در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این رقم کلان فروش شامل آمریکا و بقیه کشورهای دنیا میشود. چنین رقم بالای فروشی به معنی آن است که تام کروز و مسئولان کمپانی پارامونت، این گنج مالی را براحتی از دست نخواهند داد و در آینده قسمتهای دیگری از این مجموعه فیلم ساخته خواهد شد. هزینه کلی تولید پنج قسمت فیلم هم چیزی نزدیک 650 میلیون دلار بوده است. ماموریت غیرممکنها جزو آن دسته از محصولات سینمایی است که برای هر قسمت آن، رقمی بالای 100 میلیون دلار خرج شده است. اما سازندگان فیلم نسبت به هزینه چنین رقمهای کلانی میگویند پاسخ مثبتی که از تماشاگران آن در سراسر جهان گرفتهاند برایشان راضیکننده است. قسمت اول فیلم سال 1996 ساخته شد و برایان دی پالما کارگردانش بود. منتقدان سینمایی این قسمت از فیلم را بهترین قسمت آن در دل این مجموعه فیلم ارزیابی میکنند. فیلم در کنار سرگرمکننده بودن، عناصری از روشنفکری و سینمای غیرمتعارف را در خود داشت. در عین حال، این قسمت از فیلم تنها قسمتی در بین پنج فیلم بود که به تیتراژ جذاب نسخه تلویزیونی وفادار ماند و شروع آن شبیه همان تیتراژ معروف مجموعه تلویزیونی بود. در این تیتراژ، دستی ناشناس کبریتی را آتش زده و به یک طناب سفید نزدیک میکند. طناب آتش گرفته و حرکت میکند و با حرکت آتش طناب، صحنههای مهم فیلم از پشت طناب آتش گرفته به نمایش درمیآید.
جان وو، فیلمساز آسیاییتبار سینما با کارگردانی قسمت دوم، به آن حال و هوایی شاعرانه داد. خشونت شاعرانهای که در فیلمهای دیگر این فیلمساز به صورت وجه مشخصه کاریاش درآمده بود، در اینجا به شکل جذابی به کار گرفته شدند. با انجام این کار، دومین قسمت ماموریت غیرممکن حال و هوایی کاملا متفاوت از نسخه اصلی تلویزیونی آن پیدا کرد. با وجود این، منتقدان سینمایی آن را پسندیدند. جیجی آبرامز، هنرمند تلویزیونی که به دلیل استعداد بالای خود توانست در دنیای سینما هم موفقیتهای زیادی کسب کند، برای کارگردانی قسمت سوم انتخاب شد. این فیلم سال 2006 روی پرده سینماها رفت و سازندهاش تلاش کرد هنگام ساخت آن به حال و هوای نسخه تلویزیونی وفادار بماند. شرکت فیلمسازی آبرامز از زمان تولید نسخه سینمایی ماموریت غیرممکن، یکی از تهیهکنندگان مشترک آن هم بوده است. انتخاب براد بیرد برای کارگردانی قسمت چهارم با تعجب و شگفتی منتقدان و رسانهها همراه شد. دلیل تعجب هم این است که عموم مردم این فیلمساز را برای فیلمهای موفق انیمیشنیاش میشناسند. برای اهل فن و منتقدان این سوال مطرح بود که آیا یک انیماتور میتواند گزینه خوبی برای کارگردانی یک اکشن دلهرهآور پرسروصدا باشد؟ اما نمایش عمومی فیلم در سال 2011 و واکنش مثبت تماشاگران به آن نشان داد که انتخاب تهیهکنندگان فیلم درست و بجا بوده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: