معمای پلیسی

انتقام برادرخوانده

ساعت شش صبح جمعه سروان با صدای زنگ تلفن همراه از خواب بیدار شد. در طول هفته منتظر جمعه بود تا شاید بتواند کمی بیشتر بخوابد. تلفن را جواب داد. رئیس اداره آگاهی بود. بعد از سلام از قتل یکی از مدیران دولتی خبر داد و از سروان خواست سریع خود را به محل قتل در شمال تهران برساند. کارآگاه آدرس را یادداشت کرد و راهی محل جنایت شد. می‌دانست پرونده دارای حساسیت بالایی است که رئیس اداره آگاهی تماس گرفته و در روزی که او کشیک نبوده خواسته به محل قتل برود.
کد خبر: ۸۷۵۹۴۸

قتل در یکی از برج‌های معروف قیطریه رخ داده بود. خودروهای پلیس، پزشکی قانونی و بازپرس جنایی مقابل ساختمان پارک بود. کارآگاه با نشان دادن کارت شناسایی وارد ساختمان شد. با راهنمایی سرباز کلانتری به طبقه ششم رفت. آپارتمان مقتول در آن طبقه قرار داشت. وارد آپارتمان شد. آثاری از بهم ریختگی دیده نمی‌شد.

افسر کلانتری با مشاهده کارآگاه به سمت او آمد و در گزارش خود گفت: ساعت پنج صبح مردی هراسان با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 تماس گرفت و مدعی شد برادرش قربانی سرقت شده است. آدرس را یادداشت کرده و نزدیک‌ترین گشتی پلیس را راهی محل مورد نظر کردیم‌. وقتی مامور گشت موضوع را تایید کرد، من و رئیس کلانتری به اینجا آمدیم. مقتول یکی از مدیران دولتی است که انتشار خبر قتل او می‌تواند شایعاتی را همراه داشته باشد.

در مورد نحوه قتل بگو.

جسد در مقابل در آشپزخانه افتاده و گلوله‌ای از پشت سر به او شلیک شده بود. او لباس کوهنوردی به تن داشت و به نظر می‌رسد قصد داشته به کوهنوردی برود. البته این را هم بگویم که قاتل و مقتول با هم آشنا بودند و قاتل بدون مقاومتی به اینجا آمده بود.

جسد را چه کسی پیدا کرده بود؟

برادر ناتنی مقتول. قرار بود با هم کوه بروند. مرد جوان با مشاهده جسد شوکه شده و به‌سختی صحبت می‌کند. نکته جالب اینجاست که دو برادر تا چندی قبل با هم سر تقسیم ارثیه مشکل داشتند، اما برادر کوچک‌تر با فراموش کردن کدورت‌ها دوباره با برادر بزرگ‌ترش خوب شده بود.

مقتول تنها زندگی می‌کرد؟

نه خانواده‌اش در مسافرت بودند.

همسایه‌ها صدای شلیک را نشنیده‌اند؟

نه‌. به احتمال قوی از صدا خفه‌کن استفاده شده است.

سروان خود را بالای سر جسد رساند و پارچه سفیدی را که روی او بود، کنار زد. مقتول با صورت روی زمین افتاده و گلوله از پشت به قلبش اصابت کرده بود. خورده‌های شیشه ساعت در اطراف جسد پراکنده بود. عقربه‌های ساعت روی سه و نیم بی‌حرکت مانده بود. هیچ آثاری از درگیری دیده نمی‌شد و مقتول غافلگیر شده بود.

کارآگاه سپس از افسر کلانتری خواست برادر مقتول را برای تحقیق نزد او بیاورد. مرد جوان که حدود 15 سال از مقتول کوچک‌تر بود، سعی می‌کرد خود را آرام نشان دهد.

امروز چرا اینجا آمدی؟

قرار بود همراه برادرم به کوهنوردی برویم. خانواده‌اش به مسافرت رفته بودند و دیشب قرار گذاشتیم به کوه برویم. ماشین را خانواده‌اش برده بودند به همین دلیل من دنبالش آمدم. صبح ساعت سه از خواب بیدار شدم. چند بار با او تماس گرفتم، اما جواب نداد. راهی خانه او شدم؛ فکر کردم خواب است‌. در مسیر بنزین زدم تا بیشتر استراحت کند. وقتی مقابل خانه رسیدم هم چندبار زنگ آپارتمانش را زدم، اما باز هم جواب نداد. در ساختمان باز بود. وارد خانه شده و خود را مقابل آپارتمان رساندم. در آپارتمان هم باز بود. برادرم خیلی محتاط بود. مطمئن شدم اتفاق بدی رخ داده است. وارد خانه شدم. جسد برادرم غرق در خون روی زمین افتاده بود. خیلی ترسیده بود. سریع از خانه خارج شده و موضوع را به پلیس اطلاع دادم.

برادرتان با کسی مشکل نداشت؟

نه او مرد آرامی بود‌. البته به خاطر موقعیتش دشمن داشت. قتل هم توسط یکی از همین دشمنانش انجام شده است.

سروان پس از تحقیق از مرد جوان یک بار دیگر صحنه را بررسی کرد، نگاهی به یادداشت‌هایش انداخت و بعد برادر ناتنی مقتول را به عنوان قاتل معرفی کرد.

پاسخ معمای پلیسی زن تنها، قربانی جنایت

سروان با اشاره به دو دلیل دوست شوهر مقتول را به عنوان قاتل معرفی کرد:

1ـ او تنها کسی بود که از تنها بودن مقتول در خانه اطلاع داشت.

2ـ زمان حضور قاتل در خانه و اصرار مقتول برای قطع کردن سریع تلفن.

در مسابقه هفته گذشته 2093 نفر شرکت کرده بودند که 361 نفر پاسخ صحیح داده‌اند. از میان افرادی که پاسخ صحیح داده‌اند، حسین شبستری از تهران و مانی ملکی از بوشهر به قید قرعه برنده شده‌اند.

شما خوانندگان با اشاره به دو دلیل سروان میری در معرفی قاتل پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.

وحید شکری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها