در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرض کنید با برنامه قبلی به یکی از موزه ها، مثلا موزه سینما سر میزنید و در میان خاطرات ریز و درشت سینمایی خود، کپل خان را میبینید که در گوشهای از غرفه کودکان در این موزه نشسته است و به کودکان دیروز و البته کودکان امروز لبخند میزند.
بیتردید کودکان دیروز لبخند میزنند و کودکان امروز هم با دیدن کپل یاد کپلک شهرموشها میافتند و بزرگترها یادآور میشوند،کپلی که الان میبینند، جوانیهای پدر کپلک است و در آخر برق شادی و لبخند در چشمان و بر لبان آنها نقش میبندد.
بسیاری از افرادی که به موزه سینمای ایران میآیند به دنبال یک چیز هستند و آن هم خاطرات کودکیشان است. در نمایشگاه کودک و نوجوان موزه بخشی وجود دارد که بدون شک در لحظه ورود، نظر هر بازدیدکننده را به خود جلب میکند و آن هم چیزی نیست جز عروسک فیلمهایی چون گلنار، کلاهقرمزی، الو الو من جوجوام و دربهدرها. میان تمام عروسکها شخصیتی داستانی وجود دارد که بسیار محبوب است و آوای شادی همگان از دیدنش بلند میشود و آن چیزی نیست جز عروسک «کپل».
در شهر موشهای یک و دو و مدرسه موشها که مجموعهای تلویزیونی بود، از میان تمام عروسکهای مختلفی که برای این شخصیت جذاب ساخته شد، کپل موزه سینما اولین نمونه آن است. این عروسک که در فیلم «شهر موشها» استفاده شده بود، توسط گروه سازنده این فیلم که جزو بهترین خاطرات کودکی ماست به موزه سینما در سال 1376 ـ یعنی سالی که موزه در حال جمعآوری گنجینه خود بود ـ اهدا شد.
فیلم شهر موشها در سال 1364 به مدت 92 دقیقه ساخته شد که کارگردان عروسکی آن مرضیه برومند و کارگردان سینمایی آن محمدعلی طالبی بود و شخصیت «کپل» این داستان توسط حمید جبلی گویندگی و عروسکگردانی شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: