سفر برای سلامت

فکرش را هم نکنید. گردش و تفریح را نمی‌توان با غم و ناراحتی همراه دانست. اسم سفر که می‌آید در ذهن آدم‌ها لذت، شادی و تفریح نقش می‌بندد و خیلی سخت است بخواهیم کلمه سفر را با کلمه درمان و بیماری به کار ببریم، اما همیشه سفر برای خوشگذرانی و تفریح نیست.
کد خبر: ۸۷۸۲۴۷

سفرهایی برای درمان؛ حس خیلی بدی است که بهترین دکتر شهرتان شما را به دکتری در شهری دیگر ارجاع دهد و شما برای رهایی از درد و مشکل تازه مجبور به پیروی از او باشید. این اجبار برای سفر می‌تواند به دلیل نبود تجهیزات یا تخصص کافی در آن زمینه باشد.

بعضی‌ها هم هستند که همیشه فکر می‌کنند دکترهای شهرهای بزرگ اطلاعات بیشتری دارند و تا زمانی که آنها چیزی را تجویز نکنند، نباید به آن عمل کرد و به همین جهت همیشه ترجیح می‌دهند به دکترهای شهرهای بزرگ مراجعه کنند. هرچند مطمئنا یکی از دلایل آن، مهاجرت پزشکان و متخصصان ماهر و زبردست به شهرهای بزرگ‌تر است.

سفر به شهری زیبا برای درمان امکان دارد برای همیشه خاطرات بدی را از آنجا در ذهنتان باقی بگذارد و هیچ گاه حاضر نباشید یک سفر تفریحی و گردشگری را به آن شهر تجربه کنید. در عین حال گاه ممکن است به دلیل روی آوردن به درمان‌های غیرشیمیایی و محلی، یک سفر جالب و متفاوت را به چشمه‌های آب گرم تجربه کنید. چشمه‌هایی که به دلیل وجود املاح معدنی به بیماران زیادی تجویز شده است. البته چنین درمانی نیازمند مداومت در سفر به این شهرهاست و هیچ کس قرار نیست با سفری چند روزه به این مکان به نتیجه مورد نظرش برسد.

سوال ما سوالی ناراحت‌کننده بود: «آیا هیچ گاه برای درمان بیماری خود یا یکی از نزدیکانتان مجبور به سفر شده‌اید؟» فرقی هم ندارد این سفر به چشمه‌های آبگرم باشد یا شهری قوی‌تر در زمینه پزشکی. «آیا این سفر اجباری تنها برای درمان بوده است یا اوقاتی را در آن به تفریح و گردش هم اختصاص داده‌اید؟» همچنین می‌خواستیم بدانیم چرا مجبور به چنین سفری شده و آیا از این درمان و سفرشان نتیجه مثبت گرفته‌اند؟

بیرجند اولین شهری است که دارای سازمان آبرسانی و دومین شهری است که حتی پیش از تهران از لوله‌کشی آب شهری برخوردار بوده است. این شهر بناهای تاریخی زیبایی دارد و حتی باغ اکبریه آن به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. سومین مدرسه آموزش نوین ایران و سومین فرودگاه ایران در این شهر بنا شده است و قدمت تاریخی آن هر گردشگری را به خود جذب خواهد کرد.

75...322

«ایام عید به چشمه‌های آب گرم فردوس رفتیم. البته عید بسیار شلوغ بود.» می‌پرسم آیا برای درمان رفته‌اید یا تفریح؟ «برای درمان آرتروز زانو بوده، اما فقط یک روز رفتیم و خیلی راضی بودیم.» با تعجب می‌پرسم: با یک روز جواب گرفتید؟ «خوب بود و حالم بهتر شد.» یک بار دیگر هم مشهد رفته است: «برای دکتر به بیمارستان خصوصی رفتیم. البته عمل را در شهر خودمان انجام دادیم، اما برای آن که مطمئن شوم تشخیص دکتر درست بوده است، به این شهر رفتیم.» می‌پرسم آیا سفرش با تفریح هم همراه بوده است: «هم تفریحی بود و هم درمانی، چون فرصت دیگری برای سفر تفریحی نداشتیم و همیشه مجبوریم در سفر همه‌چیز را با هم تجربه کنیم.» می‌خواهم نظرش را درباره دکترهای بیرجند بگوید: «بیمارستان‌های خوبی دارد، اما دکترهای خوب از این شهر رفته‌اند.»

28...322

«هم چشمه‌های آب گرم لوط و هم فردوس را رفته‌ایم. هر دو خوب و امکاناتشان کامل است. البته به نظر من فردوس امکانات بیشتری دارد.» برای درمان یا فقط تفریح: «هر دو را با تور برای تفریح رفتیم و تنها یک روز آنجا بودیم.» می‌خواهم سفری را مثال بزند که برای درمان رفته باشد: «یک بار برای گذاشتن لنز به مشهد رفته‌ام. به دکترهای آنجا بیشتر اعتماد دارم و خیلی راضی بودم. البته از دکترهای شهر خودمان هم راضی هستم.»

 42...322

«خدا را شکر تاحالا بیماری خاصی نداشته‌ام.» حتی بستری هم نشده‌اید؟ «فقط یک بار سزارین شده‌ام، آن هم در بیمارستان بیرجند.» و از آن راضی بوده‌اید؟ «دکترهای خوبی داریم و من از دکترهایی که به آنها مراجعه کرده‌ام، راضی هستم.» می‌خواهم بدانم آیا برای درمان‌های طبیعی به آبگرم شهر خاصی رفته‌اید؟ «آبگرم فردوس و یزد را رفته‌ایم، اما آن هم برای درمان نبوده است؛ فقط برای تفریح.»

75...322

«هیچ وقت نیازمند هیچ دکتری نشده‌ام.» از صدایش حدس می‌زنم سنش بالا باشد و حدسم درست در می‌آید: «77 سالم است.» با خنده می‌گویم: راز این سلامتی چیست؟ «باید آدم مراقب خودش باشد. من تا زمانی که شاغل بودم همیشه ورزش می‌کردم الان هم هر روز پیاده‌روی می‌کنم و به همین دلیل هیچ گاه به دکتر مراجعه نکرده‌ام.» اما چندبار سفر به آبگرم‌های اطراف را تجربه کرده است: «آب گرم لوط و فردوس را رفته‌ام. البته لوط قدیم حوضچه داشت، اما الان لوله‌کشی کرده‌اند و خراب شده است.» می‌پرسم اگر مریض شود به دکترهای شهرش مراجعه خواهد کرد: «مطمئنا. شهر ما متخصصان خوبی دارد.»

27...322

«مدتی سردرد و ناراحتی اعصاب داشتم و برای درمان به مشهد سفر کردم.» می‌پرسم: «چرا به دکترهای بیرجند مراجعه نکردید؟ «به چند دکتر مراجعه کردم، اما داروها جواب نمی‌داد.» آیا از درمان دکتر مشهد جواب گرفتید؟ «مدتی آنجا بودم، اما جواب نگرفتم و حالم بهتر نشد. به همین دلیل به همین شهر برگشتم و زیر نظر دکترهای اینجا هستم.» می‌پرسم آیا این سفر همراه با تفریح هم بوده است؟ «نه، فقط برای درمان رفتم و فرصت تفریح نداشتم.» به عنوان آخرین سوال می‌پرسم آیا از دکترهای شهرشان راضی است؟ «من خیلی مراجعه نمی‌کنم و سعی می‌کنم با داروهای گیاهی خودم را درمان کنم.»

41...322

«یک بار به مشهد رفته‌ایم، چون مادرم دیسک کمر دارد و دکتر متخصصی برای این کار در بیرجند نداشتیم.» گویا از این سفر هم نتیجه مثبت گرفته‌اند: «مادرم به چند دارو حساسیت داشت، اما دکترهای بیرجند تشخیص ندادند و دکتر مشهد توانست مشکل را برطرف کند.» می‌گویم آیا این به آن معناست که از دکترهای بیرجند راضی نیستید؟ «الان اوضاع دکترها خیلی بهتره و مادرم تحت نظر دکترهای اینجاست.» این سفر تنها برای درمان بوده و نتوانسته زمانی را به تفریح اختصاص دهد.

34...324

از هم‌صحبتان خوش‌شانس امروز مزاحم تلفنی است، چراکه تاکنون در زندگیش بیماری خاصی را تجربه نکرده است. هرچند از صدایش می‌شود حدس زد سن و سال زیادی ندارد: «تاکنون بستری نشده و همیشه سالم بوده‌ام.» اما آب گرم فردوس را تجربه کرده است: «آن هم برای تفریح. سفری برای درمان نداشته‌ام. راستش هرچند از دکترهای بیرجند راضی هستم اما درمان گیاهی را به درمان شیمیایی و دارو ترجیح می‌دهم.»

42...322

گوشی را به خواهرش می‌دهد. او هم دختر جوانی بوده و بیماری را تجربه نکرده است، هرچند تجربه ناراحت‌کننده بیماری و فوت پدرش را دارد: «برای درمان پدرم به مشهد رفتیم، چون بیماری قلبی داشت و باید آنژیو می‌کرد.» می‌پرسم آنژیو چیست؟ «فکر می‌کنم در آنژیو رگ‌ها را باز می‌کنند.» می‌گویم آیا این درمان رضایت‌بخش بوده است؟ «بله، اما چون قلبش نازک شده بود این درمان پاسخگو نبود و دیگر نمی‌شد مشهد برود.» چرا نمی‌شد؟ «هزینه‌اش زیاد بود همچنین دکترها می‌گفتند عمل قلب خطر زیادی دارد و احتمال آن که جانش را در عمل از دست دهد، زیاد است. هرچند نتیجه‌اش یکسان بود. پدر متاسفانه چندین مشکل داشت و به همین دلیل احتمال زنده ماندن بسیار کم بود.» می‌خواهم بدانم آیا از دکترهای بیرجند رضایت داشتند؟ «چند دکتر در ابتدا مراجعه کردیم که خوب نبوده و خیلی دنبال پول بودند، اما خدا را شکر یکی از دکترها خیلی کمکمان کرد. به دستور ایشان بود که برای درمان به مشهد رفتیم.» می‌پرسم آیا در سفرشان به مشهد تفریح و گردش را در کنار درمان داشته‌اند؟ «متاسفانه فرصتش پیش نیامد و تنها توانستیم برای زیارت به حرم برویم.» پدرش چندین بار هم برای درمان به آب گرم فردوس مراجعه کرده است: «پدرم چند بار رفته بود، چون گفته بودند برای قلب مفید و ممکن است اثرات مثبت داشته باشد، اما متاسفانه جواب نگرفت.»

01...322

او هم این تجربه را درباره والدینش داشته است، هرچند تجربه او تجربه‌ای غم‌انگیز نبوده و توانسته از آن نتیجه مثبت بگیرد: «پدر را برای آنژیو به مشهد بردیم. در بیرجند تشخیص دادند نیاز به آنژیو دارند، اما در مشهد دکتر تشخیص داد که نیاز ندارد و مشکلشان با قرص حل خواهد شد.» علت این سفر را نبود تجهیزات در بیرجند می‌داند و به نظرش این شهر دکترهای خوبی دارد.

28...322

«هم مشهد رفته‌ام و هم تهران. سال گذشته برای عمل قلب باز به مشهد رفتم و سپس برای چک آپ بعد از عمل به تهران رفتم.» تعجب می‌کنم: چرا به یک دکتر مراجعه نکردید و اصلا چرا هردو کار را در تهران انجام ندادید؟ «راستش بیرجند تنها یک دکتر پروازی برای عمل قلب باز دارد. وقتی من حالم بد شد دکتر بیرجند نبود و من را به سرعت به مشهد منتقل کردند. البته بیرجند کسی را نداشتم که بعد از عمل مراقبم باشد، اما خواهرهایم مشهد زندگی می‌کنند. پنج ماه خواهرهایم مراقبم بودند و وقتی حالم بهتر شد به اصرار دخترم که تهران زندگی می‌کند، به تهران رفتم و آنجا هم برای اطمینان آزمایش دادم و خدا را شکر الان حالم کاملا خوب است.» توضیحات مفصلش باعث می‌شود هیچ سوال و شبهه‌ای در ذهنم باقی نماند. در آخر می‌پرسم آیا در این مدت طولانی که در مشهد و تهران بوده، تفریح هم کرده است: «راستش پیش نیامد. هم من بیمار بودم و هم همسرم 86 سال سن دارد و دیگر حوصله تفریح ندارد.»

آزاده هاشمی منفرد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها