حالا اگر برویم و در دل تاریخ جستجو کنیم، یکی از ضیافتهای پرخرج و با شکوهی که در دوره قاجار برگزار شد، عروسی عصمتالدوله دختر 9 ساله و دوستداشتنی ناصرالدین شاه با آقامیر، پسر دوستعلی خان معیرالممالک مسئول خزانهداری دربار قاجار بود.
زمانی که دوستعلیخان دختر شاه را برای پسرش خواستگاری کرد، دو میلیون قِران به عنوان پیشکش برای ناصرالدینشاه فرستاد و در پی آن، شاه نیز بلافاصله با درخواست خواستگاری موافقت کرد. البته نباید پذیریش این درخواست را صرفا بابت ارائه این پیشکش ارزشمند دانست چون به هر حال معیرالممالک به لحاظ امانتداری و وفاداری و همین طور ثروت جایگاهی بلندمرتبه در دربار ناصرالدین شاه داشت.
از ظواهر امر بر میآمد که مسئول خزانه داری شاه نیز نحوه خرج کردن را بخوبی بلد بود. او با توجه به مقام و منصبی که داشت دم و دستگاهی مفصل بهراه انداخت و زندگی مجللی را برای خود فراهم کرده بود. خانه ییلاقی او مانند قصری باشکوه بود و یکی از بهترین بناهای کشور محسوب میشد. بنابراین به گمان ناصرالدینشاه، دخترش در صورت وصلت با خانواده معیرالممالک، از همان امکانات و آسایش زندگی در دربار برخوردار میشد. از سوی دیگر داماد هم آدم بیدست و پایی به نظر نمیرسید و در همان دوران جوانی چشمهای از هوش و ذکاوت از خود نشان داده بود و به نظر میرسید که آینده درخشانی در انتظار اوست.
به هر روی، پدر داماد برای عروسی تدارک مفصل دید و هدایای ارزندهای را برای عروس خود فرستاد و از همه اشراف و ثروتمندان و کارگزاران دربار شاهی برای حضور در عروسی دعوت کرد. جالب اینجاست که با توجه به مخارج صورت گرفته، علاوه بر حضور چهرههای سرشناس، بسیاری از مردم عادی تهران و حتی سربازان ساخلوی تهران نیز امکان حضور در این جشن را پیدا کردند.
به مناسبت این جشن که ده روز طول کشید، ضیافتهای عمومی در محلات مختلف تهران برپا شد.
مادام کارلاسرنا، سفرنامه نویس اروپایی که در دربار ناصرالدین شاه حضور داشت و تجربیات و مشاهدات خود را از مناسبات دربار و اوضاع اجتماعی و فرهنگی آن عصر در قالب یادداشت ثبت کرده است درباره جهیزیه و مهریه این عروسی باشکوه مینویسد: جهیزیه بدون کم و کاست و بسیار مجلل در پشت شترها و قاطرها به خانهای که برای عروس ترتیب داده شده بود، حمل گردید. نقل و انتقالات این اسباب و اثاثیه، ده روز طول کشید. روز دهم روی سینیهای بزرگ نقرهای، جواهرات عروس را به همراه پنج میلیون سکه طلای ضرب شده ـ که مهریه وی بود ـ به خانه جدید بردند.
او همچنین درباره مرکبِ عروس برای رفتن به خانه بخت چنین نگاشته است: بالاخره شب، بعد از غروب آفتاب، فیل سفیدی که هودج زیبایی بر پشت آن گذاشته بودند، برای بردن عروس به اتاق حجله، در مقابل درِ قصر توقف کرد. ناصرالدینشاه که میترسید فیل چموشی کند، از دوستعلیخان خواست او نیز کنار دست فیلبان بنشیند. تعداد کثیری بهعنوان همراهان عروس به راه افتادند. تمامی بزرگان پایتخت علاقه داشتند که دختر شاه را تا خانه بخت بدرقه کنند.
مسافت بین قصر تا خانه داماد چراغانی شده بود. سربازان ساخلوی شهر همه مسلح بودند. هر سربازی در لوله تفنگ خود، شمع روشن حمل میکرد. دیوارهای شهر با پارچههای گرانقیمت و شالهای کشمیری تزئین شده بود و از قصر تا خانه داماد، زیر پای عروس قالیهای گرانبها گسترده بودند.
چراغانی بازار، افسانهای بود. دوستعلیخان، پیشاپیش هزاران شمع به آنجا فرستاده بود تا سر تا سر بازار را غرق در نور کنند. هرگز مردم به یاد ندارند که روزی به این زیبایی با دیدنیهای خیرهکننده در تهران دیده باشند.
فتاح غلامی - روزنامهنگار و کارشناس تاریخ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم