چرا پرونده حاشیه‌نشینی و سکونتگاه‌های غیررسمی بسته نمی‌شود؟

حاشیه‌های حاشیه‌نشینی

79 میلیون و290 هزارنفر؛ این تازه‌ترین عدد جمعیت ایران است، تا دیروزکه درگاه ملی آمار لحظه به لحظه با هر تولد به روز می‌شد. چه تعداد از اینها مرفه‌اند، چه تعداد حد وسط و چه تعداد، آن پایین‌های اقتصاد، زیرخطوط فقر؛ دقیقا مشخص نیست، اساسا آمارها در ایران شبهه‌ناک است مثل آمار مربوط به افراد بی‌چیز و تهیدست که ساکن حاشیه شهرها هستند.
کد خبر: ۹۰۹۳۹۹

به یک روایت، عدد حاشیه‌نشین‌های ایرانی‌ ده میلیون نفر است، به یک روایت 11 و 14 میلیون و به روایتی تازه 18 میلیون نفر. این روایتِ آخری از مرداد پارسال بر سر زبان‌ها افتاد، از روزی که وزیر راه و شهرسازی تعریفی متفاوت از حاشیه‌نشینی ارائه کرد و گفت هر نوع دوری از جامعه حتی در مناطق مرکزی شهر، حاشیه‌نشینی محسوب می‌شود و با این متر و معیار جدید نتیجه گرفت که از 55 میلیون شهرنشین 18 میلیون نفرشان حاشیه‌نشین‌اند.

شنیدن از حاشیه‌نشینی یک چیز است و چشیدن طعم زندگی در حاشیه‌ها چیز دیگر. در حاشیه‌ها زندگی جریان دارد ولی در کمرنگ‌ترین شکل خود؛ زندگی با طعم فقر، درآمد پایین، سواد اندک، سلامت در خطر، بیکاری، طردشدگی، امید به زندگی پایین، دسترسی ناچیز به خدمات شهری، گم‌گشتگی، تعارض فرهنگی، تقابل هنجارها و ارزش‌ها و برخوردهای تنش‌زا.

بی‌دلیل نبود که رهبر معظم انقلاب اردیبهشت امسال وقتی گزارش دستگاه‌های اجرایی در حوزه آسیب‌های اجتماعی به دستشان رسید، حاشیه‌نشینی را جزو پنج آسیب اصلی کشور معرفی کردند و خواستار اصلاح این وضع شدند.

به هیچ وجه خوشایند نیست، اما واقعیتی است غیرقابل انکار که حاشیه‌نشینی را باید کنار اعتیاد، طلاق و مفاسد اخلاقی و اجتماعی (چهار معضلی که در اولین جلسه شورای اجتماعی کشور در سال 95 به عنوان آسیب‌های اصلی اجتماعی معرفی شد) با خط درشت نوشت و یادآور شد که اگر حاشیه‌نشینی افسارگسیخته‌تر از آنی که هست بشود، دور نیست روزی که آسیب‌های برآمده از آن، حاشیه‌نشینی را به اولین آسیب اجتماعی کشور تبدیل کند.

حاشیه‌نشینی، مشکلی کشوری

پنج استان نیمی از امکانات کشور را مصرف می‌کنند و ترازوی عدالت به این ترتیب بی‌تعادل می‌شود و این بی‌عدالتی، موج مهاجرت از روستا به شهر را قوی‌تر می‌کند.

مشکل این است و جز این نیست، عبدالرضا رحمانی‌فضلی، وزیر کشور بارها این را با ادبیاتی متفاوت توضیح داده و آخرین بار تشریح کرده که مقصر اصلی این وضع نظام بودجه‌ریزی و برنامه‌ریزی غلط است که موجب انباشت مشکلات اجتماعی، خدماتی، امنیتی، عمرانی و فرهنگی در حواشی کلانشهرها و شهرهای متوسط شده است؛ شهرهایی مثل تهران، قم، تبریز، مشهد، اهواز و زاهدان.

سرچشمه حاشیه‌نشینی همانی است که وزیر کشور می‌گوید و نحوه تولد حاشیه‌ها همانی که مرتضی میرباقری، معاون اجتماعی سابق وزیرکشور (که حالا بر صندلی معاونت سیمای سازمان صداوسیما تکیه زده) به دفعات گفته است، این‌که مهاجران چون توان اقامت در داخل شهرها را ندارند بناچار در بافت‌های فرسوده یا حاشیه‌ها مستقر می‌شوند و چون از این محیط‌ها به اندازه کافی مراقبت نمی‌شود زمینه بروز آسیب و بزه در این مناطق بیشتر از نقاط دیگر است.

همین می‌شود که باید در تعریف مناطق حاشیه‌ای بنویسیم اینها بافت‌هایی هستند که عمدتا مهاجران روستایی و تهیدستان شهری را در خود جای داده و بدون مجوز و خارج از برنامه‌ریزی رسمی و قانونی ِتوسعه شهری در درون یا خارج از محدوده قانونی شهرها برپا می‌شوند و عمدتا فاقد سند مالکیت هستند و از نظر ویژگی‌های کالبدی و برخورداری از خدمات رفاهی، اجتماعی و فرهنگی بشدت دچار کمبودند (تعریف ستاد ملی توانمندسازی سکونتگاه‌های غیررسمی.)

مرهم حاشیه‌نشینی چیست؟

ستاد ملی توانمندسازی وساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی تشکیل شده تا محدوده‌های اسکان غیررسمی در حاشیه شهرها را شناسایی کند و برای هر کدام البته با ترتیب اولویت، طرح‌های توانمندسازی و ساماندهی را تهیه و اجرا کند.

وزرای مسکن، کشور، نیرو، بهداشت، کار، صنایع و معادن، اطلاعات و دادگستری به همراه روسای سازمان‌های حفاظت محیط‌زیست و مدیریت و برنامه‌ریزی عضو این ستاد هستند، یعنی اگر قرار است مناطق حاشیه‌ای تکانی بخورد باید همه این نهادها دست به دست هم بدهند.

با فرماندهی این ستاد تاکنون اقداماتی انجام شده که امید است به نفع مردم حاشیه‌نشین تمام شود؛ ازجمله تهیه طرح مطالعاتی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی برای 91 شهر کشور که امیرحسن میررحیمی اردیبهشت پارسال در گفت‌وگو با ایرنا خبرش را داد و اعلام کرد وسعت این مناطق مطالعه شده 60هزار هکتار است که 974 محله غیررسمی و جمعیتی بیش از شش میلیون و500 هزار نفر را شامل می‌شود.

این را اگراضافه کنیم به امضای نخستین سند توانمندسازی سکونتگاه‌های غیررسمی کشور که سال گذشته با حضور نماینده دفتر اسکان بشر سازمان ملل متحد در ایران در شهرستان سبزوار امضا شد ( به عنوان دومین شهر بزرگ استان خراسان رضوی که 30 هزار نفر از جمعیت آن در حاشیه‌ها زندگی می‌کنند) واضح است که تلاش‌ها برای ساماندهی این سکونتگاه‌های پرعذاب و رنج در جریان است.

توانمندسازی و بهسازی این سکونتگاه‌ها تلاشی است برای ارتقای سطح کیفیت زندگی در این مناطق که دکتر پرویز اجلالی، جامعه‌شناس و مدیر سابق گروه شهری انجمن جامعه‌شناسی ایران به ما می‌گوید زمانی گره‌گشا خواهد بود که با راه‌اندازی کسب و کار برای مردم این مناطق، دادن وام به آنها و ارائه مشاوره‌های اجتماعی به ساکنان حاشیه‌ها زندگی برایشان راحت‌تر شود.

در واقع او پیرو نگاه‌های آرمان‌گرایانه نیست که حذف کامل سکونتگاه‌های غیررسمی را می‌خواهند بلکه معتقد است همه کشورهای در حال توسعه درگیر پدیده حاشیه‌نشینی‌اند و چون نظام اقتصادی‌شان نیاز به اصلاح دارد و این اصلاح در درازمدت شدنی است، باید تلاش شود کیفیت زندگی مردم در این مناطق بالا برود.

دکتر حبیب جباری، جامعه‌شناس توسعه و استاد دانشگاه نیز قائل به این طرز نگاه است.

او به جام‌جم توضیح می‌دهد که مردم ساکن مناطق حاشیه‌ای نه مزاحم شهرها هستند و نه باید به چشم آسیب به آنها نگاه شود بلکه آنها قربانی شرایط دشوار زندگی‌اند که فقر، بیکاری و پدیده‌های طبیعی مثل خشکسالی برایشان ساخته است.

این جامعه‌شناس می‌گوید اگر در سرزمین مبدا برای معیشت پایدار مردم کارهای اساسی انجام شود و اگر در مدیریت‌های شهری، مردم ضعیف و مشکل‌دار نادیده و طرد نشوند و اگر عدالت سرزمینی در سیاستگذاری‌های اجتماعی لحاظ شود، آن وقت حاشیه‌نشینی و آسیب‌های برآمده ازآن کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود.

به این ترتیب پرونده حاشیه‌نشینی و سکونتگاه‌های غیررسمی آن‌قدر حاد شده که امروز در جمع پنج آسیب اجتماعی اول کشور می‌نشیند و زمانی این پرونده بسته خواهد شد که حاشیه‌‌نشینی جدیدی ایجاد نشود و حاشیه‌نشین‌های فعلی به اندازه‌ای توانمند شوند که در معیشت وا نمانند. البته همان‌طورکه دکتر اجلالی، جامعه‌شناس می‌گوید، این دو زمانی محقق می‌شود که معیشت پایدار جای بیکاری و شغل‌های کاذب و بی‌آتیه را بگیرد.

مریم خباز - جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها