شروع فعالیت وی به سال 77 و بازی در سریال «خاطرات رمضان» به کارگردانی بهرام شاهمحمدلو برمیگردد که این فعالیت به صورت نقشآفرینی در چند سریال تلویزیونی دیگر ادامه مییابد. او در عین حال از سال 87 فعالیت خود را در حوزه کار کودک، با کلاسهای آموزشی نمایش خلاق در فرهنگسرای نیاوران آغاز کرده و پس از آن آثاری چون «چارتا بزی یه گرگی» ، «جادوگر شهر زمرد»، «جزیره لانگولیو» و « د اول دارکوبه ـ د اول دوستیه» را به عنوان طراح و کارگردان به اجرای عموم در آورده است. نمایشهای متولد هزار و سیصد و شصت و یک (الهام پاوهنژاد)، باغ آلبالو (آتیلا پسیانی)، متهم (امیر سرافرازیان) و... بخشی از نمایشهایی است که نانکلی در آنها ایفای نقش داشته است. با سروناز نانکلی که در آخرین کار حسین کیانی، مضحکه شبیه قتل، در نقش اختر مقوا خوش درخشید گفتوگوی کوتاهی انجام دادیم.
چگونه بازیگری در تئاتر را شروع کردید؟
پیوستن من به تئاتر، به ابتدای دهه 80 میرسد که به عنوان عروسکگردان و صداپیشه در نمایش «هشت لحظه» به کارگردانی زهرا صبری ایفای نقش میکردم و از آن پس با کارگردانان و چهرههای شناختهشده تئاتر نظیر آتیلا پسیانی، جلال تهرانی، حسین کیانی، سیامک احصایی، رضا حداد، سعید شاپوری، مریم سعادت، آزاده پورمختار، هما جدیکار، عباس غفاری، علی نجفی و فریدون محرابی کار کردهام.
مهمترین دغدغهای که در نمایش دنبال میکنید چیست؛ بازیگری یا کارگردانی؟
مهمترین دغدغه نباید گرایشها و زیرشاخهها باشد. به نظرم مهمترین دغدغه هر فردی که تحصیلات هنری دارد و در این زمینه فعالیت میکند باید فرهنگسازی باشد. فرهنگسازی به معنی شناساندن فرهنگ و هنر ایرانی و نیز به روز کردن مخاطبان در حوزه فرهنگ و هنر است.
چه شد از کارگردانی تئاتر به بازیگری رسیدید؟
سال 77 به مدرسه بازیگری «نقش» به مدیریت بهرام شاهمحمدلو رفتم و دو سال در آنجا دوره بازیگری و بازیگری تخصصی را گذراندم. در دوران دانشجویی هم فعالیت بازیگریم را ادامه دادم که از شناختهشدهترین آنها نمایش «تهران سال 85» به کارگردانی احمد کچه چیان بود که برای نقشآفرینی آن در جشنواره دانشجویی تقدیر شدم. نمایش ضد جنگ «خوابهای خاموشی» به کارگردانی ساناز بیان و کاظم سیاحی بود که در هشت جشنواره بینالمللی شرکت داشت و جوایزی را نیز کسب کرد. متاسفانه در زمان دانشجوییام سالنهای نمایش اندک بود و مدت زمان اجرایی که به گروههای دانشجویی تعلق میگرفت بسیار کم بود در نتیجه کار معمولا دیده نمیشد و در سکوت خبری پایان مییافت.
در حال حاضر مقوله بازیگری در کشور ما بهنوعی مساله شده است. تئاترها کم و بیش دارند ستارهمحور میشوند. بخشی از این اتفاق، به دلیل فروش گیشه طبیعی است، نظر شما در این خصوص چیست؟ ورود ستارهها به تئاتر تا چه حد به آن کمک یا آن را دچار ضعف میکند؟
متاسفانه با گیشهمحور شدن، این اتفاق پیش آمده و باید به کارگردان و گروه اجرایی این حق را داد که به فکر تأمین مخارج کار و خودشان باشند. حضور ستارگان، خوبیها و کاستیهای خودش را دارد. بهترین اتفاق، عمومی شدن مخاطبان تئاتر است. کسانی که در گذشته نمیدانستند تئاترشهر و ایرانشهر کجای تهران است حالا دستکم ماهی یک بار اجرا میبینند و این کار برای چرخه اقتصاد تئاتر فوقالعاده بوده است. اتفاق بسیار غمانگیز حذف پیشکسوتان تئاتری است که به دلیل ناشناخته بودنشان برای عوام، حضورشان کمرنگ شده و این ظلم بزرگی در حق آنهاست. امیدوارم مسئولان همدلی کنند و خودشان را جای هنرمندی بگذارند که عمری با عشق و درآمدی ناچیز زحمت کشیده و حال به جرم قراردادهای گیشهای خانهنشین شده است.
این روزها برخی از بازی بازیگران فعلی نمایشها تعریف و تمجید میکنند، برخی دیگر هم بهشدت منتقد آنها هستند و هنوز بازیگران قدیمی را ترجیح میدهند. شما چه فکر میکنید و کیفیت بازی بازیگران فعلی نمایشها را چطور میبینید؟
اینکه نقد هنری در سرزمین ما بیشتر سلیقهای است تا علمی اتفاق تازهای نیست. به همین دلیل تنوع نظر وجود دارد. به نظرم مشکل از آنجا شروع شده که بازیگران قدیمی بیشتر متخصص و تحصیلکرده در این رشته بودند، ولی امروز اولویت ها متفاوت شده و تخصص حرف آخر را میزند.
فکر میکنید داشتن پیشینه کارگردانی چقدر در بازیگری، مؤثر باشد یا اصلا تأثیری دارد؟
داشتن پیشینه و تجربه در تمام زمینههای هنری مطمئنا بیتاثیر نخواهد بود. برای من حضور در گروه کارگردانی باعث شده درک بیشتری در زمینههای مختلف اجرایی داشته باشم. از همه مهمتر سپردن تمام و کمال خود به کارگردان را یادگرفتم که متاسفانه بازیگران، امروز کمتر به این مهم توجه دارند.
حرف پایانی؟
امیدوارم روزی برسد بهکار کودک به عنوان یک حوزه تخصصی پرداخته شود. متاسفانه همکارانی هستند که گمان میبرند چون مخاطب کودک است متوجه کاستیها و کمکاریها نمیشود و کار کودک را صرفا منبع درآمدی میدانند که جیبشان را پر پول کنند. در خاتمه نیز از لطف شما دوستان مطبوعاتی سپاسگزارم و ممنون از مردم سرزمینم که هنوز روزنامه میخرند و میخوانند و حوصله میکنند.
مهرداد نصرتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم