پسر، مهمان قبر مادر

یک رسم نانوشته‌ای است که اگر کسی در ادارات کار دارد، می‌رود سراغ همتای خودش؛ برای مثال مدیران روابط عمومی معمولا وقتی با اداره‌ای کار دارند، می‌روند سراغ مدیر روابط عمومی همان اداره.
کد خبر: ۸۹۲۸۶۲

من در آن سال‌ها مسئول روابط عمومی سازمان بهشت زهرا‌(س) بودم. یک روز در دفتر کارم نشسته بودم که مدیر روابط عمومی یک سازمان دولتی نزد من آمد و پس از احوالپرسی گفت که مادرش خیلی مریض است و پزشکان جوابش کرده‌اند و امروز خواهد مرد. من هم خیلی ناراحت شدم و مدام این جمله را می‌گفتم که حالا هنوز فوت نشده و عمر دست خداست و ان‌شاءالله خدا شفایش می‌دهد، ولی او به حرف و نظر دکتر تأکید داشت و می‌خواست که سریع یک قبر دو طبقه در قطعه 73 آماده شود‌. من سفارش کردم به واحد پذیرش برای همکاری با این بنده خدا. بعد هم مراحل اداری خرید قبر انجام شد.

ساعتی بعد، دوباره تماس گرفت که قبر خریداری شده آماده نیست. او می‌دانست اگر کار به فردا بکشد، حداقل دو تا سه ساعت برای کندن قبر معطل می‌شود، اصرار کرد که قبر همین امروز آماده شود و توصیه‌های ما را هم قبول نکرد. ما هم دوباره سفارش کردیم که قبر دو طبقه آماده شود. بعد از آماده شدن قبر او تشکر کرد و رفت.

فردا ساعت 11 صبح همان مدیر روابط عمومی را آوردند و در همان قبر که خودش اصرار به کندن آن داشت، دفن کردند و مادر مریضش که دکترها جواب کرده بودند با ویلچر آمد، بر سر قبر پسر و در مراسم تشییع و تدفین او حاضر شد، مادر این مرد پس از یک سال فوت کرد و در طبقه دوم آن قبر دفن شد. این خاطره برای من خیلی تکان‌دهنده و تأثیرگذار بود.

براساس خاطره‌ای از اسماعیل دانش‌پژوه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها