به گزارش جامجم، ششم مرداد سال89 زوج مستاجری با اطلاع از قتل زن سالخورده صاحبخانه، پلیس شهرستان پاکدشت را در جریان مرگ او قرار دادند. با حضور ماموران مشخص شد، پیرزن قربانی سرقت طلاهایش شده است.
تحقیقات برای رازگشایی از این جنایت ادامه داشت تا این که ماموران با تحقیق از مستاجر مقتول دریافتند روز جنایت، او یک مادر و دختر را دیده که مقابل حیاط خانه مقتول با وی حرف میزدند. این مادر و دختر تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و چند روز بعد دستگیر شدند. متهمان با انتقال به پلیس آگاهی ابتدا مدعی شدند پیرزن را در خیابان دیده و به خانهاش نرفتهاند. تحقیقات از این دو نفر ادامه داشت تا این که سرانجام زن جوان و دخترش به همدستی با یکدیگر در قتل زن سالخورده اعتراف کردند.
متهم زن در اظهاراتش به پلیس گفت: من معتاد بوده و مشکل مالی داشتم. مقتول تنها زندگی میکرد و طلا همراه داشت. روز حادثه من و دخترم او را در خیابان دیدیم و به خانهاش رفتیم. او ما را برای خوردن چای به خانهاش دعوت کرد. همان موقع وسوسه شدیم طلاهایش را سرقت کنیم. دخترم دستهایش را بست و من با روسری او را خفه کردم. بعد با قیچی النگوهایش را بریدیم و پس از سرقت فرار کردیم .
با اعتراف آنها، دختر نوجوان به کانون اصلاح و تربیت و مادرش به زندان انتقال یافت. آنها چهارم بهمن سال 91 در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند. زن جنایتکار پس از محاکمه به قصاص و دخترش به حبس محکوم شدند.
حکم مجازات مادر و دختر، در شعبه 13 دیوان عالی کشور تائید و به اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد. قرار بود این زن پیش از عید به دار مجازات آویخته شود که فرزندان مقتول به او مهلت دادند تا این که آنها روز سهشنبه با حضور در اجرای احکام به شرط دریافت دیه در آستانه میلاد امام علی(ع) او را بخشیدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم