چرایی ضعف فرهنگ عمومی

هر روز شاهد مشکل ضعف فرهنگ عمومی در پدیده های مختلف اجتماعی هستیم. از برخوردهای تحکمی برخی کارمندان ادارات با مراجعه کنندگان ، بویژه اداره هایی که بیشتر با مردم سروکار دارند
کد خبر: ۹۰۲۱۳
مانند شهرداری ها، آموزش و پرورش ، مخابرات و بانکها تا برخوردهای روزمره انسان ها در خیابان و کوچه و بازار و تصادفات اتومبیل ها و حرکت ترس آور موتورسیکلت ها از لابه لای اتومبیل ها و حتی پیاده روها، همچنین ، رفتار پیاده ها خود نیازمند آموزش های فرهنگی است که هنگام سوار شدن به اتوبوس ها و وسایط نقلیه عمومی و عبور از پیاده روها و عرض خیابان ها که متاسفانه بدون توجه به چراغهای راهنما، و بی آن که توجه داشته باشند چراغ برای عبور خودروها سبز است و نهایتا 30ثانیه به خودروها فرصت می دهد تا عبور کنند؛ اما عابران ، همان 30ثانیه را نیز صبر نمی کنند و انتظار دارند همچنان خودروها برای عبور آنها توقف کنند.
رفتار فروشنده ها در مغازه های مختلف از لباس و پوشاک گرفته تا سبزی و میوه فروش و فروشنده های دوره گرد که پیاده روها را ملک خود به حساب می آورند و از پهن کردن بساط خرده فروشی تا ایستادن در وسط پیاده رو با کیسه و میز و گونی و چمدان وسایل و چیده شدن بسیاری از وسایل مغازه داران در قسمتی از پیاده روها و اشغال محل عبور عابران با میز و سبد میوه و کاهو و ریختن زباله های فراوان از کاغذ و چوب و جعبه تا میوه ها و سبزیهای مانده به داخل جوی آب و اشغال حاشیه خیابان از سوی کسبه با جعبه نوشابه و صندلی کهنه و شکسته برای پارک نکردن خودروها و حاشیه خیابان را پارکینگ خصوصی مغازه های روبه رو تلقی کردن ، همه و همه نشاندهنده بی توجهی به فرهنگ عمومی و اصول رفتارهای اجتماعی است و باعث تشدید عصبیت ها و تندخویی ها و احیانا درگیری ها و ناسزاگویی ها و پرخاشگری هاست که هر روز در خیابان ها شاهد آن هستم و تاثیر این برخوردهای اجتماعی در خلق و خوی آدمها در رفتارهای خانوادگی و برخورد با اهل خانه و خانواده وای بسا که باعث به وجود آمدن بحران در خانواده می شود.
گرفتاری اولیائ در بیرون از منزل و کار در چند شیفت کاری برای تامین هزینه های زندگی از صبح تا ساعت 9و 10شب و خستگی مفرط در منزل و نبود وقت کافی برای توجه بیشتر به تربیت و آموزش فرزندان و صحبت با اعضای خانواده و گسست عاطفی و عدم برقراری ارتباط با آنها که خود می تواند منشائ بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و روحی و شخصی فرزندان ما باشد و همه این موارد، نشاندهنده بی توجهی و یا ناآشنایی نسبت به روابط اجتماعی و ضعف فرهنگ عمومی در جامعه است که باید در رفع آن کوشید و برنامه ریزی کرد.
براستی برای ارتقای سطح آموزش عمومی و بالا بردن فرهنگ اجتماعی چه تدبیری باید اندیشید و این مهم به عهده چه کسانی است؛
آنچه مسلم است ، این است که پرداختن به مقوله ای این چنین فراگیر، نمی تواند از عهده یک یا چند سازمان برآید، بلکه نیازمند هم اندیشی سازمان ها و ادارات و بهره گیری از نظرات کارشناسان و استفاده از راهکارهای مناسب روان شناسان اجتماع و آسیب شناسی های اجتماعی و بهره گیری از بسیاری از ابزارها از جمله فرهنگ و هنر که در قالبهای گفتگو، میزگرد، فیلم ، تئاتر و اجرای برنامه هایی در قالب طنز می تواند تاثیرگذار باشد و در این خصوص تلویزیون به عنوان یک دانشگاه عمومی و وسیله ای عام که عموم مردم از سنین کودکی و نوجوانی تا کهن سالی ، ساعاتی را در روز به تماشای برنامه های آن می نشینند می تواند وسیله ای مهم و فراگیر و عمده در ارتقای فرهنگ عمومی نقش داشته باشد، مشروط بر این که تهیه این قبیل برنامه ها از سوی اهل آن و دلسوزان و افرادی که نگران این وضع هستند، انجام گیرد و از کارشناسان آگاه به این مقوله ها استفاده شود.
ساختن برنامه های متنوع بویژه در قالب طنز و پخش از شبکه سراسری زمانی مفید خواهد بود که به وسیله عالمان و مصلحان و کارشناسان مسائل اجتماعی و دلسوزان جامعه و افراد نگران وضعیت موجود، فراهم آمده باشد.
تهیه برنامه هایی با هدف ارتقای سطح فرهنگ عمومی و نشان دادن برخی ناهنجاری ها به همراه فیلمهای مستند و گفتگو با اهل درد و خبره و ارائه راهکارهای عملی در حوزه های مختلف از جمله وسایلی ست که می توان از آنها سود جست.
اما متاسفانه در همین زمینه ها نیز افراد مصلحت اندیش و رابطه شناس و به اصطلاح دلال ، وارد گود می شوند و کاری ارائه می کنند که هم طرح و هدف مقدس اولی ، لوث می شود و هم خود به معضلی دیگر تبدیل می شود و در این میان فقط جیب برخی عوامل پر می شود، بی آن که تاثیری اجتماعی و اخلاقی داشته باشد.

حسین اسرافیلی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها