شکنجه گران شاه هم به شوخی گرفته شدند!

کسانی که تاکنون سری به موزه عبرت ایران (کمیته مشترک ضد خرابکاری سابق) زده اند ، حتما از نزدیک با برخی از شکنجه های دژخیمان رژیم شاه و نیز گوشه ای از مقاومت مبارزان راه آزادی آشنا شده اند.
کد خبر: ۸۷۸۵۶

این مکان در آن زمان به شکنجه گاه مخوف ساواک شهرت داشت و عجیب آن که در همین سلاخ خانه رژیم ، باز ما با جلوه هایی از طنز مقاومت زندانیان دربند مواجهیم که از زبان طنز به عنوان شیوه و شگردی جانبی برای افزایش جنبه های مقاومت پذیری و تحمل فضای تنگ و تاریک سلول های زندان استفاده می کردند. مثلا زندانیان به اتاق بازجویی و شکنجه که لرزه بر اندام هر فردی می انداخت ، به شوخی اتاق پذیرایی می گفتند تا هیکل و هیبت درشت شکنجه گران را به سخره بگیرند. در حالی که به گفته و گواه اکثر زندانیان مبارز ، ایستادن در صف همین اتاق پذیرایی ، از سخت ترین و دلهره آورترین لحظات تلخ و ترسناک زندان ستمشاهی بوده است .در زمره شکنجه گران رژیم شاه ، شخصی به نام آرش تهرانی به خدمت (!) مشغول بود که مثلا یکی از شکنجه هایش پیچاندن موی سر زندانیان زن به دور دست و کشاندن آنها بر روی زمین بود. به همین خاطر عده ای از زنان زندانی مبارز موهای سر خود را پیشاپیش کوتاه می کردند و به شوخی به یکدیگر می گفتند: باید دستگیره های آرش را از بین ببریم !از جمله زندانیان معروف زمان شاه ، مرحوم دکترعلی شریعتی بود که معمولا پس از هر دوره سخنرانی یا کتاب نویسی ، گذارش به زندان می افتاد. در یکی از همین دوره ها یکی از همان بازجویان باسوات (!) ، اعلامیه ای را جلوی شریعتی می گذارد و با اشاره به آیه : فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما، با پرخاش از دکتر می پرسد: این فضل الله مجاهدین نام چه کسی است؛ دکتر اولش متوجه پرت بودن طرف نمی شود، اما وقتی به اصطلاح امروزی دوزاری اش می افتد، بازجوی شکنجه گر را به تمسخر می گیرد و با ظرافتی طنزآمیز در پاسخ به سوال قهرآمیز او می گوید: فضل الله مجاهدین را که نه ولی راستش علی قاعدین را می شناسم !
نتیجه انقلابی : گاهی با زبان طنز می توان خود شکنجه گر را شکنجه داد!

رضا رفیع
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها