در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقت امضا توی محضر دبّه درمیآورد
گاه حتی توی محضر میزند امضا، ولی
موقع رفتن دمِ در دبّه درمیآورد
پشت چشمش را که نازک کرد و روی از من گرفت
یعنی این که بار دیگر دبّه درمیآورد
تا توافق نامه اجرایی شود مابین ِ ما
همچو آمریکا مکرر دبّه درمیآورد
احتمالا دورهای دیده است در کاخسفید
بس که این یارِ ستمگر دبّه درمیآورد
بُرد تا با اوست، خندان تاس میریزد،
ولی چون که میافتد به شِشدر دبّه درمیآورد
گاه سهوا طالع سعدی نصیبم میشود
چرخ تا راضیشد، اختر دبّه درمیآورد
میروم از دختر رَز خواستگاری میکنم
خطبه را ناخوانده، مادر دبّه درمیآورد
زانطرف جا میزند در هودجِ خود نوعروس
باده یعنی توی ساغر دبّه درمیآورد
گفتم این یکخرده از آن بهتر است؛ اما دریغ
این از آن صدبار بدتر دبّه درمیآورد!
الغرض گفتم چهل بیتی بگویم منتها
طبعشعرِ خاک بر سر دبّه درمیآورد!
سعید سلیمانپور ارومی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: