بزن‌دررو

چو غنچه باز کن لب را به خنده!

بهارِ شادمان آمد دوباره بگیر ای دوست از غم ها کناره
کد خبر: ۸۹۲۳۸۰

بهاران آمده از ره به صد شوق

نباش این گونه بی‌احساس و بی‌ذوق

الا ای یارِ محروم از سرورا!

ز جا برخیز، دست و جیغ و هورا!

«بهار آمد به صحرا و در و دشت»

یهو دیدی که از باغِ تو نگذشت!

اگر بیند تو را غمگین و اخمو

بگرداند دگر از دیدنت رو

گره واکن ز ابرو مثل بنده

چو غنچه باز کن لب را به خنده

ز شادی پُر شو و از غصّه عاری

تو هم چون باغ و گلشن شو بهاری

طبیعت گشته شاد و پرطراوت

چرا پس تو نباشی چون طبیعت؟!

ز حق خواهم شود حالِ تو امسال

ز شور و شادمانی، احسن‌الحال

به سالِ نو دل تو شاد بادا

ز بند غصّه‌ها آزاد بادا...

سعید سلیمان‌پور ارومی

جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها