در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خوراکهایی از جنس روح، معنویت، عشق و عرفان. برای همین است که با شروع ماه رمضان درکنار سفرههای افطاری و سحری (که اتفاقا در جاهایی بسیار هم پررنگ و لعاب است!) سفرههای دیگری هم گسترده میشود. سفرههایی که به صورت حلقههای دعا و مناجات در مساجد یا محافل خاص و عام برپا میشود. خواندن دعای افتتاح بعد از افطار به صورت نوبتی در شبهای ماه رمضان یکی از خاطرات شیرین و به یاد ماندنی ما از دوران نوجوانی است یا خواندن دعای جوشن کبیردر شبهای قدر .
در این میان دعای سحر که دیگر برای خود جایگاهی ویژه دارد. سالهای سال است که این دعای ساده و معماوار ـ که در تفسیر و تشریح آن خردمندان و عارفان نیز درماندهاند ـ تکرار میشود و هر بار که میشنوی انگار تازگی دارد. لحن دلنشین و موسیقی کلمات و جملات که با ریتم آرام و ثابتی تکرار میشود، دلها را از زمین کنده و به آسمانهای روح میبرد. به جایی که بی پروا و راستین از او درخواست میکند: «خدایا. زیباییات را میخواهم، همه زیباییات را!» گویی این بشر خاکی هوس کرده است برای لحظاتی هم که شده پرواز را تجربه کند. دعا پلکانی است برای از خود کنده شدن و برای چنگ زدن به افقهای دیگر. زندگی که فقط خور و خواب نیست !
بیتردید یکی از زیباترین متون دعا در زبان فارسی مناجات خواجه عبدالله انصاری است. عارف زاهدی که او نیز بیواسطه و صریح با معبودش زمزمه میکرد: «اگر یک بار گویی: بنده من، از عرش بگذرد خنده من. ای کریمی که بخشنده عطایی، و ای حکیمی که پوشنده خطایی، و ای صمدی که از ادراک ما جدایی، و ای احدی که در ذات و صفات بیهمتایی، و ای قادری که خدایی را سزایی، و ای خالقی که گمراهان را راهنمایی؛ جان ما را صفای خود ده، و دل ما را هوای خود ده، و ما را از فضل و کرم خود آن ده، که آن به.»
محمد علیعسگری - جهان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: