ساخت سد سیوند که از حدود 11سال پیش روی رود پلوار در حال احداث است هم اکنون مراحل نهایی ساخت خود را طی می کند.
کد خبر: ۸۹۸۹۵
این سد از نوع خاکی با هسته رسی است که ارتفاع تاج آن از سطح دریا 5/1826 متر خواهد بود. در بالاترین حد آبگیری ، مساحت حوزه دریاچه سد در حدود 13کیلومترمربع و در شرایط عادی حدود 11کیلومترمربع خواهد بود.
با احداث سد، زمین های زیادی زیر آب می رود و به ناچار برای شناخت بافت فرهنگی منطقه در ادوار مختلف باید بررسی های باستان شناختی در آن به عمل آید. دره بلاغی در بخش هخامنش شهرستان پاسارگاد قرار دارد.
این شهرستان که در شمال استان فارس واقع است ، از شمال با شهرستان آباده و استان یزد، از غرب با شهرستان اقلید، از جنوب با شهرستان مرودشت و از شرق با شهرستان بوانات همجوار است.
دره بلاغی در جنوب غرب محوطه باستانی پاسارگاد قرار دارد. فاصله ورودی تنگه با آرامگاه کوروش دوم به خط مستقیم 5/2 کیلومتر است. این تنگه بین 3کوه بلاغی بزرگ در شمال ، بلاغی کوچک در جنوب و کوچک در شرق محصور شده است. ارتفاع کف دره از سطح دریا 1800متر است. بلندترین نقطه تنگه با ارتفاع 2600متر از سطح دریا در منتهی الیه غربی کوه بلاغی بزرگ و در شمال غرب تنگه واقع است. با احتساب میانگین ارتفاع کوههای پیرامون که 2300متر از سطح دریا تخمین زده می شود، دیواره ای طبیعی به ارتفاع حداقل 500متر تمام اطراف دره را دربر گرفته است.
تنها راه دسترسی به دره ، 2معبر طبیعی است که در امتداد رود پلوار ایجاد شده ، یعنی جایی که رود وارد دره شده و جایی که از آن خارج می شود. غیر از این 2معبر دره هیچ ورودی دیگری ندارد.
الگوهای استقراری
منطقه کوهستانی و خرم دره بلاغی با ارتفاع 1800متر از سطح دریا، تنگه باریکی است که با انبوه درختانی که غالب آن را بادام وحشی و بنه تشکیل می دهد، پوشیده شده است.
رود پلوار با گذر از میان این تنگه بر طراوت آن می افزاید و آب کافی را برای تمام سال تامین می کند. اگرچه خاک منطقه از حاصلخیزی قابل توجهی برخوردار است ، اما به دلیل کمبود زمین های کشاورزی ، از دیرباز این منطقه مورد استفاده کوچ روهایی بوده که در پی چراگاه مناسب برای دامهای خود هستند.
در واقع تنگه بلاغی را باید منطقه ای جنگلی و ییلاقی به حساب آورد تا کشاورزی ؛ بنابراین بیشتر استقرارهای شناسایی شده منطقه متعلق به کوچ روهاست و آنها بودند که بیشترین آثار را در طول تاریخ استقرار منطقه بر جای نهاده اند.
همگی استقرارها، بجز محوطه باستانی کوچکی کنار کوهپایه ها و در دل دربندها شکل گرفته اند. از آنجا که احتمالا بخش قابل توجهی از استقرارها متعلق به کوچ روهاست ، استقرارها در جایی برپا شد که کوتاه ترین فاصله را با کوهستان و مراتع دارد.
تا آنجا که به مشاهدات ما مربوط می شود، در یک دربند و در زمانی واحد 2استقرار مجزا ثبت نشده است. این موضوع شاید نشان دهد که هر دربند در ضمن مرزی طبیعی برای خانوارهای ساکن در آن بوده است. این مرزهای طبیعی مشخص ترین علامت برای شناسایی حریم و محدوده استقرارهاست.
کیفیت استقرارها
همان گونه که اشاره شد بیشتر استقرارها از نوع فصلی بوده و متعلق به کوچ نشینان است. میان 130اثر و محوطه باستانی 41استقرار فصلی و چهار استقرار یکجانشینی ثبت شد.
میان استقرارهای یکجانشینی به نظر می رسد 2محوطه باستانی در این منطقه که هر دو نیز متعلق به دوره هخامنشی است بی ارتباط با دستگاه حکومتی نبوده باشند.
محوطه اول از نظر موقعیت جغرافیایی در محل نامناسبی واقع است ، زیرا با قرار گرفتن در تنگه تیرانداز و در باریک ترین نقطه تنگه ، عملا از زمینهای کشاورزی دور است. بعلاوه باید بر این نکته توجه کرد که این محوطه درست کنار رود پلوار شکل گرفته ، جایی که احتمال ضریب تخریبش به واسطه طغیان های سالانه رود بسیار بالاست.
محوطه بعدی نیز آن چنان که از یافته های سطحی بر می آید، احتمالا کوشک شاهانه کوچکی است میان تنگه و از آنجا که اطراف این سازه هیچ استقرار دیگری مشاهده نمی شود، احتمالا سازه ای کاملا مجزاست.
با توجه به این ویژگی ها به نظر می رسد حمایت های شاهانه برای بقای این دو محوطه ضروری بوده است. محوطه دیگری نیز در این منطقه وجود دارد که از برخی جهات میان استقرارهای دره بلاغی یک استثنا به شمار می رود، زیرا تنها محلی است که استقرارهای متوالی از آن به ثبت رسیده است. براساس یافته های سطحی ، این محوطه برای نخستین بار در دوران پیش از تاریخ - دوره باکون مورد سکونت قرار گرفته است. پس از این دوره حداقل آن بخش از دره که مورد بررسی قرار گرفت برای زمانی طولانی متروک شد. در دوره فراهخامنشی ، محوطه دوباره مورد سکونت قرار گرفت و این اسکان به طور متوالی و بدون وقفه تا دوره اسلامی به طول انجامید.
با هر بار اسکان بر اندازه محوطه افزوده شد تا این که احتمالا در دوره ساسانی این محوطه به بزرگترین استقرار دشت تبدیل شده است. با این همه از نظر موقعیت جغرافیایی ، این محوطه هنوز در آن دوره بیشتر متمایل به کوهپایه بود تا به میان دره و زمینهای کشاورزی. تنها در دوره متاخر اسلامی و در دوره صفوی بود که محوطه باستانی مذکور میان دره شکل گرفت. امروزه نیز درون دره هیچ روستایی وجود ندارد و تنها کوچ نشینان از آن استفاده می کنند.
دوره بندی فرهنگ های شناخته شده قدیمی ترین یافته های بررسی ، مصنوعاتی سنگی است که احتمالا به دوره بر دوستی زرزی تعلق دارند. یافته های هیات ایران ژاپن محوطه کوچکی را با استقراری بسیار ضعیف از دوره موشکی معرفی کرده است. پس از این دوره ، تنگه (بخش بررسی شده) برای چند هزار سال متروک شد تا این که بار دیگر زندگی در دوره فرهنگی در آن به جریان افتد. پس از این دوره نیز بار دیگر استقرارهای دره (بخش بررسی شده) متروک شد و این وقفه بلندمدت تا دوره هخامنشی به طول انجامید. از دوره هخامنشی به بعد، زندگی بدون وقفه در دره بلاغی جریان یافته و تا امروز قطع نشده است. با مطالعه تاریخ استقراری دره بلاغی می توان گفت تنگه در ادوار مختلف پارینه سنگی ، نوسنگی بدون سفال ، دوره شکل گیری ، جری ، شمس آباد، لپویی ، بانش و کل دوره عیلامی که شامل ادوار کفتری ، قلعه و شغا/تیموران است ، احتمالا متروک بوده است که دلیل آن هنوز معلوم نیست ؛ البته باید متذکر شد که نبود استقرارهایی از این دوران را می توان در چند عامل احتمالی دیگر نیز جستجو کرد.
نخست این که ممکن است برخی استقرارهای مذکور هنگام بررسی از دید ما مخفی مانده باشد. دیگر این که ممکن است تعدادی از این استقرارها، زیر رسوبات دفن شده و قابل رویت نبوده باشند.