در این بین فقط قتلهایی که ناشی از جنون باشد، از حالت عمد خارج شده و در رده قتلهای غیرعمد قرار میگیرد. همچنین قتلهایی که ناشی از مستی یا مصرف مواد مخدر (البته در اشخاصی که با نیت قتل این مواد را مصرف نکرده باشند) نیز عنوان قتل غیرعمد، شبه عمد یا خطای محض را به خود میگیرد.
با وجودی که آمارها نشان میدهد قتلهای ناشی از عصبانیتهای آنی در حال رشد است، اما قتل ناشی از عصبانیت در کشور ما مانند قتل عمد تلقی میشود و با اینکه عصبانیت بخشی از اراده و اعتقاد فرد را دچار تختیش میکند و تعادل روانی را از او میگیرد، اما در قوانین ما این فعل و انفعالات درونی هیچ تاثیری در مجازات و مسئولیت کیفری ندارد و قاتل مانند کسی که قتل عمد انجام داده است، مجازات میشود.
این در حالی است که در اکثر کشورهای جهان اگر عصبانیت به گونهای باشد که موجب تضعیف عقل شود و فرد کارهایی را انجام دهد که در زمان آرامش اعتقادی به آنها ندارد به همان میزان که عقاید و عقل دچار اختلال شده است، مجازات تقلیل پیدا میکند. اما خشم در کشور ما برای قتلهای انفجاری و عصبانیت انفجاری هیچگونه تاثیری در تخفیف مجازات ندارد و عمدی تلقی میشود، حال فرقی نمیکند که این قتل در مشاجرههای خانوادگی اتفاق افتاده باشد یا در مشاجرههای حوادث رانندگی یا درگیریهایی که بین دوستان به وجود میآید.
حال اگر فردی بعد از انجام قتل ادعای جنون داشته باشد این ادعا توسط پزشکی قانونی و روانشناسان بررسی و در صورت صحت آن، قتل عمد به غیر عمد تبدیل میشود، اما شرایط جنون را باید پزشکان معتمد تایید کنند. در درجات قتل، آنهایی که در رده قتلهای غیر عمد تعریف میشوند مجازاتشان اعدام نیست. اما برخلاف تصوری که وجود دارد برای قتلهای غیرعمد حسب مورد مجازات تعیین میشود و مجازات آنها حبسهای طولانی مدت نیست.
قتلهای غیرعمدی بر حسب مورد به دونوع متوسط و سبک تقسیم میشود. البته ما بارها توصیه کردیم قتلها را به عمدی و غیر عمدی تبدیل نکنیم، باید قتلهای سازمان یافته و با نیت و قصد قبلی و قتلهای حرفهای را با قتلهایی که بر اثر حملات عصبی و عصبانیت آنی و بدون نیت قبلی انجام میگیرد، متفاوت اعلام کرد.
البته ناگفته نماند که در «بند ب ماده 190 قانون مجازات اسلامی جدید» برای قتل با ابزار کشنده و اقدام به قتل بدون نیت قبلی با آلات کشنده تفاوت قایل شدهاند، اگر فرد قصد کشتن یا زدن کسی را نداشته باشد، اگر او آگاهی به قتاله بودن آلت نداشته یا آگاهی داشته باشد اما به منظور قتل از آن استفاده نکرده باشد برای مثال چوب خشکی را پرت کند که به گیجگاه فرد خورده و او کشته شود یا چاقوی میوهخوری را بر اثر عصبانیت پرت کند و فردی کشته شود بهتازگی در قانون آن را قتل غیرعمد تشخیص دادهاند. این موضوعات پیش از این جزو همان دسته قتلهای عمدی تلقی میشد که در قانون مجازات جدید و بند فوقالذکر به قتل غیرعمد تغییر کرده است.
علی نجفی توانا - جرمشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم