معنی: یه پونصدی دیگه بذار رو کرایه داداش!
اصطلاح: دیگه خرجها با این مسافر بین راهی زدن هم در نمیاد داداش!
معنی: وسط راه مسافر دربست خورد، شما خودت محترمانه کرایه تو بده بپر پایین!
اصطلاح: اگه این کرایه رو قبول نداری، بزنم تاکسیمتر محاسبه کنه!
معنی: هر جور دیگه حساب کنی چهار لا پهناتر از کرایه ایه که گفتم... بده و خدا رو هم شکر کن!
اصطلاح: (راننده خط سید خندان ـ پیچ شمیران) کسی خیابون شریعتی پیاده نمیشه؟
معنی: میخوام یه سر برم خونه مون تو تهرانپارس، فلاسک چایی مو پر کنم بعد برم پیچ شمرون... حله؟!
اصطلاح: من وقتی آلمان بودم از این خبرها نبود که... اجازه بدین یه خاطره از تاکسیهای آلمانی براتون بگم...
معنی: یه جوری کرایه بده که تو سفر بعدی، جلوی راننده تاکسیهای آلمانی شرمنده نشیم!
اصطلاح: مسافر باید اهل دل و با صفا باشه...
معنی: هر کی بگه صدای سی. دی این خواننده ورزشکار و مردمی و قدیمی رو کم کنم با خودم طرفه!
اصطلاح: تخم پول خرد رو ملخ خورده... ما یه باجناق داریم بقالی داره ؛ طفلی میره از گداها پول خرد به قیمت بالاتر میخره!
معنی: چیه؟ چرا داری بر و بر منو نیگا میکنی؟ نکنه بعد از اون همه توضیحات، باز هم بقیه پولتو میخوای؟!
اصطلاح: من گواهینامه پایه یک دارم... این هم که میبینی ماشین دورش سرتا سر خورده، همه اش بهم زدن!
معنی: کمربندتو سفت ببند... بعد از دعوا با ماشینی که بهش زدم، حوصله ندارم شما رو هم تا درمونگاه ببرم پیشونی تو بخیه کنی!
اصطلاح: چرا بعضی از این مسافرها فکر میکنن چون دارن هزار تومن کرایه میدن صاحب ماشینن؟
معنی: تا چند ثانیه دیگه میخوام تو ماشین سیگار روشن کنم... اعصاب سرفه کسی رو هم ندارم!
اصطلاح: نوشته روی کاغذ، چسبیده شده در قسمت جلوی داشبورد: لطفا با موبایل صحبت نکنید!
معنی: گوشتون به سخنرانیهای اقتصادی – فرهنگی – سیاسی و اجتماعی بنده و ارائه گزارش نوسانات نرخ ارز و فلزات گرانبها در بورس توکیو و خاطرات دهه 50 بنده باشه ؛ موبایل بازی هم نکنین... دل به کلام بدین!
علی زراندوز
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم