در یکی از روزهای گرم بهار طالبلو مهمان ما در جام جم بود. او آمد و از یک فصل پر از نوسان حرف زد اما باز هم چیزی نگفت که استقلالیها را برنجاند. طالبلو نمونه بارز یک بازیکن با تجربه و با تعصب است و بسیاری از کارشناسان فوتبال پس از موفقیت دو ساله وحید طالبلو از سال 84 تا سال 86 در مسابقات داخلی و ملی فوتبال او را با احمدرضا عابدزاده اسطوره دروازهبانی فوتبال ایران مقایسه میکردند و او را عابدزاده دوم نامیدند. وحید هر جا که اسمی از استقلال بیاید سرش را بالا میگیرد و با افتخار میگوید:«من هم یک استقلالیام.»
وحید طالبلو روزهای خیلی سختی را پشت سر گذاشته است.
بعد از آسیبدیدگی در شاهین بوشهر، یکسال فوتبال بازی نکردن و آسیبدیدگی دست. حرفهایی که میخواهند تخریب کنند. آن یکسال به عنوان ده سال گذشت، اما تجربه بود. ماها چون وسط گود هستیم از پایین خیلی سخت است.
قبل از آن مصدومیت به شما هم بهتان زدند و این درد مصدومیت را بیشتر کرد.
بله، اما خدا را شکر میکنم.
امسال پرسپولیس اگر یک نصفه وحید طالبلو داشت قهرمان بود. چرا به تیمهای دیگر نرفتید.
پیشنهاد داشتم، اما اولویتم مردم و هواداران بود. من هدف داشتم و به حرفهای مردم اهمیت میدهم. شما وقتی مطلبی میخوانید میفهمید این مطلب دلی است یا پشت پردهای. من آنهایی که دلی بود را بالا و پایین کردم. خیلیها به من گفتند برو و ما دوستت نداریم. همه طرفدارهای استقلال بودند. یک عده گفتند برو دنبال آیندهات. در استقلال حیف میشوی. پرسپولیسیها هم به من میگفتند ما تو را در استقلال دوست داریم. من بعد از 13 سال استقلالی بودن دیگر از جنس پرسپولیس نبودم. اما نرفتم تا روح خیلیها مکدر نشود. هر چقدر کسی را زیاد دوست داشته باشید و چیزی از او ببینید از او متنفر میشوید؟
کلا تجربه نشان داده که وقتی بازیکنان بزرگ از تیمی به تیم دیگر رفتند آن شرایط قبل را ندارند.
من اینها را دیده بودم، اما اهل حاشیه نیستم و فکر نمیکنم چنین چیزی برای من پیش میآمد. هیچوقت کری نخواندهام و از باخت پرسپولیس خوشحال نمیشوم. به دلیل اینکه مردم دارند با این تیمها زندگی میکنند. من فقط مقابل تیم خودم از باخت پرسپولیس خوشحال میشوم. شاید احساسی باشد اما... در استقلال خیلی سلیقهای تصمیمگیری میشود و به نظر مردم احترام نمیگذارند.
میخواهید در استقلال بمانید؟
من چند تا هدف در سال گذشته داشتم. یکی اینکه به همه ثابت کنم در هیچ باندی نیستم. هدف دوم همان گل به خودی بود. من نشان دادم که برایم استقلال مهم است. قراردادم از همه کمتر بود. نصف همه قرارداد بستم. هدف سوم این بود که بیشتر بازی کنم. اما در بازی با استقلال اهواز ما باید میباختیم. روز خوب تیم ما نبود. اگر آن توپ را نگرفته بودم... من نمیخواهم بگویم فقط من اما تلاشم را کردم. من برای ماندن در استقلال خیلی اذیت شدم. به مظلومی هم گفتم که فقط یادت باشد که شاید من روزی یک امتیاز برای تیم بگیرم. در اهواز با استقلال خوزستان چند تا موقعیت صددرصد گرفتم. آن بازی شش امتیاز داشت و اگر میباختیم دیگر به این جا نمیرسیدم.
با همه اینها فصل آینده در استقلال میمانی؟
تصمیمگیری خیلی سخت است. من قرارداد دارم. دو سال دیگر. خودم دوست دارم بمانم. استقلال تیم من است، اما به شرایط بستگی دارد.
10 سال بعد وحید طالبلو باید دستکشهایش را بیاویزد. به مربیگری فکر کردهای؟
من سعی کردهام کلاسها را پشت سر بگذارم. حتما این کار را میکنم آن هم اول به خاطر معلومات خودم. وقتی کلاس درجه سه را رفتم فهمیدم مربیان از بازیکنان چه میخواهند. من هدفم سرمربیگری است و میخواهم از تیمهای پایه شروع کنم. میخواهم اولی بیایم بالا. اگر نشود حباب است. من در جوانان و امیدهای استقلال که بودم بازیهای دربی را استرس داشتم.
از لابهلای حرفهای وحید
* نصف بیشتر کسانی که دور آدم هستند به خاطر شهرت و پول... است. غربال میشود و میبینید از 50 تا 5 نفر میمانند اما آن 5 نفر با ارزش هستند.
* منافع مالی برای کسی نداشتم و همیشه قراردادم کم بود. اگر قراردادم یک میلیارد بود برای خیلیها منافع داشتم. اگر قراردادم یک میلیارد بود 500 میلیون میرفت و... تبلیغات و همه حامی هستند و برای همه جذابی. اما برای من هر سال قراردادم کم میشود.
* اگر در باند قلعهنویی بودم هر کجا که او میرفت باید با او میرفتم.
* عزت و ذلت دست خداست. من آن سال 9 تا پنالتی گرفتم. من میخواستم این چیزها از ذهن مردم پاک شود که طالبلو تبانی کرده است و از روی عمد در بازی با پیکان گل خورد.
* من هیچوقت در دربیها استرس نداشتم و کمترین باخت را داشتم. یک هفته قبل از دربی همه کارهایم را تعطیل میکنم. تلفنهایم به روزی یکی دو تا میرسد. خانوادهام هم میدانند. تمام تلاشم را میکنم تا پیش مردم شرمنده نشوم.
* فوتبال ما چکیدهای از جامعهمان است. برای آنهایی که اعتقاد به یکسری اصول دارند خیلی سخت است. قراردادت هر سال 100 میلیون کم شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم