jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۹۰۳۲۱۴ ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵  |  ۰۰:۰۱

پسر 18 ساله به خاطر چشم در چشم شدن با پسر دانش‌آموز، او را با ضربه چاقو کشت.

به گزارش جام‌جم، ساعت 14 یکشنبه ماموران کلانتری رباط کریم در جریان درگیری دو پسر قرار گرفتند. ماموران با حضور در محل درگیری در یکی از خیابان‌های منتهی به هنرستان نورالهی شهرک داوودیه رباط کریم، متوجه شدند پسر 18 ساله‌ای که دانش‌آموز رشته تاسیسات بود هنگام بازگشت به خانه‌اش هدف ضربه چاقوی پسر 18 ساله ناشناسی قرار گرفته است. پسر مصدوم را اهالی پیش از حضور پلیس به بیمارستان فاطمه زهرا(س)، منتقل کرده بودند. ساعاتی بعد به پلیس اطلاع رسید پسر دانش‌آموز تسلیم مرگ شده است. با مرگ این دانش‌آموز روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد.

در مرحله بعدی ماموران با تحقیق از همکلاسی‌های مقتول متوجه شدند مهدی پسر آرامی بوده و با کسی اختلاف و دعوا نداشته و نمی‌دانند قاتل فراری با چه انگیزه‌ای جان دوستشان را گرفته است.

جست‌وجو برای دستگیری عامل این جنایت در حالی ادامه داشت که روز دوشنبه پسر 18 ساله که دچار عذاب وجدان شده بود، با حضور در کلانتری رباط کریم خود را تسلیم پلیس کرد.

متهم با انتقال به پلیس آگاهی در بازجویی‌‌ها گفت: مقتول را نمی‌شناختم. دو هفته پیش به طور اتفاقی او را حوالی مدرسه‌ای که درس می‌خواند، دیدم. آن روز چشم در چشم شدیم و با عصبانیت به او اعتراض و آنجا را ترک کردم. آن روز مادربزرگم حالش بد بود و به همین دلیل ناراحت و عصبانی بودم که با پسر دانش‌آموز دوباره چشم در چشم شده و او را با چاقو زدم.

تحقیقات از متهم در پلیس آگاهی رباط کریم ادامه دارد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر