شاید بسیاری از ما فکر میکنیم مشکلات ناشی از بیسوادی رسانهای تنها گریبانگیر کشورهای جهان سوم یا در حال توسعه است؛ اما نتایج پژوهشی که سال 2002 توسط موسسه دختران پویا در آمریکا انجام شد، بیانگر این موضوع بود که دختران آمریکایی به رغم برخورداری از دانش و مهارت کافی برای استفاده از فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی، در همان زمان از نظر سواد رسانهای با ضعفهای عمده مواجه هستند و همین موضوع باعث بروز نگرانیهای جدی در بین دولتمردان و اعضای جامعه آمریکایی شده بود. هر چند تاریخچه پیدایش سواد رسانهای به سال 1965 باز میگردد، اما تا اوایل سال 2000 هنوز اروپا و آمریکا هم نتوانسته بودند سواد رسانهای را به یک نهضت سوادآموزی عمومی تبدیل کنند.
از همین رو در آن زمان نتایج برخوردار نبودن از سواد رسانهای بسیار اسفناک بود. تقریبا در همان سالها بود که موضوع گسترش سواد رسانهای در جوامع اروپایی و آمریکایی به عنوان یکی از مهمترین اولویتهای سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی در دستور کار قرار گرفت.
اکنون در ایران شرایطی نسبتا مشابه را تجربه میکنیم. از یک سو شاهد گسترش شبکههای اجتماعی، بازیهای رایانهای و سایر رسانههای نوین هستیم و از سوی دیگر برنامهریزی مدونی برای گسترش سواد رسانهای صورت نگرفته است و در صورت توجه جدی نداشتن به موضوع سواد رسانهای، شاهد عواقب وخیمی از جمله فروپاشی خانوادهها، افزایش فاصله ملت و دولت و کاهش اعتماد مردم به رسانههای داخلی همراه با افزایش استفاده از رسانههای بیگانه خواهیم بود.
در این میان به رغم تمام تهدیدها و هشدارها، برخورداری از نعمت رهبری در سالهای پس از انقلاب شکوهمند اسلامی باعث تبدیل تهدیدها به فرصتهای جدی و امیدوارانه شده است. رهبر معظم انقلاب در 14 شهریور سال گذشته همزمان با انتصاب اعضای شورای عالی فضای مجازی، ده مأموریت مهم برای آن شورا در نظر گرفتند که یکی از آنها ترویج سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی و ممانعت از وارد آمدن آسیبهای فرهنگی و اجتماعی از طریق ارتقای فرهنگ کاربری و سواد رسانهای بود.
بنابراین اکنون لازم است بیش از گذشته به این مهم توجه کرد و با طراحی یک برنامه همهجانبه اولا مانع گسترش آسیبهای بیسوادی رسانهای شد و ثانیا با افزایش سواد رسانهای جامعه ایرانی تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد.
محمد صادق افراسیابی
مدرس دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم