اگر 0 و 2 کنار هم نباشند

فصل امتحانات امسال دانش‌آموزان «فصل امتحان» نبود، «فصل مرگ» بود. تعدادی دانش‌آموز در کمتر از چند روز خودکشی کردند. رفته بودند مدرسه، اما برای آخرین بار. امتحانات سخت نبود؛ مثل هر سال، مثل همه آزمون‌هایی که اگر هم بی‌جواب ماند، گذاشتیم و گذشتیم و بزرگ شدیم. بچه‌ مدرسه‌ای‌ها اما، هنوز این را نمی‌دانند، استرس امتحانات و نمره قبولی برایشان سدی بزرگ است.
کد خبر: ۸۷۳۸۲۰

کودکانی که به مرگ خودخواسته تن دادند، درک بچگانه‌شان انگار تاب مشکلات کوچک را نداشت. هنوز به میانه زندگی هم نرسیده بودند که مرگ خودخواسته در دنیای بچگی، آنها را با خود برد. دردشان عمیق بود و هیچ‌کدام از آنها نمی‌دانستند چطور باید مشق زندگی را نوشت. در مدرسه به آنها فارسی و ریاضی و علوم یاد داده بودند، اما آنها زندگی کردن را بلد نبودند. طناب‌های ضخیم پلاستیکی دانش‌آموزان را در خودش پیچید. مادرانشان اولین کسانی بودند که این صحنه دردناک را دیدند. بچه‌ها در اتاق اسباب‌بازی‌هایشان روی زمین نبودند، می‌چرخیدند در هوا. دیگر دیر شده بود. جانِ بچه‌ها، کوچک بود و مرگ بی‌رحمانه نفس‌هایشان را برید. بعد از آنها خانواده‌هایشان ماندند و روزهایی که طی نشد. می‌گفتند بچه‌شان مُرد، به همین سادگی. چه خبرهایی که منتشر نشد و چه معماهایی که بی جواب ماند. خانواده‌ها دیگر از درهای بسته اتاق کودکانشان می‌ترسیدند. خودشان را مقصر می‌دانستند؛ و این درد عذاب وجدان لعنتی، روی قلبشان خطی عمیق می‌انداخت.

همین چند ماه پیش، امتحان‌های خرداد ماه سال تحصیلی 94ـ 93 هم پسر بچه‌ای به دلیل نمره‌های کارنامه‌اش به مرگ خودخواسته تن داد؛ وقتی که مادرش رفته بود کارنامه‌اش را بگیرد. اعدام بازی را در ذهن کودکانه‌اش مرور کرد. پایش که به خانه رسید، قبل از این‌که پاکت کارنامه‌اش باز شود، طناب مرگش را از سقف اتاقش آویخت و به بیمارستان نرسیده بود که تمام کرد. 14 سالش بود. هنوز خیلی وقت داشت که زندگی کند. هنوز خیلی وقت داشت که بچگی کند، حتی اگر در کارنامه‌اش صفر در کنار 2 نبود.

براستی چه بر کودکان دانش‌آموز می‌گذرد؟ دردشان چیست؟ این خشونت در دنیای بچگی‌شان چطور پاگذاشت؟کاش آنها که مسئول تدریس کتاب‌های مدرسه‌اند، زندگی را هم ‌آموزش می‌دادند. چقدر این شهر، این روستاها، این خانه‌ها برای آدم‌ها، برای بچه‌ها، برای «امیرحسین»ها ترسناک ‌است؟ یعنی چند ماه دیگر، نه... شاید چند روز دیگر پرونده‌ای مشابه به دادسرای جنایی ارجاع شود؟ چه کسی مقصر است؟

«خانواده» یا شاید هم «مدرسه». نه، چرا راه دور برویم؟ «طناب»، مقصر اصلی این حادثه است؛ همان طنابی که از سقف آویزان شد و به این سو و آن سو رفت. چقدر کودکی ترسناک شده و چه چیزهایی را، چه زندگی‌هایی را برای «هیچ» نابود می‌کند.

بهناز مقدسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها