در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این گزارش قصد دارد تا با نگاهی به پروژه «سفرکارت ملی»، آسیبشناسی مختصری درباره این طرح هم داشته باشد و در نهایت به مسئولان این امر بخصوص در شرکت بزرگ سرمایهگذاری ایرانگردی و جهانگردی کمک کند که بدانند چرا از پروژه سفر کارت ملی استقبال نمیشود.
تاریخ یک طرح
سال 1383، شرکت سرمایهگذاری ایرانگردی و جهانگردی، طرحی به نام بنسفر را کلید زد و میلیاردها ریال از این بنها که در قالب برگههای بهادار مشابه چکهای مسافرتی موجود تولید شده بود را در اختیار سازمانها و شرکتها در سراسر کشور گذاشت. دو سال بعد یعنی سال 1385، با در نظر داشتن تجربه بنسفر و با استفاده از بسترهای بانکداری الکترونیک و صدور کارت هوشمند، کارتی تحت عنوان «سفر کارت» طراحی شد و ستاد سفرکارت ملی هم ایجاد شد. سال 1388 و با توجه به توفیق اجرایی طرح و استقرار شبکه بزرگ سفرکارت ملی در سراسر ایران، شرکت سرمایهگذاری سفرکارت ملی با تاکید سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تاسیس شد تا از آن پس کلیه امور راهبردی و اجرایی سفرکارت ملی را به عهده گیرد.
اما در حال حاضر و با وجود این که سه میلیون سفر کارت صادر شده است؛ به گفته مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری ایرانگردی و جهانگردی، تنها 300 هزار کارت یعنی 10 درصد آن فعال شده است. همچنین بنا به محتویات سایت رسمی پروژه سفر کارت ملی، تنها 16 سازمان و ارگان دولتی و عمومی هستند که برای کارگران و کارمندان خود، سفارش سفر کارت ملی دادهاند که با توجه به گستردگی ارگانهای و نهادهای حکومتی و دولتی، رقمی بسیار ناچیز است.
سفر کارت چیست و چگونه کار میکند؟
روش کارت سفر کارت ملی این گونه است که یک سازمان یا ارگان دولتی یا شرکت خصوصی به شرکت سفر کارت ملی مراجعه میکند و کمک هزینهای که قرار بوده به عنوان هزینه رفاهی یا سفر به کارمند یا کارگر خود ارائه کند در قالب یک وام بلاعوض یا با درصد پایین به او ارائه میدهد و کارمند یا کارگر هم با استفاده از این کارت میتواند به مراکز طرف قرارداد مراجعه کنند و از قیمتهای تخفیف خورده استفاده کنند. به این ترتیب، کارمند یا کارگر از دو مزیت برخوردار میشود. هم هزینه سفر را دریافت میکند و هم در وقت پرداخت، از تخفیف برخوردار میشود.
آسیبشناسی طرح سفرکارت
اما چرا نباید از چنین شیوهای استقبال شود؟ به نظر میرسد که میتوان چهار دلیل برای شکست این طرح ارائه کرد که دو آسیب، آسیب ساختاری است و دو آسیب مربوط به فقدان جذابیت در خود طرح است. از میان آسیبهای ساختاری نخستین کلید ماجرا در بوروکراسی دولتی است. در سایت سفرکارت ملی آمده که ساختارهای دولتی موجود در کنار گستردگی طرح، دو عاملی بود که باعث شد طرح بنسفر کارمندان (یعنی طرح اولیه قبل از سفرکارت) هم اجرا نشود و این در حالی بود که متولیان دولتی وقت نیز برگرفته از سیاستهای رفاهی دولت و نیاز جامعه کارمندی کشور به امور رفاهی جدید، علاقهمندی خود را مبنی بر تولید و توزیع «بنسفر» کارمندان
ابراز کردند.
موضوع ساختاری دوم، بحث بودجه کشور است که در شرایط تحریمی و همچنین کاهش درآمدهای نفتی، دچار محدودیتهایی شده بود به گونهای که در مرداد سال 1391، معاون برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری از اولویتبندی بودجه دستگاههای دولتی متناسب با درآمدهای نفتی خبر داده بود و با اشاره به این که در بودجه کل کشور، دو نوع پرداختی اجتنابناپذیر و اجتنابپذیر داریم، گفته بود حقوق و مزایای کارکنان در ردیف پرداختهای اجتنابناپذیر قرار دارد و اولویت اول پرداخت، حقوق و مزایا و دیگر پرداختهای اجتنابناپذیر است، اما اضافه کار و پرداختهای رفاهی هیچگاه جزوه ردیف اجتنابناپذیر نبوده است. اما در میان آسیبهایی که به فقدان جذابیت در خود طرح بازمیگردد، آسیب نخست را باید در سازمانهای عریض و طویلی دید که در هر سازمان و نهاد برای امور رفاهی و گردشگری به وجود آمده و عملا آن سازمان و کارکنانش را از چنین شبکه یکپارچهای بینیاز میکند. آسیب بعدی هم این است که مراکز طرف قرارداد برای ارائه خدمات با تخفیف به وسیله سفر کارت محدود است. به این ترتیب است، اگرچه طرح سفرکارت ملی به شکل یک طرح جذاب مطرح میشود ولی عملا بیاستفاده باقی میماند، چراکه فاقد عنصر جذابیت لازم برای کارکنان و کارفرمایان است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: