امریکا ؛ «استراتژی آخرین چاره»

در نظام بین الملل ، امریکاییان بیش از هر کشوری مبدع وضع استراتژی های گوناگون در عرصه سیاست خارجی بوده اند و حوزه عمل این راهبردها عمدتا جهان سوم بالاخص خاورمیانه و به طور اخص در 3 دهه اخیر ایران بوده است.
کد خبر: ۸۹۵۰۲

در یک دسته بندی کلی راهبرد سیاست خارجی امریکا در نیم قرن اخیر در حوزه خاورمیانه بر 5 اصل استوار بوده است :
1- استمرار صدور نفت از خاورمیانه به غرب
2- حمایت از اسرائیل (اسرائیل محوری)
3- حمایت از رژیمهای دست نشانده و تلاش برای به زیر کشیدن رژیمهای مستقل
4- مقابله با اسلام سیاسی
5- مقابله با توسعه طلبی و گسترش کمونیسم

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که به مثابه حیاط خلوت امریکا محسوب می گردید و شکستهای پی در پی استراتژی های شیطان بزرگ در مقابله با انقلاب اسلامی تحریم اقتصادی ، سیاسی ، تهدید ، تلاش برای نفوذ در ارکان حاکمیت ، بلوکه کردن اموال و دارایی های ایران ، عدم بازپرداخت بدهی های کشور ، ایجاد شوراها و تشکلهایی چون شورای همکاری خلیج فارس برای جلوگیری از گسترش انقلاب اسلامی ، ایجاد نسخه های بدلی از اسلام سیاسی به نام طالبان برای بدنام کردن جمهوری اسلامی و... را در دستور کار قرار داد، اما یکی پس از دیگری با شکست روبه رو شد. کودتاهای مختلف نیز امریکا را به اهداف خود نزدیک نکرد تا این که «آخرین چاره» را در تحمیل 8 سال جنگ توسط صدام علیه ایران دید که آن نیز در سایه مجاهدات مردم با شکست روبه رو شد. از آن زمان تاکنون راهبردهای گوناگونی برای مقابله با انقلاب اسلامی در دستور کار قرار گرفته است . «مذاکره ، رابطه ، پیشدستی ، ماشه ، اصلاح طلبی ، براندازی ، ضربه آخر» از جمله عناوین راهبردهای امریکا در برخورد با انقلاب اسلامی بوده است که در سایه وحدت و همبستگی ملی و هدایت های رهبری همگی بدون فرجام برای استکبار بوده است . آخرین راهبرد امریکا در جریان گزارش پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت «استراتژی آخرین چاره» است. برپایه این راهبرد که اتکاء آن بر «جنگ روانی» و «تهدید ، ارعاب و فریب افکارعمومی» است . باید همه امپراتوری رسانه ای در اختیار استکبار تلاش کنند میان «دولت و ملت» شکاف ایجاد کنند چرا که بزرگترین پایه اقتدار ملی هر جامعه ای «ملت آگاه و در صحنه» آن جامعه در کنار «قوای مسلح آماده» ، «نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص» ، «دانشمندان و فناوری های دست یافته» ، «موقعیت ژئوپولتیک و استراتژیک کشور» و «منابع طبیعی و سرمایه های زیرزمینی چون نفت و گاز» است . استراتژی آخرین چاره به زعم امریکاییان به دنبال آن است که در عرصه داخلی علاوه بر ایجاد شکاف میان دولت و ملت ، اختلافات قومی و قبیله ای را دامن بزند ، دامنه مطالبات مردم را بالا ببرد ، یاس و ناامیدی را در جامعه گسترش دهد ، امید به آینده را تیره و تار جلوه گر کند و خود را به دروغ یگانه منجی ملت معرفی کند و در عرصه بین الملل نیز این راهبرد خود را متکفل می داند که «از ائتلاف دوستان ایران بکاهد و بر جبهه متحدان علیه ایران بیفزاید ، در افکار عمومی جهان ایران را حامی تروریسم و خشونت معرفی کند ، موفقیت های بزرگ ایران را بازتاب ندهد و برعکس برخی اشکالات را با بزرگنمایی منعکس کند» ؛ استراتژی آخرین چاره به دنبال آن است که «به کشورهای همسایه القا کند خطر ایران امنیت آنها را تهدید می کند» و دستیابی ایران به فناوری نوین هسته ای برای مصارف صلح آمیز را در «قالب ایران اتمی» تبلیغ کند. نظریه پردازان استراتژیست های امریکایی به واسطه اهمیت موفقیت ایران در دستیابی به فناوری هسته ای از واژه «استراتژی چاره آخر» برای جلوگیری از ادامه موفقیت ایران استفاده کرده اند ، اما گویا استکبار چون گذشته نمی خواهد و یا قادر نیست که درک کند ملت بزرگ ایران با تمام وجود از نظام اسلامی حمایت می کند و با فریاد بلند در راهپیمایی ها و تظاهرات اعلام می کند که : «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» و جهان می داند که با چنین ملتی سخن از زور ، تهدید و ارعاب ره به جایی نخواهد برد ؛ چرا که ملت ایران انقلاب اسلامی را با تمام دستاوردهایش چون نگینی دربرگرفته است . فرجام استراتژی آخرین چاره نیز چون سایر راهبردها با شکست روبه رو خواهد شد. این را ملت ایران ثابت کرده و خواهد کرد.

علی دارابی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها