نقش کاراکترهای قهرمان را روی پرده سینما بازی کردهاید که الزاما افسانهای نیستند، خودتان دوست داشتید یا سرنوشت شما را به این سمت هدایت کرد؟
به نکته جالبی اشاره کردید جوابش را خودم نمیدانم. بازی در فیلمهایی مثل تور، شکارچی و سرعت، چندان عمدی نبوده است. بازیگران برای بازی در فیلمها دعوت میشوند و کمتر اتفاق میافتد که خودشان دست به انتخابی بزنند اما اگر چنین اتفاقی برای من رخ داده که بازیگر این نوع فیلمهایی باشم که گفتید، خیلی خوب است و برایم ارزش زیادی دارد. واکنش کسی مثل من بعد از شنیدن پرسش شما این است: ای وای، فکرش را هم نمیکردم قرار است در این نوع فیلمها بازی کنم. وقتی بازی در این فیلمها را قبول میکردم، احساسم این بود که قرار است در چند سکانس نبردهای افسانهای بازی کنم و برایم این نکته مهم بود. در یک کلام، کاراکترهای دلچسبی در این فیلمها داشتم و بازی در نقش آنها، برایم جذاب بود.
تحلیلگران اقتصادی سینما از فیلمهایی مثل تور و شکارچی، به عنوان کارهای سرگرمکننده و بزرگ تابستانی اسم میبرند. این تحلیل را قبول دارید؟
فکر میکنم درست باشد. تماشاگران هم از آنها استقبال خوبی میکنند و باعث میشوند فروش بالایی در جدول گیشه نمایش داشته باشند. این نوع فیلمها در لحظات مختلف خود سرگرمی، اکشن و حتی تراژدی دارند. البته داستانهایشان کمی تلخ و تاریک است اما مردم آنها را میپسندند.
فکر میکنید فیلمهای کمیکاستریپی و ابرقهرمانانه تا حدودی به حاشیه رانده شدهاند؟
تا حدودی بله. مدتی قبل از من سوال شد، آیا میخواهی آرنولد شوارتزنگر بعدی سینما باشی؟ از خودم پرسیدم مگر چه جور فیلمهایی بازی کردهام که چنین پرسشی از من میشود. شنیدن این پرسش کاملا ناامیدم کرد. بازی در فیلمهایم را به این دلیل قبول کردهام که شخصیت واقعی یا نزدیک به واقعیت در خود داشتهاند. داستانهایشان هم خوب و واقعی بوده است اما بعضی تماشاگران فقط سکانسهای اکشن و بزن بزن فیلمها را میبینند و به خاطر میسپارند.
برخی منتقدان به شکارچی، لقب یک وسترن را دادهاند که کاراکترهایش شبیه فیلمهای این ژانر قدیمی و معروف است. قبول دارید؟
جان لی هنکوک که فیلمنامه «نابخشوده» ایستوود را نوشت، آمد چند کار اصلاحی روی فیلمنامه شکارچی انجام داد. با هم خیلی بحث کردیم و درباره سکانسهای مختلف فیلمنامه حرف زدیم. متاسفانه بعضی از این سکانسها در فیلم نیست. آنها را خیلی دوست داشتم و اگر در فیلم بودند، آن را جذابتر میکردند. میتوان تاثیر دیدگاه هنکوک را در فیلم دید.
از فیلمساز تازه واردی مثل روبرت گرفته تا جاسی ودن و کنت برانا، همکاری با آنها چطور بوده است؟
آنها فیلمسازان کاملا متفاوتی هستند و هر یک روشهای خاص خودشان را دارند. به طور کلی، هر فیلمسازی از شیوههای ویژه خودش استفاده میکند و با بازیگر طرف میشود. شما هم در مقام بازیگر باید با آنها کنار بیایید و کاری را انجام دهید که آنها میخواهند. البته کنت برانا یک بازیگر ـ کارگردان است و این نکته، او را از بقیه فیلمسازان جدا میکند. او چون خودش هم جلوی دوربین فیلمبرداری بوده، خیلی خوب احساسات و حال و هوای درونی بازیگرش را درک میکند و با احساس او همراه میشود. به همین خاطر نوع برخوردش با بازیگر کاملا متفاوت است. مثلا وقتی میگویی، اینکار را چگونه انجام بدهم؟ نمیتوانم آن را حس کنم. کنت دقیقا متوجه منظور تو میشود. در کل، وقتی بازیگر میشوی بتدریج یاد میگیری چطور با کارگردانهای مختلف کارکنی و طوری جلوی دوربین ظاهر شوی که رضایت خاطر او را فراهم کنی.
فکر میکنید عمر مجموعه فیلمهایی مثل تور و شکارچی چقدر باشد و تا چه زمانی روی پرده سینما حضور داشته باشد؟
جواب دادن به این پرسش کمی سخت است. تا زمانی که تماشاچی از ماجراجویی کاراکترهای این فیلمها استقبال میکند، میتوان قسمتهای جدید آنها را تولید کرد. این یک واقعیت انکارناپذیر است که عمر هر مجموعه فیلمی را تماشاگران سینما تعیین میکنند. فروش بالای یک فیلم به معنی تضمین ادامه حیات آنهاست.
چه چیز بازیگری برایتان بیشترین جذابیت را دارد؟
ماجراجوییهایی که بهواسطه اینکار خلق میشوند. برای هر فیلم، به مکانهای تازه سفر میکنید و در قالب آدمهای متفاوتی فرو میروید. البته فیلمنامه برایم خیلی مهم است. از بچگی علاقه زیادی به کتابهای داستان داشتم و در دل داستان فیلمهایی که میدیدم غرق میشدم. خاطرات اولیهام بوفالوها و تمساحها هستند. با آنها برای خودم داستانسرایی میکردم و ماجراجویی میآفریدم.
ترجمه: کیکاووس زیاری
منبع: اینترتینمنت ویکلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: