در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ولی گذشته از رویاهای فردیمان، همه ما آرزوهای مشترکی داشته و داریم. همه ما وقتی در کودکی، خودمان را در لباس پلیس، مهندس، معلم، پزشک و راننده میکشیدیم، جهانی که در اطرافمان ترسیم می کردیم جهانی زیبا و آسمانی پاک و زمینی سبز بود. پس چه شد این رویای جمعیمان را نتوانستیم محقق کنیم؟ چرا یادمان رفت که آرزو داشتهایم جهانمان پاک و آسمانمان پاکیزه باشد؟
من امروز در جایگاه شغلیام وظیفه فرهنگسازی و معلمی دارم. وظیفه دارم به جامعه آموزش بدهم طوری رانندگی کنند که دچار حادثه نشوند، آموزش بدهم جوری در خیابانها تردد کنند که حقوق دیگران ضایع نشود و خودشان هم با نظم و آسودگی به مقصدشان برسند. بر خود فرض میدانم به افراد جامعه یادآوری کنم که رعایت قوانین باعث آرامش و امنیت میشود. و البته اگر آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم از رسانههای جمعی برای گروه اندکی از رانندگان مفید و موثر نبود بهوسیله من و همکارانم اعمال قانون شده و پاکیزه نگه داشتن هوا را به آنان یادآور خواهیم شد. با وجود این هم به عنوان معاون اجتماعی و فرهنگ ترافیک پلیس راهور ناجا و هم به عنوان یک فرد که در نقاشیهای کودکیاش – مثل همه – آسمان را آبی و زمین را سبز نقاشی میکرده به همه میگویم که نباید رویاهایمان را فراموش کنیم.
سرهنگ عینالله جهانی
معاون اجتماعی و فرهنگ ترافیک پلیس راهور ناجا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: