درباره نمایشگاه ونیز معاصر که آثار شما به آن راه یافت، صحبت کنید. این نمایشگاه چه تفاوتی با دوسالانه ونیز دارد؟
تفاوتش با دوسالانه ونیز در این است که در دوسالانه ونیز، یکسری اسپانسرهای عمومی و خصوصی از کشورها حضور دارند که هر کشور، مدیایی از هنر را ارائه میکند و هنرمندانی از طرف آن کشور آثارشان ارائه می شود. اما در آرت اکسپو یا نمایشگاه ونیز معاصر یک فراخوان بینالمللی منتشر میشود و همه هنرمندان می توانند در آن شرکت کنند. در واقع دومین نهاد فرهنگی ایتالیا این فراخوان را میدهد. امسال از خاورمیانه تنها آثار دو هنرمند پذیرفته شد. یک هنرمند از امارات بود و از ایران هم آثار من به نمایشگاه راه یافت. کلا 18 هنرمند از سراسر دنیا آثارشان به نمایشگاه راه پیدا کرد. آثار هم در قالبهای مختلفی مانند ویدئو آرت، نقاشی، نقاشی دیجیتال، پرفورمنس و . . . ارائه شده بود.
آثار شما در قالب نقاشی دیجیتال ارائه شده است. درباره پیشینه این مدیا در ایران و جهان صحبت کنید و اینکه اکنون این مدیا چه جایگاهی در هنر معاصر ایران دارد؟
اولین ریشههای نقاشی دیجیتال در دهه 70 میلادی در آمریکاست. اما در ایران سال 1999 اولینبار آقای ناصر پلنگی در گالری سیحون نمایشگاهی برپا کرد که کارهایش تلفیقی از نقاشی دیجیتال و چاپدستی بود. بعد از آن کمکم پیشکسوتان هم سراغ نقاشی دیجیتال رفتند و بعد عرصه به جوانها رسید. اما بیشتر مطالعاتی که در زمینه نقاشی دیجیتال انجام شده، روی هنرمندان پیشکسوت بعد و قبل انقلاب است. در حالی که درباره جوانها کمتر بررسی شده است. در کل میتوان گفت، نقاشی دیجیتال قالبی جدید در هنر است که در ایران همزمان با ورود رایانه های با گرافیک بالا، فراگیر شد.
درباره موضوع آثارتان که به نمایشگاه ونیز راه یافت، توضیح دهید.
دو کار از من به نمایشگاه راه یافت و مورد توجه قرار گرفت. موضوع نمایشگاه براساس فراخوان ساختار هویت بود. یکی از آثار، تلفیق تایپوگرافی (نقاشیخط) و موضوع زنان بود که این نقاشی خودش نوعی اثر اعتراضی بود. چون هر اثری از خاورمیانه را غربی ها فقط با متر و معیار تایپوگرافی با تاکید بر زن شرقی می بینند. این نگاه عموم بازار هنر جهان غرب نسبت به هنر خاورمیانه است. درحال حاضر بیشتر آثاری که در اکسپوهای جهانی فروش میرود با همین دید است. هرچقدر هم هنرمند خاورمیانهای خوب باشد، باز هم از نظر بازار هنری غرب نوعی بیگانه پنداری نسبت به هنرمندان شرقی وجود دارد. بنابراین نگاه زنانه ماهیت غربی دارد و دیدگاه نسبت به تایپوگرافی هم اینطور نشان داده می شود که هنری رو به زوال است و این هنر جوری دیده می شود که انگار دارد تبدیل به یک اتفاق مصرفی و توهمی می شود. من همین ها را دستمایه خلق اثرم کردم. اثر دیگرم با عنوان «ابعاد اقیانوس» است که در آن اقیانوس را به عنصر پاکی و عنصری برای افسانهسازی همه ملل ارائه کردم. در این اثر با یکسری بُعدنگاریهای خاص، نوعی هنر نوری پدید آوردم. جالب است که در ونیز «ابعاد اقیانوس» بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم