باستانی پاریزی با این که بازنشسته شده است ، اما هنوز مثل سالهای گذشته در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران حاضر می شود و با وجود کهولت سن ، همچنان به فعالیت فرهنگی و علمی خود با سرزندگی و نشاط ادامه می دهد.
کد خبر: ۹۰۴۴۴
از 50سال پیش ، نام و آوازه استاد به گوش من رسیده بود. جدا از شخصیت علمی اش ، چهره منحصربه فردش ، گرمای سخن و کلامش و چشمان نافذش ، مرا برمی انگیخت تا روزی او را به آتلیه خود بکشانم. عاقبت برای نیل به این آرزو، به علی اکبر صنعتی مجسمه ساز متوسل شدم که هم دوست باستانی بود و هم همشهری اش. سال 1381، دکتر پاریزی به دفتر کار من آمد. حدود یک ساعتی نشستیم و از تاریخ و هنر و ادبیات حرف زدیم. در همان فاصله با بررسی چهره ، میمیک های صورت و حالات او، برنامه نورپردازی و عکسبرداری را طراحی و برنامه ریزی کردم. از او خواستم بایستد و دستانش را بر میز بلندی که مقابلش قرار دادم ، تکیه دهد. جز این ، چیز دیگری نخواستم و حالت یا فیگور خاصی به او تحمیل نکردم. صورت او، تکیده و لاغر و چین و چروک های زیادی بر آن نقش بسته بود. نورپردازی را به گونه ای انجام دادم تا هیچ چیزی از این چهره بشدت تاثیرگذار را از دست ندهم. باستانی پاریزی ، مورخ ، ادیب و شاعر است ؛ اما من در این عکس سعی داشتم چهره یک تاریخ نگار را به تصویر بکشم. نگاه مستقیم او به دوربین که درواقع به ما دوخته شده ، چهره جدی و پرصلابت ، سپیدی مو که با نورپردازی آن را تشدید کرده ام و تاکید بر ساعت مچی به عنوان نشان دهنده گذر زمان و... همه برای تشدید و تقویت وجهی از شخصیت استادی است که از تاریخ نوشته ، از فرهنگ گفته و خود اینک بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران محسوب می شود.