روشن است آنها که بسان آیتالله واعظطبسی از روزهای سخت مبارزه با رژیم طاغوت خاطرات زیادی داشته و در آن دوران دست اتحاد به یکدیگر داده بودند تا از آرمانهای انقلاب دفاع کنند، در دوران پیروزی، دیرتر از دیگران در دام اختلافات داخلی گرفتار آمده و اسیر برخی فضاسازیهای تبلیغاتی میشوند.
منش افرادی چون آیتالله واعظطبسی، آیتالله مهدویکنی، حبیبالله عسگراولادی و چهرههایی از این دست که در سالهای اخیر دار فانی را وداع گفتهاند، نشان میدهد که پیام همیشگی آنها وحدت، گذر از اختلاف سلیقهها و پیروی از ولایت برای عبور از گردنههای تاریخی بوده است. کسی همچون مرحوم آیتالله واعظطبسی که در آغاز حرکتهای انقلابی در مشهد، با حضرت آیتالله خامنهای و شهید هاشمینژاد سوگندی مشترک یاد کرده بود تا در راهی گام نهد که امام خمینی(ره) الهامبخش آن بود، در دوران حیاتش، همواره بر همین سوگند وفادار ماند و چه در سمت نمایندگی ولی فقیه در خراسان، چه تولیت آستان قدس رضوی، چه مدیریت عالی حوزه علمیه خراسان، چه عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و چه نماینده مجلس خبرگان رهبری، گامی جز در مسیر دفاع از حریم ولایت برنداشت.
اکنون پرسش اصلی اینجاست که پس از درگذشت چنین بزرگانی، نسل بعدی مدیریتی در نظام جمهوری اسلامی تا چه اندازه آماده است تا به همین راه ادامه داده و بدون انحراف از خط اصیل انقلاب و افتادن در دامهای تبلیغاتی بیگانگان، آرمانهای انقلابی را دنبال کند؟
نسل جوانتر مدیران انقلابی بد نیست برای ادامه راه انقلاب، ضمن استفاده از تجارب نسلهای پیشین به توصیههای آنان بیش از پیش توجه کرده و براساس آن برای آینده کشور برنامهریزی کنند.
آنها از یاد نبرند که آیتالله واعظطبسی در آخرین سخنرانی خود که نزدیک به 40 روز قبل از درگذشت وی ایراد شد، تاکید کرد: «زمانی که محوریت حرکت، مبانی دین باشد، اگر در بحثهای فکری به تفاهم هم نرسیم در کنار هم با کمال صمیمیت و دوستی زندگی خواهیم کرد و هر کس مطابق افکار خودش، فعالیت میکند و هیچ مشکلی هم پیش نمیآید. در غیر این صورت پیشرفت معنا پیدا نمیکند.»
چنین است که توصیه به وحدت را باید میراث مشترک معنوی نسل اول مبارزان انقلابی دانست. میراثی گرانبها که بیتوجهی به آن میتواند آینده کشور را با مشکلاتی روبهرو کند.
مصطفی انتظاریهروی
دبیر گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم