مجلس دهم از نمای نزدیک

مجلس دهم در حالی آغاز به کار کرد که موضوعات مطرح درباره رقابت دو چهره شناخته شده این مجلس، یعنی علی لاریجانی و محمدرضا عارف برای نشستن بر کرسی ریاست، بحث غالب این روزها بوده است؛ اما بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر از این دو چهره سرشناس، صرف‌نظر کنیم مجلس دهم از نظر داشتن چهره‌های سرشناسی که بتوان از آنها به عنوان وزنه‌ای در عالم سیاست یاد کرد، چندان غنی نیست و به قول معروف، جای ژنرال‌های سیاسی در مجلس دهم خالی است.
کد خبر: ۹۰۹۱۹۳

در این خصوص همین بس که لاریجانی در مجلس دهم به محور وحدت اصولگرایان تبدیل شده، در حالی که در مجلس قبل، بخش قابل توجهی از اصولگرایان منتقد جدی عملکرد او بودند و خودشان را در مجموعه‌ای تحت رهبری غلامعلی حداد عادل تعریف می‌کردند. اما در این مجلس در غیاب چهره‌های اثرگذاری چون حدادعادل، باهنر و بسیاری دیگر، اصولگرایان رمز موفقیت را در وحدت پیرامون لاریجانی می‌بینند و در سوی دیگر نیز در جریان اصلاح‌طلب، شرایط بهتری حاکم نیست و بجز عارف و یکی دو نفر دیگر، چهره شاخص سیاسی قابل توجهی میان نمایندگان وابسته به این جریان در مجلس نیست. البته برخی نیز چنین تحلیل‌هایی را قبول ندارند و معتقدند ژنرال‌های سیاسی، محدود به همان چند چهره شناخته شده نیستند و مجلس دهم، میزبان نمایندگانی است که می‌توان از آنها به عنوان وزنه در عالم سیاست یاد کرد. در سه یادداشت زیر به بررسی این موضوع و تبعات آن در مجلس دهم از نگاه سه کارشناس سیاسی یعنی محمدنبی حبیبی (دبیر‌کل حزب موئلفه)، محمدجواد حق‌شناس (فعال سیاسی اصلاح‌طلب) و محمدصادق کوشکی ( استاد دانشگاه) پرداخته‌ایم.

ژنرال سیاسی در مجلس دهم کم نداریم

محمدنبی حبیبی/‌ دبیرکل حزب موتلفه اسلامی

من معتقد نیستم که در مجلس دهم، ما نماینده‌های شاخص و برجسته اصولگرا که واجد شرایط اثرگذاری بر خانه ملت باشند، کم داریم. هرچند برخی چهره‌های شاخص جریان اصولگرایی خود را برای این دوره مجلس نامزد نکردند یا نامزدهای حاضر در عرصه، در تهران رأی نیاوردند، ولی من چهره‌های بسیاری را می‌شناسم که در اصطلاح، ژنرال سیاسی هستند و با برنامه‌هایی روشن، از حوزه‌های انتخابیه مختلف به مجلس دهم راه یافته‌اند.

البته انکار نمی‌کنم که به دلیل رأی نیاوردن برخی نامزدهای برجسته اصولگرا در تهران، تفاوت‌هایی از حیث فراوانی شخصیت‌های اثرگذار بین مجالس نهم و دهم وجود دارد، اما با نگاهی به منتخبان شهرستان‌ها، نگرانی از این بابت از بین می‌رود. به‌نظر من، همین چهره‌های کمتر شناخته شده ـ از حیث کشوری و نه استانی‌ـ می‌توانند با نطق‌های تاثیرگذار خود در مجلس، ظرفیت‌هایشان را بیش از پیش به نمایش بگذارند.

در دوره‌های پیشین مجلس، حزب موتلفه فراکسیون ویژه‌ای با حضور برخی اعضای خود که در مجلس حضور داشته و نیز برخی همفکرانی که به‌عنوان نماینده، قرابت بیشتری با دیدگاه‌های حزب موتلفه داشتند، تشکیل می‌داد. با توجه به ظرفیت‌های موجود در مجلس دهم، ما مشغول مطالعه روی این ایده هستیم که مانند ادوار هشتم و نهم، در دوره دهم مجلس نیز فراکسیون موتلفه را با عضویت برخی اعضا و نیز همفکران حاضر در مجلس تشکیل دهیم.

همچنین نباید فراموش کرد بخش قابل توجهی از نمایندگان مستقل مجلس دهم نیز از نظر مبانی سیاسی، اصولگرا محسوب می‌شوند؛ بنابراین یکی از وظایف بزرگان اصولگرا در خانه ملت که بحمدالله تعدادشان کم نیست، این است که منتظر تعاملات بیرونی نمانده و در درون مجلس، باب مذاکره با مستقل‌ها را باز کرده، از این ظرفیت برای افزایش قدرت اثرگذاری، استفاده کنند.

نیروهای کم تجربه، خود را به روز کنند

محمدجواد حق‌شناس‌/‌ فعال سیاسی اصلاح‌طلب

به نظر من نبود چهره‌های شاخص یا به قول معروف ژنرال‌های سیاسی در مجلس دهم، هم ابعاد مثبت دارد و هم ابعاد منفی که باید به این ابعاد توجه شود و آنها را آسیب شناسی کرد.

ما باید این روند را تحلیل کنیم که چرا چنین اتفاقی افتاده است، زیرا بر اساس اصل طبیعی و عقلانی، قوه مقننه محل حضور نیروهای درجه دو و سه نیست. مجلس باید محل حضور باتجربه‌ترین، باهوش‌ترین، باسابقه‌ترین و سالم‌ترین نیروهایی باشد که در عرصه قانونگذاری، سیاست‌ورزی و تدوین قوانین، امتحان خودشان را پس داده باشند و در عین حال برای آنها امکان گرفتن رای اعتماد از مردم فراهم باشد. به همین دلیل است که در دنیا ما شاهد شکل‌گیری سازمان‌های حرفه‌ای هستیم که بتوانند نیروها را تربیت کنند، آموزش دهند، مراقبت کنند و در عین حال خوراک لازم را نیز تهیه کنند که مجالس بتوانند درست تصمیم بگیرند، زیرا آثار تصمیم گیری مجالس دقیقا دارای ابعاد نسبی و ابعاد طولانی مدت برای جامعه خواهد بود.

اما متاسفانه این تجربه جهانی در خصوص مجالس در کشور ما چندان مورد توجه قرار نگرفته است و ما در قانون، هیچ رابطه منطقی بین احزاب و انتخابات نمی‌بینیم‌؛ بنابراین می‌بینیم احزاب کارکرد خاص خودشان را دارند، در حالی که مهم‌ترین کارکرد احزاب، انتخابات و حضور در رقابت‌های انتخاباتی است و مجلس هم شکل می‌گیرد بدون این که جایگاهی برای حضور احزاب در قدرت‌های سیاسی تعریف شده باشد.

اما با تمام این اوصاف، در پاسخ به برخی تحلیل‌ها مبنی بر این که نیروهای راه یافته به مجلس بر اساس نزدیکی به چهره‌های شاخص خارج از مجلس، عملا رای و نظر آنها را در مجلس نمایندگی کنند باید گفت: بافت مجلس این گونه نیست و وقتی نماینده‌ای روی کرسی مجلس نشست ویژگی‌های آن صندلی به گونه‌ای نیست که حتی اگر فرد خیلی سابقه و تجربه هم نداشته باشد به نیرویی تبدیل شود که بخواهد امر و نهی بشنود و از بیرون خط بگیرد.

اما طبیعتا مجلس و ساختار آن باید کمک کند این نیروها خیلی سریع‌تر به روز شوند و اطلاعات لازم را دریافت کنند. خوشبختانه امکانات برای نمایندگان فراهم است که بتوانند مشاور داشته باشند و حداقل این مشاوران بتوانند به لحاظ کارشناسی نیازهای کارشناسی نمایندگان را تامین کنند.

اگر در کشورمان از ساختار حزبی قوی برخوردار بودیم و نمایندگان در چنین ساختاری به مجلس راه می‌یافتند، احزاب وظیفه ساپورت کردن نمایندگان راه یافته به مجلس را داشتند و این نقطه قوتی است که در تمام دنیا هم اتفاق می‌افتد.

در ضمن خود مجلس هم نهادهایی دارد که این کار را می‌کند؛ مثل کتابخانه مجلس و مرکز پژوهش‌ها که عملا وظیفه پشتوانه‌سازی کارشناسی برای نمایندگان را به‌عهده دارند. هر نماینده هم طبق قانون می‌تواند بین سه تا پنج نفر نیرو داشته باشد که یکی دو نفر می‌توانند متصدی کارهای شخصی نماینده باشند، اما دو سه نفر می‌توانند وظیفه مشاوره و کارشناسی به عهده بگیرند. اینها همه در راستای این است که نمایندگان در جایگاهی باشند که درست تشخیص دهند و درست تصمیم بگیرند و تصمیماتشان را در چارچوب منافع ملی بتوانند منتقل کنند.

نبود افراد صاحب نام می‌تواند مثبت باشد

دکتر محمدصادق کوشکی‌/‌ استاد دانشگاه

بحث وجود شخصیت‌های سیاسی به بحث فرهنگ سیاسی کشور ما بر‌می‌گردد که معمولا اشخاص در این فرهنگ، مهم بوده‌اند؛ در حالی که عملکرد مجلس یک فرآیند جمعی است و ما می‌بینیم در مجلس، رای هر فردی چه یک فرد گمنام و چه یک فرد بسیار مشهور، عملا یکی است. البته باز هم به خاطر فضای فرهنگ سیاسی کشور ما، عملا برخی اشخاص این قدرت را دارند که در پارلمان، رای‌سازی کنند و به آرای نمایندگان جهت دهند؛ اما نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که یکی از کارویژه‌های مجلس، تبدیل نگاه شخص محوری و نگاه الیتیستی مبتنی بر اشخاص صاحب نفوذ، به نگاه جمعی برآمده از فراکسیون‌ها و احزاب و جریانات سیاسی است. ما می‌بینیم بسیاری از اوقات در مجالس دنیا که تمرین حرکت جمعی داشته اند و عملا مفهوم مجلس را به معنای دقیق آن درک کرده اند، اتفاقا اشخاصی که ممکن است خیلی هم مشهور نباشند در قالب فراکسیون‌ها و جریان‌های سیاسی ورود دارند و صحنه گردانی می‌کنند. در این مجالس، دیگر شخص مطرح نیست، بلکه جریان یا حزب خاص یا احزاب و فراکسیون‌ها و مجموعه‌های پارلمانی ایفای نقش می‌کنند.

بنابراین نفس این که در فضای پارلمان ما اشخاص صاحب نام وجود ندارند، نقطه منفی نیست به شرط این که چنین مساله‌ای مقدمه‌ای شود برای حرکت به این سمت که فراکسیون‌ها و جریانات سیاسی بدون این که نیازمند شخص صاحب نفوذ باشند به عنوان یک جمع ابراز وجود کنند و تصمیم‌سازی سیاسی داشته باشند.

حسین نیکپور/ روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها