در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیت، خانه و پرورشگاه واژگان است. واژهها در خانه خود قرار میگیرند و با هم درمیآمیزند و استعارهها، تشبیهها، تصویرها و تشخیصها آفریده میشوند. معنی در پیوند احساس و عاطفه شاعر در واژهها متبلور میشود و زبان تکوین مییابد. پژوهشگر برمیخیزد و در رصدخانه شناخت خود واژهها را میکاود.
واژه حقیقت به معنی راست، درست، حق، اصل و ذات هر چیز است. حقیقت، نام چیزی است که در جای خود قرار گرفته و ثابت است و به حقیقت؛ یعنی بهدرستی و درستی و درواقع، چنان که در این بیت سعدی شیرازی: «به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد/ که همی سخن بگوید به زبان آدمیت.»
اگر بپذیریم این بیت یک تجربه انسانی و واقعیت زندگانی است، چه چیزی در افق معنایی آن بیت برای ما بیان شده است؟ حقیقتی که نظیری نیشابوری، شاعر قرن 11 هجری در اینجا مطرح کرده است، نتیجه کنشی الهی و برداشتی عرفانی از نسبت آدمیان با جهان هستی است.
چرا حقیقت برای بعضیها شناختنی نیست؟ چشم ما برای نگاه کردن، گوش ما برای شنیدن و زبان ما برای سخن گفتن و پرسیدن است؛ پس کسانی که از این ابزارها برای شناخت جهان هستی و وجود بهره نمیگیرند، انسانهایی ناتوان، نادان و بیمارند؛ یعنی نابینا، ناشنوا و لال. هنگامی که چشم دل کسی کور باشد، حقیقت را درک نمیکند و به قول سعدی شیرازی: «نبینی به جایی که برخاست گرد/ نبیند اگر گرچه بیناست مرد.»
بنابراین برای پذیرش حقیقت باید دلی بدون هوا و هوس داشت. پردهای که شاعر در بیت مورد بررسی ما یادآور شده، همین هواپرستی و شیطانخویی است. پرده پندارهای باطل و خیالهای واهی است که خفاش را در تاریکی نگاه میدارد تا نتواند با آفتاب حقیقت روبهرو شود. پس باید روح حقیقتجویی در وجود ما گسترش یابد. روحی که از دل ما، از ژرفای جان ما یعنی سرچشمه عاطفه و احساس ما پیدا شده باشد. رسیدن به این مقام، پرهیزگاری میخواهد؛ خصلتی که ما را از صورتها و مجازها دور کند؛ چراکه به قول سعدی: «آدمی صورت اگر دفع کند، شهوت نفس/ آدمی خوی شود ورنه همان جانور است.»
فراموش نکنیم این ما هستیم که باید جهان هستی خود را بشناسیم؛ ما و دانشی که از خود داریم والا پروردگار جهان به هیچکس ستم نمیکند: ان الله لایظلم الناس شیئا و لکن الناس انفسهم یظلمون یونس، 44)
بنابراین یک حس انسانی شهودگرایانه در بیت نظیری نیشابوری هست که میتواند تجربههای درونی زندگانی سعدی شیرازی را نیز برای ما بازگو کند و از واقعیتی خبر بدهد: «فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید/ شرمنده رهروی که عمل به مجاز کرد.» و نظیری نیشابوری با شناخت واقعی و اعتماد به نفس تاکید میکند: «ما را چه اعتبار و اثر با وجود دوست/ جایی که جلوه کرد حقیقت، مجاز نیست.»
عبدالحسین موحد
پژوهشگر ادبیات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: