در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کسانی که به تاریخ صنعت گیم اشراف نسبی دارند، اغلب دو عنوان Doom و Quake را پیشکسوتان شکل دادن به زاویه دید اول شخص و شکل دادن به یک سبک نو با حال و هوای خاص میدانند. سنگینی این نام را از همین لقب میتوان متوجه شد.
با این حال مسالهای که اغلب از چشم همه دور میماند، این است که یک نام، چه نام برند، چه یک کارگردان یا هر چه، به تنهایی قادر نیست موفقیت یا کیفیت یک اثر را تضمین کند. چه بسا هنرمندانی که مانند هر انسان دیگری پایشان لغزیده و گاهی محصول خام و بیکیفیت تحویل مخاطب دادهاند. در هر حال، در تولید یک اثر هنری حتی یک اثر موسیقایی، عوامل متعددی از جمله ترانهنویس، آهنگساز، خواننده، نوازنده، تنظیمکننده و... دخالت دارند و مجموع کار تولیدی آنهاست که متاسفانه گاهی به نام یک نفر یا یک تیم یا یک برند تمام میشود. در حالی که حذف و جایگزینی یکی از این عوامل مانند آجری است که از لای دیوار بیرون بکشیم. شاید یک موردش موجب خرابی دیوار نشود، اما قطعا ریخت آن را مخدوش خواهد کرد.
اتفاقی که برای بازآفرینی Doom افتاده تقریبا اینچنین است. اولین Doom با بخش آنلاین پا به میدان نگذاشت. دومین نسخه قصد داشت در دنیای حکومت بازیهای مولتیپلیر به کارزار آمده و شاید دوباره جریانساز شود. متاسفانه اینطور نشد و کسانی که در بخش آنلاین بازی مشغول بودند، باوجود ایدههای گرانبهایی که داشتند، از پسِ عمل به وعدهها برنیامده و در نهایت، با وجود عالی بودن بخش تکنفره بازی، با یک مولتیپلیر عادی طرف هستیم که در درازمدت، بیش از هر چیز، قربانی عدم پشتیبانی از مادسازی خواهد شد.
در هر حال، قسمت جدید این سری محبوب، برخلاف رویکرد وحشت/ بقایی قسمت سومش، به همان ریشههای سریع و خشن گذشته بازگشته است. داستان بازی چندان چیزی برای گفتن ندارد و بازیکن را یاد ورزشکاری میاندازد که از ورزش فقط تزریق هورمون و کتککاری را یاد گرفته و خوی پهلوانی را به ارث نبرده است.
قهرمان بازی که با نام Doom Marine معرفی میشود، پس از سالها از تابوتی برمیخیزد. اشاراتی در بازی با این مضمون هست که او در اعصار گذشته قدرتی مخوف داشته و پیش از آنکه نیروهای اهریمنی بتوانند در این تابوت زندانیاش کنند، تقریبا دوزخ را به ورطه نابودی کشانده بود. وی پس از اطلاع از تصمیم یک فرد خاص برای باز کردن پورتالی به دوزخ و باز کردن پای اهریمنان به زمین تصمیم میگیرد جلوی وی درآمده و متوقفش کند.
از داستان بشدت کلیشهای بازی که بگذریم، بخش تکنفره بازی، از عمده جهات دیگر هواداران را اقناع میکند. اگر در گذشته Doom بازی کرده، بخصوص در همان چند سال پس از انتشار و با آن خاطرهای دارید، این بازی حس گذشته را در شما بیدار خواهد کرد. دلیلش هم این است که این Doom، پیادهسازی عینی عناوین گذشته نیست، بلکه سریعتر، خشنتر، پر سر و صداتر و انفجاریتر از همیشه است. در مقابل از بازیکن توقع تلاش بیشتری دارد. شاکله بازی را میتوان در یک عبارت، به نسخه جهش یافته بازی Painkiller تشبیه کرد. موجودات اهریمنی چپ و راست به سر بازیکن ریخته و او باید به هر ترتیبی جلوی آنها را بگیرد. حملات با مهارت تمام طراحی شده و اجرای آنها روی دشمنان لذت خاصی دارد.
جنس وحشت نیز در این Doom با خیلی از عناوین مشابه فرق دارد. دشمنان به آهستگی بازیکن را غافلگیر نمیکنند. عمدتا باید با فوج فوج دشمن دربیفتید. همین باعث میشود بازیکن مدام در حالت هوشیاری بماند تا بتواند بموقع عکسالعمل نشان بدهد.
متاسفانه مراحل بازی پس از چندی یکنواخت میشود و احساس دگرگونی درستی نسبت به محیط در بازیکن بیدار نمیکند. حقیقت این است که بازی Doom با تمام خواص و جذابیتهایش، در عمل یک بازی ساده است.
بندرت پیش میآید بازی دچار تحول خاصی بشود. با این حال مبارزات بازی چنان نفسگیر و پرهیجان از کار درآمده که بازیکن را به فراموش کردن تمام این کاستیها مجاب میکند. اسلحه بازی از نقاط قوت آن است. برخی سلاحها قدرت به نسبت پایینی دارند و احتمال زیادی است که بعضی دیگر را به کل از چشم بیندازید. با این حال اغلب تسلیحات بازی نهایت جذابیت را در استفاده خود القا میکنند. با مرور و با کسب ارتقاهای متعدد، میتوان این اسلحه قوی را بیشتر هم تقویت کرد.
یکی از جذابیتهای این بازآفرینی، Glory Kill است. نقش این عنصر در گیمپلی بهاین صورت است که پس از وارد آوردن صدمه کافی به دشمنان، میتوانید یک فن مهلک روی آنها اجرا کنید. پیش از انتشار بازی، حدس بسیاری از منتقدان این بود که این حرکات بهسرعت بازی لطمه خواهد زد. خوشبختانه همه اذعان دارند چنین نیست و ارائههای تاکتیکی این حرکت، مانند بازیابی سلامتی قهرمان بازی، گیمپلی بازی را تقویت کرده است. همین مورد بازیکن را تا نفسهای آخر به حمله سهمگین و رویارویی جدی با دشمن ترغیب میکند.
پس از مدتی نیز بازیکن به یک اره برقی مجهز میشود که با به کارگیری آن روی دشمنان، مقادیر قابل توجهی مهمات باز خواهید یافت. البته اره برقی از سوختی استفاده میکند که زود به زود یافت نمیشود و همین مورد نیز به یکی از اضلاع استراتژیک بازی تبدیل میشود.
هوش مصنوعی دشمنان حالتی متخاصم دارد و اغلب بیمحابا به سمت بازیکن کشیده میشوند. این در کنار تعدد بیشتر دشمنان و افزایش اندازه و خشونت آنها، به سختی بازی در طول مراحل میانجامد. چنین سیستمی بازیکن را بیش از حد معمول به استفاده از مواد منفجره ترغیب میکند. با این حال، همین مساله موجب شده اغلب صحنههای درگیری حالتی یکنواخت پیدا کند.
با وجود این یکنواختی، قدرتمندتر شدن دشمنان با پیشرفت در مراحل، تنوع خوبی به بازی بخشیده است. اسلحه بازی نیز همچنان که اشاره شد، به مرور و با ارتقاهای بیشتر، قویتر و جذابتر ظاهر شده و از Doom یک شوتر خالص و بیهمتا میسازد.
قسمتها و آیتمهای مخفی در بازیهای Doom تازه نیست، اما در این قسمت بیش از همیشه شاهد چنین مواردی هستیم که کسب ارتقاهای لازم برای اسلحه نیز از همین راه ممکن میشود. پرداختن به گردآوری این ارتقاها، بهای سنگینی است که بازیکن باید برای لذت بردن بیشتر از اسلحه بپردازد، چراکه گشتن به دنبال موارد مخفی بازی، وقفههای نهچندان خوشایندی میان مراحل پرآشوب بازی ایجاد میکند.
Doom
پلتفرم Xbox One، PS4، PC
ناشر Bethesda Softworks
سازنده id Software
سبک شوتر/ اکشن اول شخص
امتیاز 8
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: