در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جانسون بسرعت او را به خانهشان در اوتربورن رساند. الین در آنجا به والدین و ماموران پلیس گفت مردی ناشناس به او حمله کرده و سپس ماشینش را به آتش کشیده است. او روز بعد به دلیل شدت جراحات جان سپرد و یکی از عجیبترین داستانهای جنایی آن دهه را رقم زد. البته اگر بتوان نام جنایت را برای آن انتخاب کرد... .
الین فوستر 28 ساله و دختر آقای جی.جی فوستر بود؛ آقای فوستر یک گاراژ بزرگ در اوتربورن داشت. الین ماشین مخصوص به خود داشت و برای تامین مخارج خود از آن به عنوان تاکسی استفاده میکرد. در ساعت 7 بعدازظهر روز ششم ژانویه سال 1931، او به خانه آمد و به مادرش گفت مردی از او خواسته وی را تا پونتلند در نزدیکی نیوکاسل برساند تا با اتوبوس به خانه بازگردد. الین گفت وقتی این مرد ناشناس را در مقابل هتل آرمز سوار کردم، فردی متشخص و محترم به نظر میرسید.
دفعه بعدی که خانم فوستر دختر جوانش را دید، همان شبی بود که جانسون بدن سوخته شده او را به خانهشان آورد. در 24 ساعتی که الین همچنان زنده بود، پزشک، پرستار و نیروهای پلیس به دیدن او آمدند. این داستانی است که او برای تکتک آنها تعریف کرده بود:
«پس از این که از روستای بیلسی در 8 کیلومتر مانده به پونتلند گذشتیم، مسافر ناگهان درخواست کرد بازگردیم. درست در زمانی که در حال تغییر مسیر ماشین بودم، وی به من حملهور شد و پس از ضربات شدید به چشمانم، کنترل ماشین را به دست گرفت. او ماشین را در بالای تپهای در گردنه گرگها متوقف کرد و سپس شروع به کتک زدن شدید من کرد. سپس من را روی صندلی عقب انداخت و مورد اذیت و آزار قرار داد. در ادامه مرد غریبه یک بطری یا قوطی از داخل جیب خود بیرون آورد و محتویات آن را روی من ریخت. یک لحظه احساس سوختن عجیبی پیدا کردم. در حال سوختن بودم و نمیدانستم چگونه باید از این مخمصه نجات پیدا کنم. روی زمین افتاده بودم و علفها را چنگ میزدم. احساس تشنگی عجیبی نیز سراغم آمده بود.»
آخرین جملاتی که او خطاب به مادرش بر زبان آورد، این بود: «من به قتل رسیدم». در ابتدای امر شواهد و قرائن نشان میداد او به قتل رسیده است، اما بتدریج شک و شبهههایی در این مساله به وجود آمد.
اولین مساله این که در آن بعدازظهر ششم ژانویه، هیچ فردی به غیر از الین، مرد غریبهای را در آن اطراف ندیده بود. پدرش جزو نخستین افرادی بود که گفت در آن روز چنین فردی را مشاهده نکرده است. صاحبان هتل آرمز که الین میگفت آن مسافر را از مقابل آنجا سوار کرده، گفتند هیچ فرد ناشناسی در آن روز در هتل نبود و آنها نیز صحبتی در مورد کرایه تاکسی به مقصد پونتلند نشنیده بودند.
اظهارات پروفسور استوارت مک دونالد که کالبدشکافی الین را انجام داده بود، بر مبهم بودن این ماجرا افزود. او گفت به غیر از آثار سوختگی، جای هیچ جراحت دیگری در بدن این دختر 28ساله دیده نشد. تحقیقات مکدونالد نشان داد جای هیچ گونه ضرب و جرحی روی صورت او یا آثاری از اذیت و آزار در بدنش دیده نشده است. این شک و تردیدها باعث شکلگیری این گمان شد که ماشین الین پیش از منحرف شدن از جاده و رفتن به سمت آن بوتهزار متروکه، آتش گرفته باشد، اما تحقیقات بعدی نیز نشان داد هیچ ماده قابل اشتعال یا علفهایی که سریع آتش بگیرد در نزدیکی آن جاده قرار نداشت.
آقای پی.ام دابس، دادستان محلی پس از بررسی تحقیقات کالبدشکافی، خطاب به اعضای هیات منصفه گفت که باید احتمال خودکشی را کنار بگذارند. دابس گفت اعضای هیات منصفه باید یکی از این دو مورد را مشخص کنند: آیا الین فوستر به قتل رسیده است؟ یا این که او برای دریافت پول بیمه ماشین را به آتش کشیده ولی بهصورت اتفاقی خودش نیز طعمه حریق شده است. هیات منصفه پس از دو ساعت بحث و بررسی به این نتیجه رسیدند: یک قتل عمدی توسط فرد یا افرادی ناشناس.
بعدها پلیس به دنبال تحقیقات خود اعلام کرد در مورد این پرونده هیچ قاتلی وجود خارجی ندارد. سروان فولتون جیمز، رئیس پلیس منطقه در مصاحبه با یکی از روزنامههای محلی اعلام کرد با توجه به نبود شواهد و قرائن کافی، میتوان با اطمینان گفت که الین فوستر به قتل نرسیده است.
بتدریج معمای رخ داده در گردنه گرگها از صدر اخبار خارج شد، تا این که سه سال بعد دوباره بر سر زبانها افتاد. در ابتدای سال 1934 مرد جوانی به نام ارنست براون به اتهام قتل شوهر معشوقهاش به مرگ محکوم شد. گفته میشود در حالی که طناب دار دور گردن براون بود، تنها یک کلمه شنیده شد: اوتربورن. چند ثانیه بعد او جان سپرد.
آیا ارنست براون قاتل الین فوستر بود؟ آیا او اطلاعاتی در مورد مرگ آن دختر جوان داشت؟ جواب این سوالات هیچ وقت مشخص نشد.
حسین خلیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: