در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با اینکه خواهر و برادرهای من بزرگ و دم بخت هستن مادرم متاسفانه در شبکههای اجتماعی با پسر جوانی آشنا شده که شبانهروز در حال چت کردن است؛ مادرم دیگر به امور خانه و خانواده رسیدگی نمیکند. از وقتی که عضو شبکه اجتماعی شده جر و بحث در خانه ما بین پدرم و مادرم زیاد شده است، از این رفتار زنندهاش واقعا خسته شدهام.
وقتی با او صحبت میکنم، حواسش اصلا به حرفهای من نیست، فقط در دنیای مجازی است. او به فکر آبروی ما نیست و بارها به گوشم رسیده که همسایهها از مادرم بدگویی میکنند و خیلی برایم رنجآور است.
بارها در این مورد با او صحبت کردهام از این کارش دست بردارد، پدرم اگر متوجه شود از هم جدا خواهند شد. چند بار شنیدم پدرم به مادرم میگوید خیلی عوض شدی، اما انگار مادرم در دنیای دیگری سیر میکند. برایش مهم نیست که چه اتفاقی برای ما و آینده ما میافتد. به جای مادرم امور خانه را انجام میدهم تا پدرم متوجه کارهای او نشود.
شاید خانواده بخصوص پدرم مقصر باشند. چندین بار پای حرفهای مادرم نشستم، او هم برای خودش دلایلی داشت و مرا قانع میکرد. میگفت پدرت شب دیر میآید اهل تفریح و رفت و آمد با فامیل هم نیست. در این چند سال زندگی ندیدم که پدرت پای درد دل من بشیند و برایم وقت بگذارد.مادرم میگفت پدرت کانون خانواده را گرم نمیکند و برای خانواده وقت نمیگذارد من هم مجبور میشوم وقتم را با فضای مجازی پر کنم. محبتاش را که هرگز حس نکردهام و مجبورم با فرد دیگری جای خالی محبتش را پر کنم، انگار کارش بیشتر از هر چیزی برایش مهم است.
شاید پدرم هم در این ماجرا مقصر باشد، ولی رفتار مادرم بسیار ما را اذیت میکند.
علیرضا مکرمی مایوان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: