jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۸۹۶۷۰۱ ۳۰ فروردين ۱۳۹۵  |  ۰۰:۰۱

ستایشی دیگر قربانی جنایتی سیاه شد. در حالی که همه از قتل ستایش شش‌ساله در ورامین حرف می‌زدند، راز جنایتی هولناک‌تر در شهر نی‌ریز فاش شد.

به گزارش جام‌جم، جنایتی تلخ که قربانی آن هم ستایش نام داشت و هم شش‌ساله بود. دختر نی‌ریزی هم قربانی نقشه شوم مرد همسایه شده بود.

سردار احمدعلی گودرزی، فرمانده انتظامی استان فارس دیروز جزئیات این جنایت را فاش کرد و گفت: پلیس 12 ساعت پس از شناسایی هویت قاتل، توانست او را دستگیر کند.

ستایش ناپدید شد

چند روز قبل دختری شش ساله به‌نام ستایش از خانه‌شان در نی‌ریز بیرون رفت، اما ناپدید شد و حتی دوستانش هم نمی‌دانستند کجا رفته است. دقایقی از این ماجرا می‌گذشت و هنوز خبری از دختربچه نشده بود.

چند ساعت انتظار برای بازگشت او به خانه بی‌فایده بود و خانواده وی از همسایه‌ها برای پیدا کردن دخترشان کمک گرفتند. آن شب دوستان و آشنایان برای پیدا کردن دختربچه بسیج شدند. آنها تا نزدیک صبح همه‌جا را جست‌وجو کردند، اما تلاششان بی‌فایده بود. ستایش ناپدید شده بود و هیچ اثری از او نبود.

مادر این کودک شش ساله به در منزل یکی از همسایگان خود رفت و از مرد 42‌ساله پرسید دخترش را ندیده، اما در پاسخ جواب منفی شنید. هر لحظه اضطراب و نگرانی این خانواده بیشتر می‌شد و تلاش‌ها همچنان برای مشخص شدن سرنوشت ستایش بی‌نتیجه مانده بود.

به دنبال گم شدن این دختر بچه شش‌ساله و اعلام موضوع به دادسرا و پلیس، بلافاصله تحقیقات گسترده‌ای برای مشخص شدن سرنوشت ستایش آغاز شد. در حالی که یک روز از ماجرای گم شدن ستایش می‌گذشت، ماموران پلیس باخبر شدند مردی گوشواره دختربچه شش ساله‌ای را در یکی از طلافروشی‌های این شهر فروخته است.

با اعلام این گزارش، اولین سرنخ در اختیار ماموران قرار گرفت، از این‌رو آنها تحقیقات خود را روی این موضوع متمرکز کرده و توانستند فروشنده طلا را شناسایی کنند. ماموران پلیس با انجام تحقیقات، پازل‌های به‌دست آورده را کنار هم چیده و به مرد 42 ساله‌ای رسیدند که از همسایگان دختربچه شش ساله بود؛ به همین دلیل احتمال دادند که این مرد در ماجرای مفقود شدن ستایش نقش داشته است.

با به‌دست آوردن سرنخ‌هایی از این مرد و افشای راز گم شدن ستایش، پلیس با مجوز قضایی برای دستگیری مرد همسایه وارد عمل شد و نامبرده را دستگیر کرد.

متهم پس از انتقال به اداره آگاهی در بازجویی‌ها سکوت اختیار کرد، اما در حالی که همه راه‌ها را برای فرار بسته دید، لب به اعتراف گشود و جزئیات هولناکی از قتل دختربچه افشا کرد.

جزئیات جنایت

مرد همسایه در بازجویی‌ها به جزئیاتی تکان‌دهنده از قتل دختربچه شش ساله اشاره کرد و گفت: روز حادثه مقابل مهدکودک او رفته و خواستم که با من بیاید. با توجه به این‌که در همسایگی آنها زندگی می‌کردیم، بدون هیچ‌گونه مقاومتی قبول کرد. ستایش را به خانه برده و زیر تخت او را مخفی کردم تا در موقعیتی طلاهایش را سرقت کنم. هنوز دقایقی از حضورمان در منزل نگذشته بود که مادر او به در خانه ما آمد و جویای احوال دخترش شد و من هم اظهار بی‌اطلاعی کردم. او هم در حالی که بشدت سراسیمه بود، بدون کوچک‌ترین حرفی آنجا را ترک کرد. پس از آن دختربچه را از زیر تخت بیرون آورده سپس گوشواره‌هایش را بیرون آورده و او را سوار بر موتورسیکلت کرده و در تاریکی هوا محل را ترک کردم. ستایش را به بیابان‌های اطراف نی‌ریز برده و او را مورد آزار و اذیت قرار دادم. خیلی ترسیده بود و مدام گریه می‌کرد. من هم بعد از آزار و اذیتش برای این‌که موضوع فاش نشود، او را خفه کرده سپس گودالی کندم و جسد را درون گودال دفن کردم. همچنین برای این‌که ردپایی از من برجا نمانده لباس‌های ستایش را آتش زدم. سپس گوشواره‌های این دختربچه را به قیمت 250 هزار تومان در یکی از طلافروشی‌های نی‌ریز فروختم.

براساس اعلام سایت خبر جنوب، ماموران با حضور در محل جنایت، جسد دختربچه را کشف کرده و به پزشکی قانونی منتقل کردند.

رسیدگی سریع به پرونده قتل ستایش

دادستان ورامین با تشریح آخرین وضعیت پرونده قتل دختر خردسال افغان در ورامین گفت: پرونده با تکمیل تحقیقات بزودی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال می‌شود.

به گزارش جام جم، ستایش شش ساله یکشنبه گذشته برای خرید بستنی از خانه‌شان در روستای خیرآباد ورامین خارج شد و دیگر بازنگشت. پس از طولانی شدن غیبت دخترک، موضوع به پلیس اعلام شد و یک روز بعد ماموران اعلام کردند، ستایش توسط پسر همسایه به قتل رسیده است. پسر 17 ساله پس از کشاندن ستایش به خانه با او درگیر شده و سر ستایش به دیوار اصابت می‌کند و جان می‌دهد. بعد هم پسر نوجوان برای فرار از مجازات در پشت‌بام روی دختر خردسال اسید می‌ریزد.

متهم به قتل یک روز بعد به خاطر عذاب وجدان، ماجرا را فاش می‌کند و دیروز هم صحنه قتل را بازسازی کرد. پدر ستایش نیز دیروز در گفت‌وگو با جام جم اظهار کرد: با امام جمعه شهر دیداری داشتم و قرار شد به پرونده‌ام با جدیت رسیدگی شود. تنها خواسته من قصاص قاتل دخترم است.

رسیدگی سریع به پرونده

با گذشت دو روز از انتشار این جنایت‌ها واکنش‌ها به این قتل ادامه دارد. دادستان عمومی‌و انقلاب شهرستان ورامین با تاکید بر رسیدگی ویژه و خارج از نوبت به پرونده قتل دختربچه شش ساله افغان، گفت: متهم این پرونده (نوجوان 17 ساله) به کانون اصلاح و تربیت تحویل داده شده است. ابوالقاسم مرادطلب در گفت‌وگو با ایرنا افزود: از نخستین لحظات وقوع این جنایت، رسیدگی به این پرونده به‌طور ویژه و خارج از نوبت در دستور کار دستگاه قضایی قرار گرفته است. متهم به جرم خود اقرار کرده و دستگاه قضا منتظر اظهارنظر پزشکی قانونی درخصوص این اتفاق است. به محض اعلام نظر پزشکی قانونی حداکثر ظرف دو روز، پرونده برای رسیدگی نهایی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع داده می‌شود.

تسلیت معاون رئیس‌جمهور

شهیندخت مولاوردی ، معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده نیز در پی قتل ستایش قریشی ـ دختربچه افغان ـ ضمن عرض تسلیت به خانواده داغدیده او گفت: ابراز همدردی با خانواده ستایش کمترین کاری است که می‌توان انجام داد.

مطابق قوانین ایران برخورد می‌کنیم

سیدحسین نقوی‌حسینی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی نیز با تأکید بر این که قتل ستایش قریشی، دختر شش ساله افغان را مطابق قوانین جمهوری اسلامی ‌ایران دنبال می‌کنیم، گفت: هیچ تفاوتی بین اتباع ایرانی و اتباع خارجی وجود ندارد و بنده به عنوان نماینده ورامین، احقاق حقوق این خانواده را دنبال می‌کنم.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
خبرهای مرتبط

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر