پیشکسوت دوبله با اشاره به فعالیتش در دوران کودکی و نوجوانی گفت: پدرم من را به سر کار میبرد و من دوست داشتم مجسمهسازی را یاد بگیرم، ولی خب مجسمهساز نشدم، البته علاقه خیلی زیادی هم به حرفه پدرم نداشتم. پدرم انسان اهل هنر، خوشبیان و خوش اخلاقی بود و شبها که همه دور هم بودند قصههایی را از ویکتور هوگو میخواند و محتوای قصه را با شرایط آن روز تهران تطبیق میکردند، پدرم هرچند خیلی جدی بود ولی هیچ وقت ما را تنبیه نمیکرد. پیشکسوت دوبله ایران ادامه داد: عبدالحسین نوشین تئاتر را به صورت حرفهای در ایران آغاز کرد و خود من به تئاتر علاقه زیادی داشتم و مرحوم سمندریان هم علاقه داشت و بعدا برای ادامه تحصیل به آلمان رفت، من در آن زمان خیلی تئاتر میدیدم و بعدا آقای معینیان صدای من را روی فیلمها شنیده بودند و دعوتم کردند که من از دوبلاژ به رادیو رفتم.
بهرام در مورد حضورش در سریال مختارنامه گفت: آقای میرباقری من را دعوت به کار کرد و من هم قبول کردم که در مختار نامه صحبت کنم و در بین دیگر فیلمهای ایرانی واقعا برای فیلم مختار زحمت زیادی کشیده شده بود و من هم با علاقه نریشن این سریال را گفتم.
وی با اشاره به این که چه چیزی او را در زندگی ناراحت میکند، گفت: ناهماهنگی روزگار به معنی بینظمی و مسائل مادی و معنوی من را عصبی میکند و انتظارات من به لحاظ مادی از شغلم برآورده نشده است و امروز باید در شرایط بهتری زندگی میکردم؛ مانند افرادی که در دیگر کشورها کار دوبله انجام میدهند و زندگی خوبی دارند، البته هنر دوبله ایران به اعتراف شرق و غرب در دنیا اول است، ولی افرادی که در کشورهای دیگر در کار هنر هستند وضعیت خوبی دارند.
پیشکسوت دوبله ایران درباره اینکه چه چیزی خوشحالش میکند، گفت: موفقیتهای خوب و کمک به دیگران چه مادی و معنوی من را خوشحال میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم