قیام تبریز و پس لرزه های آن

آذربایجان در تحولات تاریخی و مذهبی ایران جایگاه ممتازی داشته و همچنان دارد. در تاریخ انقلاب اسلامی ، این نقش را از سپیده دم شروع نهضت اسلامی ، حمله ماموران به طور همزمان به مدارس طالبیه و فیضیه قم در سال 1342 تا چهلم شهدای قیام 19دی قم می توان مشاهده کرد.
کد خبر: ۸۹۵۶۲

در این حرکت اصیل که به رهبری حضرت امام شکل گرفت و تداوم یافت ، آیت الله شهید قاضی طباطبایی نقش محوری ایفائ کرد. نمونه بارز حرکت زنده و توفنده مردم تبریز، قیام شورانگیز 29بهمن 1356است این قیام، ستون فقرات رژیم شاه را به شدت لرزاند.
در طول اسفند 1356و فروردین 1357دستگاه تبلیغاتی پهلوی واکنش های شتابزده ای از خود نشان داد. از یک سو مردم مسلمان را عوامل بیگانه خواند که از آن سوی مرزها به طور غیرقانونی برای ایجاد اغتشاش به ایران وارد شده اند و از دیگر سو تغییرات گسترده ای در سطح مسوولان استان به عمل آورد. مقاله حاضر می کوشد به اختصار، زمینه ها و نتایج قیام تبریز را واکاوی کند. که در این مقال آن را به طور مختصر شرح خواهیم داد.
سابقه مبارزاتی تبریز در تاریخ انقلاب اسلامی در کتابهایی بررسی شده است. اما برای پرداختن به قیام 29بهمن تبریز لازم است سیر حوادث را از رحلت غریبانه حاج آقا مصطفی خمینی آغاز کنیم.
آیت الله قاضی طباطبایی که دوستی و علاقه خاصی به حاج آقا مصطفی داشت ، پس از اطلاع از این ضایعه بر آن شد مراسمی شایسته مقام او به کمک انقلابیون تبریز همچون مرحوم فهیمی و بازاریان متدین برپا کند و قیام تبریز موید شگفت آوری بر این کلام امام شد که مرگ آقا مصطفی را از الطاف خفیه الهی دانستند و این لطف پنهان در تبریز آشکارا خود را نشان داد.
نخست از طرف شهید قاضی طباطبایی ، حجت الاسلام فلسفی برای ایراد سخنرانی در این اجتماع دعوت شد که به دلیل ممنوع المنبر بودن وی از مرحوم حجت الاسلام سیداحمد حسینی همدانی برای ایراد سخن دعوت به عمل آمد.
وی به تبریز رفت و در مراسم باشکوهی در مسجد آیت الله بادکوبه ای در تاریخ 16/8/56 به سخنرانی شورانگیزی پرداخت.
در شرایطی که بردن نام امام جرم تلقی می شد، وی چندین بار نام حضرت امام را به زبان آورد که از مسجد غریو بانگ صلوات برخاست.
پس از تهران و قم ، مهمترین مجلس ترحیم حاج آقا مصطفی به این ترتیب منعقد شد. رژیم پهلوی در برابر موج فراگیر ذکر نام و یاد آیت الله خمینی ره که پس از مراسم ترحیم مسجد ارگ بر پا شد، مرتکب بزرگ ترین اشتباه خود شد و با انتشار مقاله اهانت آمیز ایران و استعمار سرخ و سیاه ، به سقوط خود شتاب غیرقابل تصوری بخشید. در اولین عکس العمل ، طلاب حوزه علمیه قم در 19دی به پا خاستند. پس از آن نوبت تبریز بود.
در این شهر، علاوه بر نیروهای مذهبی ، تعدادی از دانشجویان قمی تحصیل می کردند که اخبار قم را به تبریز و آیت الله قاضی می رساندند. با مشارکت مردم و دانشجویان مسلمان ، جلساتی در بیت آیت الله قاضی به منظور برنامه ریزی مراسم چهلم شهدای قم برگزار شد و سرانجام تصمیم گرفته شد مجلسی در مسجد قزللی حاج میرزا یوسف منعقد شود و پس از آن مردم به رهبری علما بویژه آیت الله قاضی دست به تظاهرات اعتراض آمیز بزنند.

شروع قیام
در آستانه چهلم شهدای قم اعلامیه ای از طرف آیت الله قاضی و علمای تبریز صادر شد که در آن مراسم بزرگداشت اعلام شده بود.
از سوی دیگر، از طرف دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز هم اعلامیه ای انتشار یافت. در همین ایام اعلامیه هایی هم که از سوی مراجع عظام تقلید انتشار یافته بود، در تبریز توزیع شد.
با هماهنگی هایی که میان مردم و دانشجویان صورت گرفت ، قرار بود پس از مراسم به مظاهر فساد حکومتی چون سینماها و مشروب فروشی ها آسیب وارد شود. از صبح آن روز سرد زمستانی ، مردم از گوشه و کنار شهر راهی مسجد قزللی شدند و در مدتی کوتاه تعداد مردم به چند هزار نفر رسید.
هر چه زمان برگزاری مراسم نزدیک تر می شد، جمعیت فزونی می یافت و اضطراب ماموران بیشتر می شد لذا آنها درهای مسجد را بستند و مانع ورود مردم به آن شدند. گستاخی سرگرد حق شناس ، رئیس کلانتری 6تبریز در مسجد و پاره کردن اعلامیه هایی که بردیوار چسبانده شده بود، بر اهالی تبریز بسیار گران آمد.
جوانی غیور به نام محمد تجلی این اهانت را برنتافت و به جسارت رئیس کلانتری پاسخ گفت. سینه اش را گشود تا پذیرایی اولین گلوله یا اولین جرقه شروع قیام شود. شهادت محمد تجلی کبریتی بود که خشم مردم را شعله ور کرد؛ به طوری که دامنه آن در عرض چند ساعت سراسر شهر را در برگرفت.
به محض شهادت محمد تجلی جمعیت از برابر مسجد، چون سیل خروشان در مسیرهای از پیش تعیین شده به حرکت درآمدند. مراکز وابسته به حکومت بویژه ساختمان های امریکایی ها برای مردم خشمگین تبریز، اهداف مناسبی بودند.
آنها هم نظم انقلابی داشتند و هم در اقدامات صورت گرفته اهداف متعالی لحاظ شده بود. به طوری که به اماکن مردمی هیچ آسیبی وارد نشد. ساختمان مرکزی حزب رستاخیز، مظهر سلطه سیاسی نظام پهلوی در اولین دقایق قیام منهدم شد.
مراکز فساد، مشروب فروشی ها، سینماها، مظاهر فساد و فحشا و کاخ جوانان اهداف از پیش تعیین شده دیگری بودند که یکی پس از دیگری در خشم انقلابی مردم متلاشی می شدند. شیوه عمل نیز این طور بود که در مقابل هر یک از موسسات سخنرانی کوتاهی ایراد می کرد و سپس عملیات آغاز می شد.
وابستگی آن مرکز به حکومت پهلوی یا بهائیت و صهیونیسم میزان تخریب نیز متفاوت بود. بانک صادرات که وابسته به بهائیان بود، بیش از دیگر بانکها تخریب شد که از نفرت مردم مسلمان نسبت به سلطه اقتصادی و اجتماعی این فرقه ضاله وابسته به اسرائیل حکایت داشت.
یکی از روزنامه های وابسته به رژیم ، روز سوم اسفند نوشت : میان بانکهای تبریز، بانک صادرات از همه بیشتر آسیب دیده است.
به گفته خویی ، سرپرست بانکهای صادرات منطقه آذربایجان ، در حادثه اخیر 39شعبه این بانک به کلی سوخته و 65شعبه آن آسیب کلی دیده است. در اسناد لانه جاسوسی امریکا درخصوص رابطه تخریب تبریز و بانک صادرات آمده است : «شعبات بانک صادرات هدف اصلی آنها بود.»
«از حوادثی که در پیوند مبارزه جویانه اخیر بازار و علما به وقوع پیوست ، یکی هم مبارزه در جهت جلوگیری از افتادن کنترل بانک صادرات ایران که پر شعبه ترین بانک خصوصی مملکت بود، به دست یک نفر بهایی به نام یزدانی بود.»
این یکی از جوانب قیام شورانگیز تبریز بود، یعنی مبارزه عملی با بهائیت و سلطه اقتصادی و سیاسی رو به تزاید صهیونیسم جهانی ، که در ویرانی و نابودی گسترده بانکهای صادرات به وقوع پیوست.

نظم انقلابی
این جنبش ، بزرگ ترین ضربه ای بود که به طور ناگهانی و غیرمنتظره بر سلطنت 50ساله پهلوی وارد آمد و سرمشقی شد برای مردم شهرهای دیگر ایران. کنسول امریکا در تبریز پس از قیام تبریز نتیجه گیری کرد که این قیام «دروازه ها را برای نبردهای مذهبی و اجتماعی که بسادگی آرام نخواهد شد، باز کرد.»
در این قیام برای نخستین بار پس از 15خرداد 42، ارتش مستقیما به سرکوبی مردم پرداخت ؛ ولی اولین نمونه های پیوستن ارتش به ملت نیز مشاهده شد. تظاهرات چهلم قیام تبریز جنبه تقریبا سراسری یافته بود.
چون این قیام با برنامه ریزی دقیق همراه بود، از چنان گستردگی و عمقی برخوردار بود که ماموران ساواک هر چند روز شنبه ، وضعیت شهر را غیرعادی ارزیابی کرده بودند اما از پیش بینی قیامی به این عظمت عاجز ماندند.
هر چند قیام تبریز همراه با تخریب و آتش سوزی و قهر انقلابی بود؛ ولی مسوولان رژیم نتوانستند به مردم تبریز نسبت غارتگری بدهند و مدعی شوند مردم به علت غارت و چپاول دست به شورش زده اند، یا به دلیل نفع شخصی مکانی را تاراج کرده اند. دانشجویان نقش مهمی در نظم دادن به آن ایفا کردند.
آنها سعی داشتند به عنوان سردمدار و هدایت کننده مردم ؛ از خرابکاری بی هدف جلوگیری کنند و مردم را از هر گونه غارت باز دارند. مردم به بانکها حمله می کردند؛ اما یک قطعه اسکناس هم بر نمی داشتند. هر جا که بانکی در طبقه زیرین خانه مسکونی قرار داشت ، فقط به شکستن شیشه آن اکتفا می کردند.
به هیچیک از وسایل مردم تعرض نشد. اتومبیل های مردم در کنار خیابان ها سالم بود؛ ولی وسایل نقلیه دولتی و حزبی مورد حمله قرار گرفت. به هیچ مدرسه یا مرکز فرهنگی آسیبی نرسید.
در این میان ، عناصری از ساواک میان مردم بودند و سعی داشتند حرکت اصیل مردمی را منحرف کنند و آنها را به خرد کردن مغازه های عادی و معمولی بکشانند، اما هدایت دانشجویان ، تلاش آنها را خنثی کرد.
در قسمتی دیگر که عناصری ساواکی مردم را تشویق به خرد کردن پرورشگاه کودکان می کردند، چند دانشجو با رفتن جلوی نرده های پرورشگاه ، خود را سپر قرار دادند و با فریادهای بلند مردم را آگاه کردند و به آنها فهماندند که ماموران ساواک مشوق حمله به پرورشگاه هستند.
نمونه های دیگر اقدامات ساواکی ها که با اقدام بموقع دانشجویان خنثی شد، از این قرار است:
الف. موقعی که جمعیت بسیاری پس از آتش زدن یک مرکز امریکاییان از مقابل بیمارستانی عبور می کرد، یک نفر شعار می دهد، بیمارستان را بسوزانند.
اما بلافاصله یکی از رهبران تظاهرات در سخنانی کوتاه توضیح داد که اینجا محل بستری شدن بیماران است. نباید آن را آتش زد. به دنبال آن ، مردم با نظم و آرامش از جلوی بیمارستان گذشتند و برای رعایت حال بیماران حتی از شعار دادن خودداری کردند.
ب. در اسناد لانه جاسوسی امریکا اشاره جالبی به نظم انقلابی موجود در قیام وجود دارد: اسقف ارمنی های تبریز در گفتگو با کنسول امریکا توضیح داده است که یکی از هنرمندان ارمنی که گالری یا استودیوی کوچکش در نزدیکی مرکز اولین درگیری بود، قبل از این که گالریش را ببندد، با گروهی از مردم مبارز مواجه شد.
چند روز پیش از قیام به دستور رهبران ، تمامی مغازه ها و مراکز تجاری تعطیل شد؛ اما آن هنرمند ارمنی این دستور را نادیده گرفته بود. یکی از رهبران تظاهرکنندگان نگاهی به مغازه وی انداخته و به جمعیت گفته بود که : او یک هنرمند است ، ولش کنید.
سپس به آن مرد ارمنی تذکر داده بود مغازه اش را ببندد و به خانه اش برود. بعد بدون تعرض به او به بانک نزدیک آن گالری حمله کردند. اسقف ارمنی های تبریز در روز قیام به طور دایم با خانواده های ارمنی که در سطح شهر پخش بودند، تماس داشت.
وی از بصیرت و احتیاط مردم مبارز شگفت زده بود. در عرض چند ساعت قیام تمام شهر تبریز را فراگرفت. به طوری که نیروهای امنیتی رژیم از کنترل اوضاع عاجز شدند.
پس از اظهار عجز ساواک و شهربانی ، به دستور شاه ، پادگان تبریز وارد عمل شد، ولی تعداد بسیار زیادی از سربازان و افسران جزئ حاضر به اجرای دستور مافوق نشدند. اخبار مقاومت دهها سرباز از گشودن آتش بر روی مردم بعدا انتشار یافت.
این 2عامل یعنی خارج شدن کنترل اوضاع از دست ساواک و شهربانی از یک سو و مقاومت پادگان تبریز از سوی دیگر، به این قیام و انقلابیون فرصت داد که پیام و هدف قیام را به نحو کامل پیاده کنند.
ساواک در این باره چنی گفت :«...در این میان چنانچه از علل اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی و اقتصادی تبریز بگذریم و یافتن مقصر واقعی در ایجاد و تشدید این حادثه موردنظر باشد، می توان ناتوانی ، بی تصمیمی ، جبن و دستپاچگی و ترک محل خدمت رئیس سابق شهربانی آذربایجان را عامل اساسی و موثر دانست.»
از عوامل دیگری که در گستردگی حرکت سراسری انقلاب موثر بود، می توان به حضور زنان اشاره کرد: برای اولین بار، زنان مشهدی در اعتراض به روز 17دی راهپیمایی کردند. این حرکت مشوقی بود که در جریان های بعدی نیز خانمها شرکت کنند و به حرکتهای انقلابی دامن بزنند.»
حضور گسترده زنان در 19دی قم و 29بهمن تبریز در حدی بود که هرگز تا به آن روز دیده نشده بود.

واکنش ها
اولین واکنشی که رژیم پس از اعلام حکومت نظامی در تبریز داشت ، آغاز موج دستگیری افراد مظنون به شرکت در قیام بود. پس از پایان روز 29بهمن تنها در طول 48ساعت 621نفر از دانشجویان روانه زندان شدند. اقدام دیگر رژیم که توام با این دستگیری ها بود، تعویض و تنبیه قاصرین واقعه قیام مردم تبریز است.
شاه برای تنبیه قاصرین واقعه تبریز یک هیات بازرسی به آن شهر اعزام داشت. شاه دستور داد مامورانی که در پیش بینی و جلوگیری از واقعه تبریز قصور کرده اند، تنبیه شوند.
9اسفند، رستاخیز نوشت : سپهبد آزموده که در زمان وقایع بهمن تبریز، استاندار آذربایجان شرقی بود به تهران احضار شد. در پی قیام مردم تبریز، رئیس شهربانی آذربایجان تسلیم کمیسیون بررسی واقعه شد.
دولت کوشید با کنترل مطبوعات و رادیو تلویزیون پس از قیام تبریز، تا حد ممکن آن را یک مساله بی اهمیت جلوه دهد.یک هفته پس از واقعه تبریز، وزیر امور خارجه ایران برای انجام مذاکراتی وارد بغداد شد.
به احتمال قریب به یقین این سفر در رابطه با رهبری های سیاسی امام ره و قیام مردم قم و تبریز بود.

رحیم نیکبخت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها