زنگارهای مشارکت

مفهوم مشارکت در آموزش و پرورش مفهومی گسترده است که در تعریف از آن می توان گفت : مشارکت در آموزش و پرورش به معنی ایجاد، حفظ و گسترش خلاقانه ارتباط میان مدرسه ، خانواده و جامعه است.
کد خبر: ۸۷۵۵۷

مشارکت های مردمی در آموزش و پرورش مقوله ای است که امروزه در نظامهای آموزش و پرورش بر آن تاکید فراوانی شده و می شود. شرایط و زمینه های دستیابی به این مشارکت با هدف بالا بردن کارایی و افزایش سطح یادگیری دانش آموزان موضوع بسیار مهمی است که در درجه اول و گام نخست دامنه مشارکت های مردمی قرار دارد.
آنچه مفهوم مشارکت های مردمی را همراه ویژگی ها، شرایط و تاثیرات آن مفهومی دلپذیر و قابل استناد می کند، فراهم آوردن فضا، زمان و مکان مناسب برای مشارکت است.
در واقع مشارکت در آموزش و پرورش نیازمند زمینه ها و بسترهایی است که اگر بخوبی تدوین ، تبیین و ایجاد نشود مشارکت مردمی در حد تعریف می ماند و از آن جلوتر نخواهد رفت.
اما آنچه به صورت خلاصه می توان درباره این شرایط و پیش زمینه ها و بسترها گفت این است که نخست باید بدانیم از مشارکت مردمی در آموزش و پرورش چه می خواهیم. این خواستن درواقع همان هدف و نتیجه مشارکت است که در تعریف مشارکت های مردمی نیز می گنجد.
معمولا هدف هر مشارکت و کار جمعی بالا بردن میزان تاثیرگذاری هر سازمان برای رسیدن بهتر و دستیابی سریع تر به اهداف و برنامه هاست.
حال آموزش و پرورش هم به عنوان نهادی رسمی برای آموزش علوم رسمی و آموزه های غیررسمی می تواند و باید با مشارکت ارگان ها به فعالیت در آموزش و پرورش و سپس افزایش کارایی در آموزش دانش آموزان و آماده کردن آنها برای زندگی دست یابد.
سوال این است که چه کسی باید برای رسیدن به استانداردهای مشارکتی در آموزش و پرورش گام اول را بردارد. آیا آموزش و پرورش باید مردم را به مشارکت دعوت کند یا مردم به عنوان والدین دانش آموزان برای مشارکت پیشقدم شوند.
در پاسخ باید گفت : مشارکت آن گونه که از تعریف مفهوم ذاتی آن برمی آید مساله جمعی است و با شراکت معنا می یابد. در این شراکت و کار جمعی هر شخصیت حقیقی و حقوقی باید وظیفه ای را بر عهده گیرد تا مشارکت شکل بگیرد. مشارکت مردم در آموزش و پرورش هم از این قاعده مستثنا نیست.
منتها در تقابل آموزش های رسمی و غیررسمی جامعه ، آموزش و پرورش به عنوان نماد و مسوول آموزش های رسمی باید ابتدا خود را به دامنه آموزش های غیررسمی و عرفی جامعه و نهاد و مسوول آن یعنی خانواده بقبولاند.
به سخنی دیگر این آموزش و پرورش است که باید با تعریف مفهوم مشارکت مردمی ، تبیین آن برای خانواده ها و مهمتر از همه ایجاد شرایط مشارکت و ملموس کردن تاثیر مشارکت مردمی بر بهبود روند آموزش فرزندان جامعه آنها را به همکاری و مشارکت در پیاده کردن اهداف و برنامه های خود جذب کند.
در واقع این آموزش و پرورش است که باید با ایجاد فضایی قابل درک و شفاف ، مراحل مختلف مشارکت و زمینه های گوناگون همکاری مردم را با خود ترسیم کند تا والدین بدانند اگر در ارتباطی دوسویه با معلمان فرزندان خود و تعاملی مثبت با مدیران مدارس قرار گیرند و درکی متقابل با نظام آموزش و پرورش بیابند آن گاه بهتر و راحت تر می توانند دغدغه های خود را درباره آموزش و پرورش و نگرانی هایشان در باب تاثیر مثبت یا احیانا منفی کلاسهای درس در آینده فرزندان خود تبدیل به رویایی شیرین کنند.
در حقیقت مشارکت مردمی در آموزش و پرورش را می توان به حقوق متقابل آموزش و پرورش به مردم تعبیر کرد. حقوقی که شاید نیازمند تعریف و بازتعریف و شفاف سازی است.
این وظیفه آموزش و پرورش است و باید در قبال وظایفی که دارد به مردم و خانواده گوشزد کند که آنها می توانند و باید در ارتباط تنگاتنگ با آموزش و پرورش باشند تا آموزش و پرورش با فراغ بال و از طریق کمک گیری از یار اصلی خود یعنی خانواده به وظایف خود عمل کند.
اگر این مفهوم را در شرایط فعلی و در بستر عمل بخواهیم ردیابی کنیم ، باید متذکر شویم که در حال حاضر نخستین گام آموزش و پرورش برای رسیدن به سطح مطلوبی از مشارکت مردمی ، زدودن انگاره ها و زنگارهای محدود شدن دامنه مشارکت مردمی به مشارکت های صرفا مالی است.

صولت فروتن
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها