حسین رفیعی: من کارگر مردم هستم

حسین رفیعی، مجری و بازیگر تلویزیون در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان درباره روزگار کودکی‌اش گفته است: کودکی من با انقلاب و جنگ همراه بود. من در کودکی در کنار تحصیل پیش پدرم کار می‌کردم و کارهای مرمت آثار قدیمی را انجام می‌دادم. نسل من آخرین نسلی بود که پیاده به مدرسه می‌رفت، تلفن همگانی را می‌شناخت، با 15 ریال ساندویچ می‌خوردند، تفریحشان ساخت قایق کاغذی بود و... در حال حاضر در همان مغازه‌ای که در کودکی همراه پدرم کار می‌کردم، آتلیه نقاشی دارم.
کد خبر: ۸۷۲۷۵۹

وی در ادامه تصریح کرده است: بازی‌های ما در کودکی سراسر شور، ‌نشاط و ورزش بود. تابستان‌ها دوچرخه‌سواری می‌کردیم. خودمان پنچری دوچرخه‌هایمان را می‌گرفتیم،‌ ترمز دوچرخه‌هایمان دمپایی ابری‌هایی بود که روی زمین می‌گذاشتیم و ترمز می‌کردیم. ما که پدرانمان هم وضع مالی خوبی داشتند؛ اما بلال و فرفره و... می‌فروختیم. در آن موقع جمله‌ای می‌گفتیم که حالا آن منقرض شده است: «شما همه با هم، من خودم تنها و یک‌ یار هم در دلم دارم» اما این روزها از آن یار در دل خبری نیست. امیدوارم بچه‌های الان از پدر و مادرهایشان بپرسند و بچه‌ها به آن روزها برگردند. نه درسخوان بودم و نه تنبل. یک معلم داشتیم که می‌گفت: «اگر خوب درس نخوانید، زمان رسیدن انگورها هم شما را می‌بینم» که منظورشان شهریور بود. تقلب کردن در زمان ما خیلی مرسوم بود و همیشه به معلم‌ها می‌گفتیم: «آقا 9 را 10 می‌دهید.» من سال 69 که دانش‌آموز سوم دبیرستان بودم با رتبه خوب در دانشگاه آزاد قبول شدم و یک‌ سال مرخصی گرفتم تا بعد از گرفتن دیپلم به دانشگاه بروم. خیلی بیش‌فعال بودم. سه‌بار خانه‌مان را آتش زدم، چند بار سرم به تیر چراغ‌ برق کوچه برخورد کرد، یک‌بار از لای پره‌های یک موتور رکس مرا بیرون آوردند که سرم 14 تا بخیه خورد و... همیشه مادرم می‌گفت: «این بزرگ می‌شود؟»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها