بازی امریکایی

از هنگام تدوین دکترین حمله پیشدستانه توسط نئومحافظه کاران امریکایی ، مدت زمان زیادی نمی گذرد. حادثه 11 سپتامبر سال 2001 فرصت طلایی را در اختیار راستگرایان امریکایی گذاشت تا برنامه های بلندمدت خود را جامه عمل بپوشانند.
کد خبر: ۸۷۸۱۴

اکنون چنین به نظر می رسد که استراتژیست های "جنگ بی انتها" یک گام دیگر برای نزدیک شدن به خواست حقیقی خود ، یعنی تسلط مطلق بر جهان برداشته اند.انتشار سند راهبری جدید وزارت دفاع امریکا - پنتاگون - گویای این واقعیت است که جهان قرن بیست و یکم کمتر از جهان قرن بیستم شاهد جنگ و خونریزی نخواهد بود. در این سند آمده است : "نیروهای ویژه قادر خواهند بود بدون اطلاع قبلی و به طور مخفیانه در همه جای جهان دست به عملیات بزنند و واحدهای جدید خواهند توانست سلاحهای هسته ای را ردیابی کرده و آنها را از کار بیندازند." طراحان سند جدید راهبری نظامی امریکا مدعی هستند که این راهکار برای مقابله با دشمنانی شبیه به شبکه القاعده در عصر اطلاعات در نظر گرفته شده و با جنگهای عصر صنعتی بسیار متفاوت خواهد بود. لیکن از آنجا که هنوز بر سر تعریف تروریسم و حقوق ملتها برای دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای اختلاف نظر عمیقی میان کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه وجود دارد ، استراتژی جدید امریکا می تواند سرمنشا جنگهای جدید و تهاجمات مکرر امریکایی علیه دیگر کشورها باشد.تهاجم نظامی امریکا به عراق به بهانه وجود سلاحهای کشتار جمعی بخوبی غیرمشروع بودن دکترین حمله پیشدستانه را به اثبات رساند. این جنگ برای نابودی سلاحهایی به راه افتاد که هرگز وجود نداشتند. ذهنیت غلط دولتمردان امریکایی و یا تحلیل اشتباه اطلاعاتی از جانب دستگاه های جاسوسی این کشور سبب شد که عراق به اشغال نظامی درآید. اگرچه عملکرد جنایتکارانه رژیم بعث عراق هرگونه دفاع از این رژیم را از میان برده است ، اما به هر حال این موضوع برخلاف تبلیغات امریکایی ها نمی تواند توجیه گر اشغال نظامی کشوری در آغاز هزاره سوم میلادی باشد. بنابراین اگر در مورد عراق ، آژانس های جاسوسی امریکا این گونه دچار خطای اطلاعاتی شدند ، چه بسا در راهبری جدید امریکا در برخورد با شبکه های تروریستی و کشورهای دارای سلاحهای تخریب جمعی نیز چنین اشتباهاتی تکرار شود. نکته دیگر آن که ، براساس منشور سازمان ملل متحد ، تنها دفاع مشروع در مقابل تجاوز نظامی به عنوان راه حل موقت نظامی تا زمان ورود شورای امنیت سازمان ملل متحد به ماجرا پذیرفته شده است . به عبارت دیگر ، تامین امنیت جهانی بر عهده سازمان ملل و شورای امنیت قرار گرفته تا کشورها به بهانه های مختلف ، دیگر به کشورها حمله نکنند. اما گویا اکنون قرار است دکترین امنیت دسته جمعی پیش پای دکترین حمله پیشدستانه و جنگ بی انتهای امریکایی ها ذبح شود. به عبارت دیگر ، از این پس جامعه جهانی شاهد حملات نظامی امریکا به گوشه و کنار جهان به بهانه مقابله با تروریست ها خواهد بود ، بدون آن که دولتمردان امریکایی خود را ملزم به ارائه توضیح و یا حتی اطلاع به شورای امنیت سازمان ملل متحد بدانند. بی تردید اجرای این استراتژی از سوی دیگر قدرتهای جهانی ، عصری از ناامنی ، بی ثباتی و جنگ را به همراه خواهد آورد. در پس دکترین های نظامی امریکا که در عصر حکومت جورج بوش به منصه ظهور رسیده ، حفظ برتری مطلق امریکا در مقایسه با رقبای احتمالی و جلوگیری از ظهور قدرت های جدید اولویت نخست را دارد. به عبارت دیگر در قرن بیست و یکم این ایالات متحده خواهد بود که بر جهان حکومت خواهد کرد و دیگر کشورها با فاصله بسیار زیادی از امریکا تنها نظاره گر بازی امریکایی باشند. اما این که این الگو در جهان در حال دگرگونی تا چه اندازه قابلیت اجرا دارد و آیا ملتها چنین تحمیلی را خواهند پذیرفت ، خود جای تامل دارد.

امیرعلی ابوالفتح
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها