در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ثمره یک عاشقانه موتوری
دانیکا فرزند اول بورلی آن و تری خوزه پاتریک است. والدین او در جریان یک مسابقه «اسنوموبیل» (مسابقات سرعت با موتورهای ویژه روی برف) با هم آشنا شدند و اولین ثمره این ازدواج، دانیکا بود. اولین تجربه دانیکا در رانندگی در ده سالگی اتفاق افتاد. در واقع یک حسادت خواهرانه، او را به سمت این رشته هدایت کرد. بروک، خواهر کوچکتر دانیکا، قصد حضور در «کارتینگ» را داشت و او هم که نمیخواست این تجربه را از دست بدهد، با او همراه شد. اما در حالی که بروک خیلی زود رانندگی را کنار گذاشت، دانیکا این رشته را حسابی جدی گرفت و ادامه داد.
مهاجرت و بازگشت
دانیکا در سال 1997 و زمانی که 15 سال داشت، در یک آکادمیتوسعه رانندگی بانوان حضور پیدا کرد. حضور در این آکادمیباعث آشنایی او با جان مکوم، مالک سابق یکی از تیمهای رقابتهای «ایندی کار» شد. مکوم که متوجه استعداد پاتریک شد، زمینه رفتن او به انگلیس و حضور در رقابتهای فورمولا فورد را فراهم کرد. دانیکا در انگلیس در رقابتهای ملی اتومبیلرانی این کشور حضور پیدا کرد؛ رقابتهایی که جیسون باتن، قهرمان آینده فرمول یک، هم در آن حضور داشت. او در سه سال حضور در رقابتهای فورمولا فورد، توانست در این رقابتها یک عنوان دومیبهدستآورد که در واقع بهترین عنوان یک راننده آمریکایی در این مسابقات بود.
در بازگشت، دانیکا به عضویت تیم «راهال لترمن ریسینگ» در آمد و اگرچه هرگز نتوانست در رقابتهای «باربر داج پرو» به قهرمانی برسد اما بارها روی سکو رفت و آنقدر خوب بود که توانست جواز حضور در رقابتهای «ایندی کار» را به دست آورد.
6 سال فراموش نشدنی در ایندی کار
دانیکا پاتریک با حضور در رقابتهای ایندی کار در سال 2005، به چهارمین راننده زنی تبدیل شد که این رقابتها را تجربه میکنند. پیش از او ژانت گوتریه، لین جیمز و سارا فیشر در این رقابتها حضور پیدا کرده بودند اما دانیکا در همان اولین دور زمانگیری اولین مسابقه نشان داد که قرار نیست مانند رانندههای زن قبلی یک شرکتکننده صرف باشد. او بهرغم یک اشتباه، توانست در زمانگیری در رتبه چهارم قرار بگیرد که بهترین رتبه برای یک راننده زن در مسابقات بود. در همان سال در رقابتهای ایندیاناپولیس، در زمانبندی در رتبه اول قرار گرفت و مسابقه را از خط یک شروع کرد؛ اتفاقی که پیش از آن هرگز رخ نداده بود. در آن فصل دانیکا در مجموع در رتبه دوازدهم قرار گرفت و به عنوان بهترین راننده تازه وارد رقابتها انتخاب شد.
بعد از یک فصل ناامید کننده در رقابتهای سال 2006، دانیکا در سالهای 2007 تا 2009، هر بار رتبه بهتری کسب کرد. او سال 2007 در رتبه هفتم قرار گرفت و در سالهای بعد به ترتیب ششم و پنجم شد. رتبه پنجمیاو در سال 2009، در واقع بهترین رتبه یک راننده آمریکایی در رقابتهای ایندی کار محسوب میشد.
در سال 2010 دانیکا در ایندی کار دهم شد اما توانست یک رکورد جالب از خود به جا بگذارد. او که در سال 2009 تنها یک مسابقه فصل را به پایان نرسانده بود، در سال 2010 در همه مسابقات به خط پایان رسید و یک رکورد جدید را به جا گذاشت.
او یک سال دیگر هم در ایندی کار به رقابت پرداخت و پس از آن در سال 2012 پای به مسابقات ناسکار گذاشت. عملکرد درخشانش در ناسکار، این فرصت را فراهم کرد تا مجوز حضور در رقابتهای دیتونا 500 را پیدا کند. در سال 2013 بود که توانست در این رقابتها عنوان هشتم را به دست بیاورد و بار دیگر یک رکورد در بین رانندههای زن به جای بگذارد.
موانع مبارزه در یک دنیای مردانه
حضور دانیکا در رقابتهایی که بیشتر دستاندرکاران و حتی تماشاگرانش را مردان تشکیل میدادند، برای بعضیها قابل قبول نبود. گروهی او را یک راننده متوسط میدانستند که تنها به خاطر زن بودنش مورد توجه قرار گرفته و حتی بعضیها وزن کمتر او نسبت به رانندههای مرد را یک امتیاز برای او در مسابقات میدانستند.
اما دانیکا همیشه ترجیح داد به جای توجه به این طعنهها، روی تواناییهای خودش تمرکز کند: «باید به آنچه انجام میدهید، باور داشته باشید. باید از تواناییهایتان مطمئن باشد؛ باید قاطع باشید و از همه چیزهایی که کمک میکند پوست تان کلفت شود، کمک بگیرید. هر چه بالاتر بروید، افراد بیشتری شما را میبینند و بیشتر در موردتان قضاوت میکنند. برای من این اتفاق در طول زمان رخ داد و یک لایه محافظتی اطراف من به وجود آورد. خیلیها در مورد من چیزهایی میگویند اما این نمیتواند تمرکزم را به هم بزند.»
بهنام جعفرزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: