در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این هفته به شرح داستان برخی از این تماسهای کودکانه میپردازیم.
آب خانه را برداشت
اداره پلیس هریسون کانتی. بفرمایید؟
آممم... میشه لطفا با مامانم تماس بگیرید... چون دستشویی خراب شده و آب همه خونه مون رو برداشته.
این مکالمه بخش کوتاهی از گفتوگوی یک پسر بچه 9 ساله با پلیس ایالت ایندیانای آمریکا در ماه مارس 2013 است.
در ادامه این مکالمه پسر بچه توضیح داد که پدرشان با آنها زندگی نمیکند و از آنجا که مادرشان شاغل است، او همراه برادر دوقلویش هر روز، ساعتها در خانه تنها میماند.
پس از بررسی پلیس مشخص شد که مادر این دو کودک هر روز ساعت 4 صبح در منزل را قفل کرده و فرزندانش را ترک میکند؛ در نهایت 8 شب به خانه بازمیگردد و آنها در تمام این مدت تنها به حال خود رها میشوند.
این کودک در میان مکالمه خود اشاره کرد که پدر و مادرش همیشه باهم دعوا میکنند و از آنجا که پدرش همیشه میخواهد آنها را با خود ببرد، مادرشان هر روز هنگام ترک خانه، در منزل را به روی آنها قفل میکند.
افسر پلیسی که برای بررسی این مساله به محل اعزام شد در اینباره میگوید: «از آنجا که در خانه قفل بود و بچهها کلید آن را نداشتند به ناچار شیشه پنجره را شکسته و وارد خانه شدم.آنجا بود که از دیدن وضع خانه و بچهها شوکه شدم.یک بخاری برقی به پریز متصل بود و آب همه جا را فرا گرفته بود. محیط خانه بشدت برای بچهها خطرناک بود و هر لحظه ممکن بود حادثهای جبران ناپذیر برای آنها رخ دهد. از اینرو سریع آنها را از خانه خارج کردم و پس از کشیدن دوشاخه بخاری از برق به باز کردن چاه فاضلاب پرداختم.سپس از خانه خارج شده و همراه بچهها به اداره پلیس بازگشتم.» بنا بر گزارش رسانههای محلی از این واقعه ؛در صورتی که جرم مادر این دو کودک اثبات شود وی به جرم عدم حضانت صحیح و به خطر انداختن فرزندانش به شش ماه تا سه سال حبس محکوم خواهد شد.
آقای پلیس! ما خیلی گرسنهایم
به گزارش خبرگزاریهای هند،در ژوئن 2015 زنی هندی به نام دارنیشا رابینسون به اتهام کوتاهی در مراقبت از پسر 10 ساله و کودک 10 ماههاش بازداشت شد.
بنا بر این گزارش، فرزند دارنیشا که همراه برادر چند ماههاش برای ساعتها در آپارتمان، بدون هیچ غذایی تنها رها شده بود، از شدت گرسنگی با پلیس تماس گرفت و از آنها خواهش کرد که به او و برادرش کمک کنند.
در پی این تماس چند نفر از افسران پلیس،پس از تهیه غذا،سریع به آپارتمان آنها رفته و فرزندان خانم رابینسون را از گرسنگی نجات دادند.
این افسران طی مصاحبهای با روزنامه محلی گفتند: «خانهای که بچهها در آن بودند شرایط بسیار نامناسب و بهم ریختهای داشت، هیچ غذایی در یخچال پیدا نمیشد و کودک ده ماهه از شدت گرسنگی مدام گریه میکرد. این موضوع باعث شده بود که برادر ده سالهاش بشدت وحشت کند و از روی ناچاری با پلیس تماس بگیرد.دیدن شرایط این دو کودک و بیتوجهی مادرشان به آنها، قلب همه ما را شکست. از این رو تصمیم گرفتیم که تا بازگشت مادرشان منتظر بمانیم و جدیترین برخورد ممکن را با او بکنیم.»
پس از ورود ماموران موسسه حمایت از کودکان به این ماجرا، مادر این دو کودک سر رسید و همراه فرزندانش به اداره پلیس منتقل شد.براساس آمار پلیس هند، متاسفانه از این قبیل اتفاقات در هند کم نیست و سالانه پروندههای زیادی مبنی بر عدم حضانت صحیح فرزندان توسط پلیس مورد پیگیری و بررسی قرار میگیرد.
تماس غیرعمدی
ماجرای این داستان برخلاف قسمتهای دیگر به شکل اتفاقی و ناخواسته رخ داده است،چرا که یک پسر بچه یازده ماهه در آن نقش اصلی را ایفا میکند.
این پسر بچه نوپا مشغول بازی با گوشی تلفن بی سیم بود که به طور ناخواسته شماره 911 را گرفت، اما از آنجایی که هنوز صحبت کردن بلد نبود و فقط به صدای اپراتور گوش میداد، پلیس گمان کرد که حادثهای در حال وقوع است. از اینرو با ردیابی تماس، آدرس خانه او را یافت و بلافاصله به منزل آنان در شهر وایت راک کانادا مراجعه کرد.
به گزارش یکی از شبکههای محلی، نیروهای پلیس پس از این که کسی به زنگ در پاسخ نداد، با شکستن در وارد خانه شده و با چهره بهتزده صاحبخانه مواجه شدند.
مرد 29 ساله اظهار داشت که با پلیس تماس نگرفته و فرزندش هم کوچکتر از آن است که بتواند از تلفن استفاده کند، اما با این حال افسران پلیس قانع نشدند و از او اجازه خواستند قبل از ترک منزل، نگاهی به اطراف بیندازند.
در این جستجو، آنان حدود 500 بوته گیاه ماری جووانا را کشف کردند که در محوطه خانه در حال کشت و پرورش بودند. به این ترتیب تماس کودک یازده ماهه بی نتیجه نماند و پدرش بازداشت شد و کودک نیز به مادرش که در محل دیگری زندگی میکرد سپرده شد.
فرشته نجات مادر
به گزارش رسانههای کلرادو، یک پسر بچه پنج ساله در سال 2015 پس از تماس با پلیس و نجات جان مادرش تبدیل به یک قهرمان در شهرش شد. این پسر بچه که ایدهون بیارس نام دارد پس از غش کردن مادرش بر اثر شوک دیابتی با پلیس تماس گرفت و باعث شد که نیروهای امداد به موقع برای نجات مادرش در محل حاضر شوند.
به گفته ایدهون، مادر به او یاد داده بود که چطور در شرایط اورژانسی با پلیس تماس بگیرد و خودش را از مخمصه نجات دهد.
طبق مکالمات ضبط شده بین کودک و اپراتور پلیس،ایدهون گفته بود: «نمیدانم چه اتفاقی برای مادرم افتاده است. او خواب است، اما گاهی چشمانش را باز میکند، ولی با این حال جوابی نمیدهد.»
به گفته اپراتور در آن لحظه وحشت از صدای کودک مشخص بود، به همین دلیل سریع آدرس محل زندگیاش را پرسیدیم، اما او آدرس خانه را بلد نبود به همین دلیل مجبور شدیم مقداری مکالمه را ادامه دهیم تا بتوانیم از روی خط تلفنشان محل زندگی آنها را ردیابی کنیم.در نهایت به محض ردیابی محل زندگی این کودک نزدیکترین نیروهای امداد به خانه شان فرستاده شدند.
پس از بهبود مادر ایدهون، وی به نیروهای امداد گفت: «پسرم یک قهرمان واقعی است چرا که تلفن خانه ما در جایی بلند و دور از دسترس او قرار دارد و او بسختی و با کمک یک تکه چوب توانسته تلفن را پایین بیاورد و جان مرا نجات دهد.»
لطفا به پدر من کمک کنید
این تماس هنگامی به ثبت رسید که یک پسر بچه ده ساله از ترس جان خود و پدرش با پلیس تماس گرفت و اعلام کرد پدرش بشدت مست است و همراه با او و خواهرش با بالاترین سرعت رانندگی میکند. او با التماس از پلیس در خواست کرد که قبل از کشته شدنشان،خودشان را به آنها برسانند.
وی در ادامه به پلیس گفت که در صورت دیر رسیدنشان، خود را از ماشین به بیرون پرتاب میکند، چراکه شکستن سر و دست و پایش از تصادف و مردن خیلی بهتر است.
او در حال صحبت با اپراتور بود که ناگهان تماس قطع شد و خبری از پسر بچه نشد.دقایقی بعد پلیس ایالت کانکتیکات خبر از تصادفی شدید میان دو خودرو سواری داد. براساس این گزارش پسر بچه و خواهرش هر دو به دلیل جراحات شدید به بیمارستان منتقل شدند. گرچه پدر آنها نیز در این حادثه آسیبدیده بود، اما با این حال پس از اثبات مست بودنش بازداشت و به اداره پلیس منتقل شد.
دینا فراهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: