پیش‌بینی سیاست‌های منطقه‌ای واشنگتن در دولت آینده آمریکا

بازگشت به دکترین آیزنهاور

ایام انتخابات در آمریکا، جمهوریخواهان و دموکرات‌ها شعارهای خاصی را مطرح می‌کنند که برخی از آنها به حیطه سیاست خارجی برمی‌گردد و حساسیت‌هایی را در ایران ایجاد خواهد کرد، ولی واقعیت قضیه این است که دو حزب آمریکایی خودشان را طبق مقررات سیاست خارجی آمریکا تابع راهبردهای کلان امنیت ملی کشورشان می‌دانند.
کد خبر: ۹۱۰۹۲۱

راهبرد سیاست خارجی آمریکا برای قرن 21 مشخص است. در ربع اول قرن بیست و یکم اساس راهبرد آمریکا، استراتژی هزاره دوم است. هر رئیس‌جمهور آمریکا چه جمهوریخواه و چه دموکرات، براساس این راهبرد عمل خواهد کرد. این راهبرد هم سه بخش از منافع را برای سیاستمداران آمریکا تعریف کرده که عبارت است از:

1ـ منافع مبتنی بر بقا: هر چیزی که بقای آمریکا را تهدید کند، از سوی روسای جمهور دموکرات یا جمهوریخواه مورد برخورد نظامی قرار می‌گیرد و آنان جنگ را پیشدستانه شروع می‌کنند.

2ـ منافع حیاتی: این بخش از منافع مربوط به امنیت انرژی و متحدان آمریکاست. در چنین شرایطی سیاستمداران آمریکا از سیاست تنبیه و کسب حمایت جهانی برای جنگ حمایت می‌کنند. مثل همان چیزی که در قبال عراق، لیبی و... اعمال شد.

3ـ منافع مهم: مسائلی چون حقوق بشر و پیشبرد دموکراسی و مقابله با تروریسم در این بخش از منافع آمریکا قرار می‌گیرد. آمریکایی‌ها در این حوزه بیشتر از سیاست‌های تحریمی برای پیشبرد اهدافشان استفاده می‌کنند.

اشتراک ترامپ و کلینتون بر راهبرد تحریم

با این مقدمات روشن می‌شود موضوع ایران در دوره ریاست جمهوری ترامپ یا هیلاری کلینتون دیگر در حوزه منافع اول و دوم مطرح نیست، بلکه این موضوع به منافع سوم ایالات متحده آمریکا برمی‌گردد و در این حوزه هم ایران عملا از زیر خط تحریم خارج شده و تحریم‌های فرامرزی که قرار بود آمریکایی‌ها اعمال کنند، دیگر قابل اجرا نیست؛ چون بقیه کشورهای دنیا خودشان را از آمریکا دور کرده‌اند. در شرایط کنونی شرق آسیا، ‌روسیه، چین، هند و ژاپن دیگر ایران را مورد تحریم قرار نمی‌دهند. کشورهای اروپایی هم در جایی که خودشان به صورت مستقل عمل می‌کنند، ایران را تحریم نمی‌کنند، اما در برخی مواقع که در قالب نظامات خاص سرمایه‌داری با آمریکا همراه هستند،‌ تحریم ایران را ادامه می‌دهند. بنابراین تصور می‌شود حتی اگر آقای ترامپ هم روی کار بیاید، نمی‌توان آن را به معنای جنگ با ایران تعبیر کرد، چون سازوکارهای سیاست‌ خارجی آمریکا و تحولات منطقه، این اجازه را به رئیس‌جمهور آمریکا نمی‌دهد که جنگی را علیه ایران به راه بیندازد، اما در عرصه شعارها می‌توان تفاوت‌هایی قائل شد. خانم هیلاری کلینتون در این عرصه معتقد به حفظ تحریم‌های باقیمانده علیه ایران است. به عبارت دیگر او خود را به اجرای برجام و شرایط پسابرجام پایبند می‌داند، اما در عین حال نیز معتقد است که باید تحریم‌های باقیمانده را حفظ کرد. در مقابل، آقای ترامپ بر این باور است که در همراهی با کنگره می‌تواند به نوعی بازگشت به تحریم‌های گذشته علیه ایران را در دستور کار قرار دهد. با این وصف به نظر می‌رسد بحث بازگشت به تحریم‌های گذشته علیه ایران بیشتر محدود به شعارهای انتخاباتی است و اساسا در عمل او قادر به اجرایی کردن چنین سیاستی نخواهد بود. رای‌گیری‌های اخیر در کنگره آمریکا نیز این واقعیت را نمایان کرد. از جمله در رای‌گیری اخیر که موضوع تحریم‌های تازه ایران مطرح شد ما دیدیم که طرح آقای کاتن در سنای آمریکا رای نیاورد و با وجود رای آوردن این طرح در مجلس نمایندگان آمریکا، اما 168 نماینده به آن رای منفی دادند و این اولین بار در تاریخ مجالس آمریکاست که 168 نماینده به یک طرح ضدایرانی رای منفی می‌دهند.

رژیم صهیونیستی در سیاست خارجی آمریکا

به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها درصدد منطقه‌ای کردن نوع رفتار با رژیم صهیونیستی هستند؛ به این معنا که آنان گمان می‌کنند نباید بیش از اندازه وارد چالش‌های منطقه‌ای شوند. اتخاذ چنین رویکردی پیروی از دکترین آیزنهاور است. آیزنهاور معتقد بود آمریکایی‌ها نباید خود را وارد دعواهای منطقه‌ای کنند. بنابراین در نحوه تعامل با رژیم صهیونیستی، جمهوریخواهان و دموکرات‌ها براساس این مدل رفتار می‌کنند. البته در زمان انتخابات برای کسب پشتوانه مالی و رسانه‌ای آژانس جهانی یهود،‌ شعارهای همراهی با اسرائیل سر داده می‌شود، اما موضوع رژیم صهیونیستی برای سیاستمداران آمریکایی در قالب خط دوم منافع آمریکایی‌ها ارزیابی می‌شود.

بحث بر سر «اسد»، در چالش سوریه

گمان می‌رود در موضوع سوریه، مواضع آمریکا به ایران نزدیک‌تر از مواضع عربستان است. آمریکایی‌ها زمانی که بحث تروریسم را مطرح می‌کنند، بشدت نگران هستند، اما از این جهت از بابت ایران نگرانی ندارند. به نظر می‌رسد نوع بازی ایران در سوریه نقش مهمی را در این باره ایفا خواهد کرد. اختلاف اصلی آمریکا با ایران درباره سوریه نیست، بلکه مساله اصلی حفظ قدرت بشار اسد است. از نظر ایران، وی حافظ جبهه مقاومت است و از این رو مورد حمایت ایران قرار دارد. اما در نقطه مقابل آمریکایی‌ها چون رئیس‌جمهور سوریه را ضداسرائیلی می‌دانند، خواهان کنار زدن او هستند، اما در حوزه تروریسم به نظر می‌رسد که مواضع آمریکا به ایران نزدیک است.

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه/ استاد روابط بین‌الملل دانشگاه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها