازد و کار به جایی میرسد که سیاسیون هم در وعدههای انتخاباتی خود احیای دریاچه را به عنوان یک پروژه ملی عنوان میکنند. خشک شدن دریاچه علاوه بر آسیبهای فراوان اقتصادی به لحاظ پزشکی و ابتلا به بیماریهای پوستی هم برای مردم منطقه بشدت مشکل ساز شده و همه این آسیبها را میتوان در این مستند به وضوح دید. ناخدا سلیمان و زندگیاش بهانه خوبی است برای نگاه به زندگی تلخ اهالی منطقهای که روزگاری با کار و تلاش اطراف دریاچه را به مرکز اقتصادی و توریستی تبدیل کرده و حالا با سهلانگاری انسانی و مدیریتی، این منطقه به متروکهای تبدیل شده است. این سکون و تلخی باعث میشود ناخدای تنها مجبور شود با خاطراتش زندگی کند و آرزو کند با یک باران و برف بزرگ باز هم دریاچه به روزهای اولش بازگردد.
مستندهای زیستمحیطی بهطور کلی به دو نوع تقسیم میشود. اول مستندهایی که به شکل علمی و آکادمیک سراغ موضوع میرود و با استفاده از نریشن و واکاوی علمی و صحبت با کارشناسان سعی میکنند موضوع را برای مخاطب تشریح کنند، اما در گونه دوم فیلمساز سعی میکند مخاطب را به جغرافیای اثر وارد کند تا او در تجربه ساکنان و اهالی منطقه شریک شود. مستند ناخدا سلیمان به طور طبیعی از دسته دوم است و با سوژه قرار دادن یک ناخدای از کار بیکار شده سعی میکند اثرات تغییرات مخرب یک اقلیم را بر انسانها بررسی کند و البته در اینجا تلخی چهره و غم ناخدا کمک بسیاری به انتقال این حس کرده است. تاکید فیلمساز بر دیدن کشتی در حال تخریب در دریاچه خشک هم شاید از اصرار فیلمساز بر نشان دادن حس دردمندانه سرچشمه میگیرد.
مستند ناخدا سلیمان بدون آن که سراغ کارشناسان محیط زیست و اقلیمشناسی برود، با قرار دادن سوژه در جغرافیای اصلی و با کمترین دیالوگ و بدون نریشنهای طولانی، عمق فاجعه را نشان میدهد و البته در کلیت اثر یک حس غم و دلتنگی برای گذشته وجود دارد، اما بازسازی بعضی صحنهها از امتیازات این فیلم است به عنوان مثال در صحنهای که ناخدا میشنود جوانهای شهر بر اثر خشکسالی و بیکاری مجبور به مهاجرت هستند وانتی را میبیند که خانوادهای با تمام اسباب و اثاثیه در حال ترک محل زندگی خود هستند. این بازسازیها که مسلما با طراحی فیلمساز اتفاق افتاده نه تنها به کلیت اثر آسیب نمیزند، بلکه به انتقال حس اثر هم کمک فراوانی میکند.
در سالهای گذشته اعتراضات زیادی از سوی اهالی منطقه و نهادهای محیط زیستی برای احیای دریاچه صورت گرفته، اما توجه به یک نکته که علاوه بر سدسازی بیمورد و استحصال بیرویه آب در اطراف دریاچه، این جاذبه بینظیر قربانی توسعه کشاورزی و صنعتی منطقه شده و البته به نظر میرسد احیای این دریاچه به تفاهم و همکاری مردم و مقامهای مسئول به شکل همزمان نیاز دارد.
این روزها خبرهای خوبی از دریاچه به گوش میرسد که البته در حال حاضر در حد جلوگیری از نابودی کامل آن است.کاش روزی برسد که ناخدا سلیمان نه با دوچرخه در میان زمین خشک و نمکی که با کشتی از میان این دریاچه زیبا عبور کند و بازتاب نور خورشید روی آب این دریاچه زیبا را تماشا کند.
کاظم کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: