چرا برخی سارقان بعد از چند بار سابقه به سمت فعالیت باندی میروند؟
به طور کلی اگر بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم دو عامل عمده برای تشکیل باند پیدا خواهیم کرد. در مورد اول سارقان برای به دست آوردن سود بیشتر از اموال سرقتی به فکر همکاری با هم میافتند. واضح است که سرقت به صورت باندی قابلیت کسب مال سرقتی را بالا میبرد. به طور مثال یک نفر به تنهایی میتواند تعداد مشخصی کالا سرقت کند، اما اگر پنج نفر باشند میتوانند ده برابر آن کالا را سرقت کنند و در این صورت سود بیشتری خواهند برد.
دلیل دوم نیز میتواند از جهت امنیت باشد بهگونهای که افراد وقتی با هم هستند و متحد میشوند جرات و جسارت بیشتری را به دست میآورند. سارقان نیز مانند همه افراد برای اینکه راحتتر بتوانند سرقت کنند و دست به سرقتهای بزرگ بزنند نیاز به همکار دارند تا جسارت انجام کار در آنها بالاتر برود و همچنین با بالا رفتن اعتماد به نفس قدرت برخورد با نیروهای مانع را پیدا میکنند و راحتتر میتوانند از دست موانعی مانند پلیس فرار کنند یا با آنها برخورد کنند.
این افراد همچنین با استفاده از اسلحه میخواهند تضمین موفقیت در نتیجه کار را هم داشته باشند. به همین دلیل است که قانونگذار برای جرایمی که به صورت جمعی و باندی انجام میشود مجازات اشد را در نظر گرفته است.
در سرقت بانکها شاهد هستیم در اغلب پروندهها دزدان گرفتار میشوند، اما با وجود اطلاع از این موضوع چرا دزدان همچنان سراغ بانکها میروند؟
علت اینکه سارقان، بانکها را انتخاب میکنند تضمین وجود پول در این مکان است.آنها میدانند که با رفتن به بانک دست خالی نمیمانند و اگر در سرقت موفق باشند و دستگیر نشوند، داشتن پول در این کار حتمی است. در بانک نقدینگی وجود دارد پس بهترین جایی است که تضمین بالای مال مسروقه را داراست.
اما اینکه سارقان با وجود احتمال دستگیری به کار خود ادامه میدهند، میتواند دو دلیل داشته باشد. اول اینکه آنها توانمندیهای پلیس را در شناسایی سارقان نمیدانند. اطلاعی از ضرایب امنیتی ندارند و نمیدانند که هر لحظه ماموران اطلاعات بیشتری را درباره آنها کشف میکنند. آنها ناشیانه دست به سرقت میزنند فکر میکنند اینکه دستگیر نشدهاند از تدبیر خودشان است نمیدانند که در مواقعی حتی پلیس آنها را شناسایی کرده، ولی برای آنکه همدستانشان را بشناسد آنها را دستگیر نمیکند و فقط تحت تعقیب قرارشان میدهد.
دلیل دوم میتواند طمع آنها باشد. سارقان وقتی پول به دست میآورند از این کار خوشنود میشوند و باز هم ادامه میدهند.این باعث سرقتهای سریالی میشود.
پول بیشتری به دست میآورند و فکر میکنند پلیس هیچ وقت نمیتواند نقشه آنها را بفهمد و دستگیرشان کند، اما اشتباهشان همینجاست، اگر دفعات سرقتشان بیشتر شود سرنخهای پلیس هم برای دستگیری آنها بیشتر خواهد شد.
استفاده از سلاح چه تاثیری در روند کار آنها خواهد داشت؟ فقط برای ترساندن دیگران از سلاح استفاده میکنند یا از همان ابتدا به فکر شلیک کردن یا صدمه رساندن به دیگران هستند؟
استفاده از سلاح در موارد مختلف متفاوت است. ابتدا باید در نظر داشت که سلاح اصلی است یا بدلی ؛ البته این امر بسته به میزان حرفهای بودن سارقان است.
در بعضی موارد که سلاح اصلی است، سارقان حرفهای هستند. سارقان حرفهای با استفاده از اسلحههای اصلی میخواهند براحتی نیروهای مانع را از سر راه خود بردارند و از شلیک ترسی ندارند.
در مورد سارقان معمولی اوضاع جور دیگری است. در بیشتر موارد که سارقان معمولی هستند سلاح هم تقلبی است. هدف این نوع سارقان فقط آن است که به هنگام ایجاد موانع در سرراهشان سلاح را نشان دهند و طرف مقابل را بترسانند، نه چیزی بیشتر از این.
در فکر سارقان این است که همراه داشتن سلاح در سرقتها، احتمال وقوع شرایط بد و دستگیری را کمتر میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم