jamejamnashriyat
کد خبر: ۸۷۶۸۸۶   ۰۸ بهمن ۱۳۹۴  |  ۰۰:۰۱

پسر جوان وقتی با دستور زنی برای قتل شوهر او اجیر شد، نمی‌دانست سرنوشت شومی در انتظارش است. او قرار بود با همدستی دختری جوان نقشه قتل را اجرا کند که پس از ناکامی در قتل مرد جوان ناپدید شد و ماموران یک سال بعد جسدی با مشخصات او پیدا کردند.

به گزارش جام‌جم، اوایل زمستان سال گذشته خانواده‌ای با حضور در پلیس آگاهی شهرستان رباط‌کریم از ناپدید شدن پسر جوانشان خبر دادند. با تحقیق از این خانواده مشخص شد مرد جوان چند روز قبل برای انجام کاری، خانه‌شان در یکی از محله‌های رباط‌کریم را ترک کرده و دیگر بازنگشته است. در این مدت هم تلفن همراهش خاموش بود.

همزمان با تشکیل پرونده قضایی در شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان رباط‌کریم، با دستور بازپرس پرونده تحقیقات پلیس جنایی برای یافتن وی آغاز شد، اما موفق به یافتن وی نشدند. با گذشت یک سال از گم شدن پسر جوان، کارآگاهان جنایی به سرنخ‌های جدیدی دست یافتند که نشان می‌داد مرد گمشده با دختری جوان به نام لیلا آشنایی داشته که همزمان با ناپدید شدن پسر جوان، لیلا هم ناپدید شده است. با به دست آمدن مشخصات دختر جوان، او به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب پلیس قرار گرفت تا این که هفته گذشته ماموران خانه این دختر جوان را شناسایی کرده و او با هماهنگی قضایی بازداشت شد. وی با انتقال به پلیس جنایی بازجویی شد و اظهارات ضد و نقیضی را بیان کرد و مدعی شد مدتی با پسر جوان دوست بوده و بعد از آن که ارتباطشان پایان گرفته، دیگر از او خبری ندارد. او حتی برای صحت گفته‌هایش، زنی را به عنوان شاهد معرفی کرد که از ارتباط دوستی او با مرد گمشده مطلع بود.

در این مرحله شاهد ماجرا برای تحقیقات فراخوانده شد. او زمانی که مورد بازجویی پلیسی قرار گرفت، اظهارات ضد و نقیضی را بیان کرد تا این که پرده از راز یک سوءقصد ناکام برداشت. این زن در اظهاراتش گفت: با دختر جوان، از یک سال و نیم قبل آشنا شدم. آن زمان من اختلاف‌های زیادی با شوهرم داشتم. دامنه این اختلاف‌ها به حدی بود که تصمیم به قتل شوهرم گرفتم و موضوع را با دختر جوان در میان گذاشتم که او قول داد به من کمک کند، اما باید مبلغی پول به او بپردازم. یک روز همراه مردی که می‌گفت پسر مورد علاقه‌اش است، به ملاقاتم آمد. آنها گفتند پول را تحویل می‌گیرند و دو نفری نقشه قتل شوهرم را اجرا می‌کنند. اوایل زمستان سال گذشته تصمیم به اجرای نقشه‌مان گرفتیم. وی اضافه کرد: زمانی که شوهرم خانه را ترک کرد، از طریق پیامک با هردویشان در ارتباط بودم و لحظه به لحظه محل حضور همسرم را به آنها اطلاع می‌دادم. از هردویشان خواستم به گونه‌ای این نقشه را اجرا کنند که هیچ‌گونه ردی از من بر جای نماند. قرار بود تا ظهر شوهرم کشته شود، اما شب هنگام که او در سلامت کامل به خانه‌مان بازگشت، شوکه شده بودم. گمان کردم زنی که دوستم بوده و مرد مورد علاقه‌اش به من دروغ گفته‌اند و کاری از پیش نبرده‌اند. با آنها تماس گرفتم، اما پاسخگوی من نبودند.

در ادامه، بازپرس محسن پورساداتی دستور تحقیقات دوباره از دختر جوان را صادر کرد. در این مرحله، کارآگاهان جنایی چند روزی به تحقیقات از وی ادامه دادند تا این که لیلا این بار در اظهاراتش گفت: گفته‌های زن جوان صحت دارد. من و مرد مورد علاقه‌ام قرار بود طبق نقشه از پیش طراحی شده شوهر او را به قتل برسانیم و بعد دستمزدمان را بگیرم. همه برنامه‌ها برای اجرای جنایت خوب پیش می‌رفت، اما شوهر وی به یکباره مسیرش را تغییر داده و نقشه‌مان بر هم خورد. متهم جوان اضافه کرد: زمانی که مرد مورد علاقه‌ام نزدم آمد و اطلاع داد که مرد مورد نظر در محل حاضر نشده و نتوانسته طبق نقشه عمل کند، نمی‌دانستم حالا باید چه کنم و چه جوابی به آن زن بدهم، چون او اگر می‌فهمید که شوهرش زنده مانده، دیگر حاضر نبود به ما پولی بپردازد. مرد مورد علاقه‌ام چند ساعتی با من بود و بعد تصمیم گرفتیم پول را از زن اجیرکننده بگیرم و بعد از او بخواهیم یک فرصت دیگر برای اجرای این جنایت به ما بدهد که او متوجه ماجرا شد و دیگر پولی به ما نپرداخت. بعد از آن هم بر سر همین موضوع، من با پسر جوان مشاجره کردم و بعد از آن دوستی ما پایان گرفت و دیگر همدیگر را ملاقات نکردیم و حتی از سرنوشت او بی‌اطلاع هستم. با کشف این سرنخ، ماموران احتمال دادند مرد جوان به قتل رسیده باشد. بنابراین به بررسی آلبوم افراد مجهول‌الهویه پرداختند که مشخص شد تصویر جسد یک مرد مجهول‌الهویه که به قتل رسیده و در یکی از محله‌های شهرستان شهریار توسط پلیس کشف و مدتی بعد دفن شده، با مشخصات مرد گمشده مطابقت دارد. با مشخص شدن این موضوع، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد. تحقیقات پلیس جنایی در حالی از لیلا برای رازگشایی از این ماجرا ادامه دارد که بازپرس پرونده دستور نبش قبر جسد مجهول‌الهویه را صادر کرده تا با انتقال آن به پزشکی قانونی و آزمایش‌های دی.ان.ای هویت مقتول مشخص شود .

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر