در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارآگاه پس از یادداشت نشانی، با خانه تماس گرفت و موضوع را به همسرش اطلاع داد، بعد هم راهی محل مورد نظر شد. به میانه راه رسیده بود که رئیس اداره با او تماس گرفت و گفت: مرگ پزشک شایعاتی را در شبکههای اجتماعی همراه داشته است. موضوع را پیگیری کن و خیلی زود گزارش آن را در اختیار رسانهها قرار بده.
پس از یک ساعت، سروان به محل حادثه رسید؛ خانهای ویلایی که دو در داشت. یکی از درها به سمت مطب دکتر بود و تابلوی پزشک متخصص قلب بالای آن نصب شده بود. با نشان دادن کارت شناسایی وارد مطب شد. جسد زن میانسال پشت میز کارش قرار داشت و روی میز رد خون دیده میشد.
مامور کلانتری به سمت سروان آمد و در گزارش خود گفت: زن 40 ساله لیلا نام داشت. او یکی از پزشکان سرشناس است که به نظر میرسد خودکشی کرده است. به گفته شوهرش مدعی است به افسردگی مبتلا شده و چند بار هم تهدید به خودکشی کرده بود. او ساعت 2 بعدازظهر و پس از رفتن منشی مطب با شلیک گلوله به سرش خودکشی کرده بود. گلوله به پیشانی لیلا اصابت کرده و در دم جان باخته بود.
چه کسی موضوع را به پلیس اطلاع داده بود؟
یکی از همسایه از طریق شوهر لیلا متوجه ماجرا شده و با ما تماس گرفت.
این زوج با هم اختلاف داشتند؟
چند بار تا مرز طلاق هم رفتهاند، البته شوهر لیلا مدعی است اختلافشان مالی بوده است؛ چون در یک شرکت واردات تجهیزات پزشکی با هم شریک هستند.
سروان پس از اطلاعاتی که از افسر کلانتری گرفت، از او خواست منشی مطب را احضار کند. خودش هم به بررسی محل حادثه پرداخت؛ سلاحی روی میز قرار داشت و در فاصله کمی از آن پوکه روی زمین بود. با توجه به آثار اصابت گلوله به نظر میرسید شلیک از فاصله کمی انجام شده است.
سروان به تحقیق از مهرداد ـ همسر این پزشک ـ پرداخت. او که بسیار آشفته بود، سعی میکرد با دقت به پرسشها پاسخ دهد.
چطور متوجه خودکشی همسرتان شدید؟
من و لیلا از یک سال قبل به خاطر اختلاف حساب در شرکت، با هم اختلاف داشتیم. از چند روز قبل این اختلاف شدت گرفته بود. امروز ساعت 12 لیلا با من تماس گرفت و خواست ساعت یک به رستورانی که در نزدیکی شرکت است، بیایم تا همدیگر را ببینیم و درباره مشکلات صحبت کنیم. به او گفتم کارهایم زیاد است و تصمیم گرفتهام این بار او را طلاق بدهم.
دو ساعت بعد او دوباره تماس گرفت و گفت؛ میخواهد برای همیشه خداحافظی کند. مدعی بود دچار افسردگی شده بود و احتمال دادم قصد خودکشی دارد. سریع به مطب آمده و با جسد او روبهرو شدم. لیلا با شلیک گلوله به زندگیاش پایان داده بود.
با سر و صدای من، همسایهها نیز متوجه ماجرا شده و یکی از آنها با پلیس تماس گرفت.
پیش از این هم همسرتان اقدام به خودکشی کرده بود؟
چند بار تهدید کرده بود، اما من جدی نگرفتم.
سلاح را از کجا آورده بود؟
من چند ماه قبل توسط یک ناشناس به مرگ تهدید شدم. برای محافظت از خود این سلاح را خریدم و در اتاق خواب نگهداری میکردم.
سروان سپس سراغ منشی مطب رفت. نرگس خیلی خونسرد بود و گفت: من ساعت 2 اینجا بودم و همه چیز عادی بود. آخرین بیمار ساعت یک ربع به 2 رفت و بعد از آن خانم دکتر از من خواست به خانه بروم.
حرفی از خودکشی در این مدت نزده بود؟
خانم دکتر خیلی کمحرف بود و فقط به کارش و منظم بودن در آن اهمیت میداد.
سروان میری پس از تحقیق در محل خیلی زود راز قتل را فاش کرد و دستور بازداشت مهرداد را صادر کرد.
پاسخ معمای پلیسی شلیک مرگبار
سروان با دو دلیل راز قتل را کشف کرد:
سروان میری با اشاره به دو دلیل زیر، راز جنایت را کشف کرد.
1ـ سلاحی که دست کمیل بود، کالیبر 38 بود، ولی شاهین با گلوله کالیبر32 کشته شده بود.
2ـ از سلاح کمیل یک گلوله شلیک شده بود، در حالی که مهران مدعی بود او سه گلوله شلیک کرده است.
در مسابقه هفته گذشته 2401 نفر شرکت کرده بودند که 647 نفر پاسخ صحیح دادهاند. از میان پاسخهای صحیح حسین ماهینی از رشت و مریم سعادتبیشه از لرستان به قید قرعه برنده شدهاند.
شما خوانندگان با اشاره به دو دلیل کارآگاه برای کشف راز قتل در مسابقه معمای پلیسی شرکت کرده و پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: