jamejamnashriyat
کد خبر: ۸۹۵۲۹۳   ۲۸ فروردين ۱۳۹۵  |  ۰۸:۰۰

یک: تلویزیون دستگاه برندسازی است. درواقع مهم‌ترین دستگاه برندسازی بوده و در این مسیر، جایگاه تعیین‌کننده‌ای دارد و نفوذش همچنان مثال‌زدنی است.

خیلی از آدم‌های معروفی هم که در گوشه و کنار می‌بینیم به نوعی دست‌پرورده این رسانه بزرگ هستند. حتی برخی از همان‌ها که امروز علیه تلویزیون موضع دارند، نمی‌توانند این واقعیت را کتمان کنند که بخش مهمی از کارنامه کاری‌شان در رسانه ملی شکل گرفته و اساسا بواسطه این رسانه شناخته شده‌اند. گفتم تلویزیون دستگاه برندسازی است، اما مهم‌تر از آن استفاده از این برندها در رسانه است.

در گذشته تعدادی از مجریان تلویزیون از حوزه اجرا کنار گذاشته شدند، یعنی همان‌هایی که به نوعی «برند» تلویزیون محسوب می‌شدند. اما حالا و در مدیریت جدید رسانه ملی، تلاش شده که استفاده حداکثری از همه نیروهایی شود که به دلایل گوناگون امکان همکاری آنها با رسانه ملی گرفته شده است.

بازگشت برخی از این مجری‌ها به اندازه رفتنشان خبرساز بود و رسانه‌هایی که اخبار صدا و سیما را پوشش می‌دهند آن را از خبرهای مهم اواخر سال گذشته رسانه عنوان کردند.

رضا رشید‌پور و فرزاد حسنی ازجمله مجریانی بودند که بازگشت‌شان به اندازه رفتن‌شان خبرساز بود. رشیدپور البته اجرای یک برنامه اینترنتی را به عهده داشت، اما تلویزیون و اجرای برنامه در آن، آنچنان جذابیت داشت که برنامه اینترنتی‌‌اش را تعطیل کرد و تلاش کرد همان انرژی را صرف یک برنامه تلویزیونی با مخاطبان بمراتب بیشتر کند و همچنان که پیش‌بینی می‌شد توانست برنامه متفاوت و جذابی را راهی آنتن تلویزیون کند. این بازگشت آن‌قدر تاثیرگذار بود که مجری یک برنامه آن‌‌سوی آبی بصراحت به او حمله
کرد.

دو: ظاهرا تلویزیون می‌کوشد راه‌های نرفته را تجربه کند، همین دعوت به کار از مجریانی که مخاطب کمتر متوجه علت کنار گذاشتن‌شان بود، نمونه روشنی از اقدامات تازه مدیریت رسانه است.

علاوه بر این مدیران رسانه تلاش کرده‌اند مخاطبان را به نوعی با برنامه‌های ترکیبی جذاب، آشتی دهند و برای این موضوع در ابتدا از کمدین‌های شناخته‌شده مثل مهران مدیری، رامبد جوان، مهران غفوریان و... استفاده کرده‌اند که بخوبی جواب داده است.

این نوع چرخش از برنامه‌های صرفا نمایشی به سوی برنامه‌های نمایشی ـ ترکیبی در شرایط کنونی که سازمان به لحاظ مالی در مضیقه قرار دارد چند حسن دارد که مهم‌ترین آن این‌ است که اولا هزینه بالای آثار صرفا نمایشی را ندارد و ثانیا مدت زمان تصویربرداری و روی آنتن رفتن یک اثر بمراتب کم شده که همین باعث شده شبکه‌های مختلف سیما برنامه‌های جذابی برای مخاطب داشته باشند.

به نظر می‌رسد در حال حاضر استفاده از برنامه‌های ترکیبی که در آن محوریت یک سوژه جذاب، به‌روز و شیرین کاملا به چشم می‌آید، توانسته بخش قابل توجهی از مخاطبان تلویزیون را به سوی خود جلب کند. با این تمهید هم برنامه‌ها شکل به‌روزتری به خود خواهد گرفت و هم ساخت برنامه‌‌های کم‌هزینه تجربه خواهد شد. تا اینجا با همه فراز و فرودها، تلویزیون توانسته از این آزمون سربلند بیرون آید.

محراب سیاوشان

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر