در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قرار دادن آدمها در موقعیتی که پیشتر تجربه نکردهاند و رهایی از شرایط به وجود آمده یکی از آن ویژگیهایی است که این نوع آثار را دیدنی کرده است. ساخت این نوع آثار در گذشته هم کم و بیش انجام میشد، اما به شکلی هدفمند و با ساختار و محتوایی متفاوت مدتی است رواج یافته است.
مثلا شبکه افق چندی پیش مسابقهای به نام فرمانده را روی آنتن فرستاد که چند بخش مختلف داشت و به لحاظ گستردگی و ویژگی مراحل مسابقهای مثالزدنی بود یک راوی مطلع، کار گروههای مختلف را رصد میکرد و همین باعث میشد یک نوع همذاتپنداری با مخاطب شکل بگیرد. «فرمانده» نشان داد که میتوان با تلفیق هنرمندانه رقابت و هنر مستندسازی اثر قابل توجهی در رسانه تلویزیون پدید آورد. حالا همان شبکه با استفاده از همان تجربه قبلی یک برنامه دیگر با همان حال و هوا تولید کرده است که کم و بیش میتوان خطوط برنامه فرمانده را در آن دید. در اینجا تلاش چند خانواده برای رسیدن به موفقیت به تصویر کشیده میشود. شعار این برنامه «صرفهجویی یک هنر است» است و میکوشد آن را به صورت عملی در زندگی چند خانواده ایرانی به نمایش درآورد. این برنامه خانه ما نام دارد. در این مسابقه هزینه مشخصی به هر سه خانواده شرکتکننده داده میشود و آنها باید کمترین میزان هزینه در کارهای روزانه مثل خرید، مهمانی و حتی مسافرت را لحاظ کنند و با همه اینها از زندگیشان هم لذت ببرند. در نهایت هرکسی کمتر بتواند از بودجه پیشبینیشده خرج کند، برنده نهایی است، چراکه حدود 10 برابر آن را جایزه میگیرد. درام ماجرا هم از همین جا شکل میگیرد و شخصیتهای این مستند آرامآرام به ما معرفی میشوند. تقابلها، چالشها، مشکلات پیشبینینشده و جر و بحثها و افراد خانواده این مستند را دیدنی کرده است. به عبارت دیگر مستندساز هوشمندانه از یک موضوع سهل و ممتنع تلاش کرده اثری قابل دفاع و البته جذاب و پرمخاطب بسازد که کم و بیش هم موفق بوده است. از آن گذشته روحیهبخشی از زنان و مردان جامعه ما را میتوان در این مستند کوچک و دیدنی رصد کرد. شاید یکی از بزرگترین ویژگیهای این اثر، غیرقابل پیشبینی بودن آن باشد که مخاطب را وامیدارد مانند یک اثر داستانی آن را دنبال کند. جدا از این سوژهای که برای این اثر انتخاب شده آنقدر دربرگیری و گستردگی دارد که حجم قابل اعتنایی از جامعه آماری ما را شامل می شود. همچنین پرداختن به سوژهای به مثل صرفهجویی و قناعت از آن موضوعاتی است که کمتر به شکل جذاب به مخاطب ارائه شدهاند. اینکه مثلا در این مسابقه با خرج هر هزار تومان در واقع صدهزار تومان از جیب شرکتکننده مسابقه میرود، به این مستند مسابقه شکل دیگری بخشیده است.
این مستند هنوز در روزهای ابتدایی پخش است و ادامه پخش این گونه مسلما میتواند مخاطبان بسیاری را با خود همراه کند، چرا که سازندگان آن روی خانواده تمرکز کردهاند و موفقیت یا عدم موفقیت در آن به میزان بالایی به همراهی خانواده بستگی دارد. در حال حاضر، جای خالی چنین آثاری در تلویزیون بشدت احساس میشود، میتوان با کمی نوآوری و خلاقیت، اثری جسارتآمیز در این حوزه پدید آورد و مخاطب را بیش از اینها با خود همراه کرد.
مهدی غلامحیدری / دبیر قاب کوچک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: